آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۴۴۳۹
صفحه آخر
۱۶
امروز در تاریخ

دیوار برلین

مرتضی میرحسینی

نخستین ساعات سیزدهم آگوست 1961 کار ساخت یکی از مشهورترین دیوارهای جهان، با گذاشتن یک رشته سیم خاردار شروع شد. دیواری که برلین، پایتخت آلمان را به دو ناحیه شرقی و غربی تجزیه می کرد. بعد از پایان جنگ دوم جهانی و شکست و تسلیم آلمان، این کشور به چهار منطقه اشغالی تقسیم شد و هرکدام از چهار فاتح، یعنی شوروی و امریکا به همراه فرانسه و انگلیس بر بخشی از خاک آن چنگ انداختند. نواحی شرقی زیر نفوذ شوروی قرار گرفت و با گذر زمان هرچه بیشتر به یک کشور از کشورهای بلوک شرق شبیه شد. در مقابل، سه فاتح غربی نواحی اشغالی خودشان را که «مناطق آزاد» می نامیدند باهم ادغام کردند و حتی واحد پول آن را هم تغییر دادند. اینچنین بود که در تقابل میان غرب و شرق، نه فقط برلین که آلمان به دو کشور شرقی و غربی تجزیه شد و دو دولت با نگرش های متفاوت در آن پا گرفت. جذابیت ها و امکانات واقعی و تبلیغاتی زندگی در «مناطق آزاد» و مقایسه آن با کمبودها و شرایط اجتماعی نه چندان آسان آلمان شرقی، تحمل زندگی در آن منطقه را برای ساکنانش دشوار می کرد. از این رو عده زیادی «در جست وجوی فرصت های بهتر» رنج مهاجرت را به جان می خریدند و از شرق به غرب می رفتند. از 1948 تا 1961 حدود 3 میلیون آلمانی از نواحی شرقی گریختند و به شهرهای غربی کشورشان پناه بردند. بیشترشان کارگران ماهر و تحصیلکرده های دانشگاهی بودند. تا اینکه دولت حاکم بر آلمان شرقی با هماهنگی و به اشاره شوروی مصمم به بستن راه ارتباطی میان دو ناحیه شد و فکر ساختن یک دیوار بتونی بلند در مرز میان دو آلمان را به اجرا گذاشت. مقامات آلمان شرقی می گفتند هدف شان از ساخت این دیوار «خنثی کردن توطئه های قدرت های امپریالیستی» و «توقف تهاجم جاسوسان و خرابکاران اعزامی» از آلمان غربی است. اما به نوشته سرژ برستاین «در واقع، اگر چیزی برای متوقف ساختن در بین دو آلمان وجود داشت، خروج لاینقطع ده ها هزار تن از ساکنان آلمان شرقی بود که از توتالیتاریسم و کمبود فرار می کردند تا در جمهوری فدرال آلمان پناه گیرند.» این دیوار تقریبا از همان بدو احداث به یکی از نمادهای جنگ سرد تبدیل شد. ابتدا سیم های خاردار و بