آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۷۱۳۲
ایران فرهنگی
۷

یادنامه ای در هفتاد و پنجمین سالروز تولد علی حاتمی که به «سینمای ملی» معنا بخشید

فیلمساز، ادیب، نقاش 
هادی مرزبان / بازیگر و کارگردان تئاتر

علی حاتمی را نمی توان تنها فیلمساز دانست. او ادیب و نقاش زبردستی هم بود، چراکه با ظرافت و پیچ و تابی شگرف کلمات و جمله ها را همچون اجزای تابلویی نقاشی کنار هم می چید. حاتمی در فیلمنامه نویسی مهارتی شگرف داشت و قادر بود با جادوی کلمات دست به خلق مینیاتوری مملو از ظرافت بزند. وقتی آثار او را در مقایسه با دیگران بررسی می کنیم تازه متوجه می شویم چقدر جای علی حاتمی در سینمای امروزمان خالی ست. نه اینکه منکر اثرگذاری دیگر سینماگران بشوم بحث این است که حاتمی در جایگاهی متفاوت از دیگران بود؛ بخوبی از قدرت فولکلور و قصه های بومی باخبر بود. هرازگاهی افراد مسنی را دیده بودم که بعد از تماشای فیلم های او ابراز شگفتی می کردند و می گفتند که فلان اصطلاح قدیمی که فراموش شده و حتی خودشان هم آن را از یاد برده بودند در دیالوگ های فیلم هایش شنیده اند. او با هنرمندی تمام قادر به زنده کردن و بازگویی واژه های فراموش شده فرهنگ مان بود و نمی دانم چرا هیچ کس بعد از او نتوانست با چنین ظرافت و قدرتی از فرهنگ فولکلور و... وام و بهره بگیرد. انگار تنها او بود که می توانست در خلال فیلمنامه هایش چنین کند. بگذارید مثالی بزنم، حتما فیلم «سوته دلان» حاتمی را دیده اید. در لحظات پایانی فیلم، آنجایی که جمشید مشایخی، یکی از قهرمان های فیلم دست بهروز را در واپسین لحاظ زندگی اش می گیرد و سمت امامزاده می برد ما با این جمله و دیالوگ درخشان بسیار مشهور روبه رو می شویم: «همه عمر دیر رسیدیم.» جمله ای اثرگذار که بی اغراق تاریخ مصرف ندارد و در هر موقعیت و زمانی می شود از آن بهره گرفت. جالب این جاست که ازآن به بعد این جمله به گفت و گوهای مردم هم راه پیدا کرد و حتی حالا هم هرازچندی آن را از زبان اطرافیان می شنویم. نمی دانم چطور قادر به نگارش چنین دیالوگ هایی بود اما به طور قطع هرچه بود یکی ازمهم ترین دلایل آن به احاطه اش به ادبیات بازمی گشت؛ دانشی مهم که متاسفانه اغلب سینماگران ما به آن توجهی ندارند. زاویه دید حاتمی وسعت نظر بسیاری داشت و همین است که دیدیم فیلمی نظیر تختی آن چیزی که باید از آب درمی آمد نیامد. البته باز هم می گویم هدفم تخریب دیگران نیست می خواهم از تفاوتی بگویم که او با دیگران داشت و هنوز هم دارد. سینمای حاتمی خودش یک سینماست، او هنرمند مولفی بود که توانست سبک و سیاق خاص خودش را داشته باشد. امیدوارم جوانانی که خواهان قدم نهادن به این عرصه هستند حداقل توجه داشته باشند یکی از ویژگی هایی که منجر به آن شد که حاتمی اینچنین بدرخشد پیوند عمیق تفکر و کار او با ادبیات بوده، البته نباید فراموش کرد که حاتمی تنها با اتکا به دانش و مطالعاتش نبود که حاتمی شد، او برخوردار از استعدادی ذاتی هم بود. این استعداد و مطالعه در نهایت کنار هم قرار گرفتند و منجر به خلق آثاری ماندگار از سوی این هنرمند و سینماگر کشورمان شدند.

 
روشنفکری کنار مردم
امین تارخ / بازیگر

به جرات می توانم بگویم شیرین ترین دوران کار حرفه ای من به عنوان یک بازیگر دورانی بود که با علی حاتمی کار کردم. اصولا بازیگری و کار سینما حرفه ای استرس زاست مگر اینکه یک نفر که در راس هرم قرار گرفته جو را آنچنان آرام نگه دارد که کار علاوه بر اینکه استرسی در آن نباشد لذتبخش و لذت آفرین باشد. باز هم به جرات می توانم بگویم اگر چنین کارگردان هایی به تعداد انگشت های یک دست باشند مطمئنا اولین آنها علی حاتمی است. می گویم علی حاتمی «است» چون مرگ بعضی شخصیت ها را انسان نمی تواند باور کند. آثارش هست و هم کسانی که با او آشنا هستند می توانند دوباره به این آثار مراجعه کنند و با تفکر و تلقی اش ارتباط برقرار کنند و هم کسانی که آن زمان به دنیا نیامده بودند می توانند با دیدن فیلم هایش با اندیشه اش و اینکه چقدر در سینما نوآوری می کرد و فیلم هایش ضمن اینکه دارای شان فرهنگی و هنری بود هوای صنعتی بودن سینما را  هم داشت، آشنا شوند. هرگز به عنوان یک بازیگر نشنیدم که علی حاتمی بگوید این طور بازی کن یا بازی نکن یا این حرکت را انجام بده. در واقع فضایی را به وجود می آورد که بازیگر در دل آن فضا شخصیت خودش را بدرستی فهم و بدرستی ارائه می کرد، هیچ وقت دیده نشد به جای بازیگری بازی کند و بگوید می خواهم اینگونه بازی کنی.فیلم های علی حاتمی از فیلم هایی نبود که روشنفکرانه باشد و در مقابل مردم قرار بگیرد. مردم اگر فیلمی را فهم نکنند و ارتباط فکری و عاطفی با آن برقرار نکنند بی تردید از آن لذت نمی برند و احساس می کنند این هنر نوعی روشنفکرنمایی است. علی حاتمی روشنفکری بود که با آحاد مردم ارتباط برقرار می کرد و همه مردم با فیلم هایش ارتباط عقلایی و عاطفی برقرار می کردند. من از علی حاتمی خیلی آموختم از این جهت که چگونه می شود با آرامش کار کرد و این آرامش را در نتیجه کار دید. به دلیل ارتباطی که براحتی با مردم برقرار می کرد فیلم هایش گیشه هم داشت و هنوز هم اگر اکران شوند به نظر من مشتری و تماشاگر خاص خودشان را دارند؛ دارد ثابت می شود که مردم سینمای حاتمی را می شناسند، بخصوص نسل جوان که علی حاتمی زمانی که آنها به دنیا نیامده بودند فیلم می ساخت. کسانی را می بینی که می گویند مادر عجب فیلمی است ولی می بینی که 19، 20 ساله هستند و این به این معناست که این سینما جریان دارد. سینمای حاتمی جریانی زنده است که هنوز نفس می کشد.  فیلم هایی است که تاریخ مصرف ندارد چون مفاهیمی که انتخاب کرده بود مربوط به یک مقطع زمانی یا منطقه جغرافیایی خاص نبود. به همین دلیل همیشه به عنوان یک جریان زنده، پیام ماندگار و مفهومی است که وجود دارد. مانند مقوله عشق که همیشه هست و جریان دارد. زنده بودن جریان سینمای حاتمی برای من خیلی جذاب است و هنوز هم آدم فکر می کند علی حاتمی دارد فیلم می سازد و فیلم هایش تازه ساخته شده است. فیلم هایی که شده «مادر»، «دلشدگان»، «طوقی»، «سوته دلان» و...

 
بعضی ها تکرار نمی شوند
افسانه بایگان /  بازیگر

هر آدمی یک تجربه منحصر به فرد است، درست! اما بعضی ها یکجوری «تا» ندارند، تکرار نمی شوند. کسی حتی نمی تواند مدعی شود نزدیکشان شده. علی حاتمی از این دسته آدم هاست. هست، چون هنوز جاری است. هست، چون اثر وجودی اش دیده می شود، حس می شود، تاریخ مصرف ندارد. پیش از جهان پهلوان تختی دو بار دیگر قرار بود با هم کار کنیم؛ «مادر» و «دلشدگان» را، که هر بار به دلایلی قسمت نبود و نشد. و جهان پهلوان تختی آن سومین بار معهود بود. هرچند این کار متاسفانه نیمه تمام ماند، هر چند یکی از متفاو ت ترین نقش هایم دیده نشد ولی تجربه حضور در کنار او، نزدیک او شدن ولو اندکی، به هستی و کیستی و چیستی او رسیدن ولو اندکی، بسیار برایم پر بهاست. هوش سرشار، خلاقیتی که مثل کوه آتشفشان در فورانی مدام بود، روایت تاریخ از زبان او که همه شعر و شعور و اندیشه را تصویر می کرد، جایگاهی را که به بهانه های مختلف سال ها، بلکه قرن هاست از ایران و ایرانی دزدیده شده را در قاب مینیاتورهای زیبایش به ما برگرداند. چند ماه پر بار در کنار استاد بی بدیل، شاعر سینما بودن به بهانه جهان پهلوان تختی. راهش روشن.

 
به موسیقی فیلم «مادر» افتخار می کنم
ارسلان کامکار / آهنگساز و نوازنده عود

علی حاتمی از کارگردانان بزرگ و بنام سینمای ایران است و هرگاه سخن ازسینماگران مطرح کشورمان به میان می آید، نام او نیز در کنار دیگر سرآمدان سینمای ایران چون بهرام بیضایی، عباس کیارستمی، ناصر تقوایی و داریوش مهرجویی قرار می گیرد و کارگردانی صاحب سبک مانند مرحوم عباس کیارستمی. حاتمی بیان متفاوتی در فیلم هایش داشت و نگاه شاعرانه و پراحساس او در دیالوگ های فیلم کاملا نمایان بود.  آشنایی من با علی حاتمی به فیلم «مادر» برمی گردد، زنده یاد حاتمی پیش از این در پروژه ای با برادرم بیژن همکاری داشت و درآن دوستی و همکاری صحبت ازساخت فیلمی بود با عنوان «مادر» و براین نظربود موسیقی فیلم با سازبندی های ایرانی و سنتی تولید شود که سرانجام پیشنهاد ساخت با بیژن مطرح شد و برادرم کار را به من معرفی کرد و با توجه به شناختی که از حاتمی و کارهایشان داشتم این همکاری شکل گرفت. البته در طول ساخت این کار یکی - دو بار با ایشان دیدار داشتم و بیشتر ارتباط با آقای بخشی دستیار ایشان بود. نخستین بار که فیلم را دیدم حقیقتا نتوانستم چندان ارتباط برقرار کنم و چندان دلچسبم نبود، فیلمی صامت بدون کلام و افکت. اما بعدها که فیلم ساخته شد بسیار لذت بردم ومفتخر از اینکه موسیقی چنین کاری به من سپرده شده است؛ فیلمی که زبان خاصی درخود نهفته داشت. از نکات مثبت و قابل توجه آقای حاتمی که فکر می کنم دیگر کارگردانان هم باید به این موضوع توجه داشته باشند اختیار تام به آهنگساز است و هیچ دخالتی در ساخت موسیقی نداشت، حاتمی این اجازه را به من داد تا ایده های خود را روایت کنم، این درحالی است که برخی از کارگردانان خوب ما چارچوب های خاصی را تعریف کرده اند و بر همین اساس، آهنگساز نمی تواند آنچه در ذهن و اندیشه خود دارد ارائه کند.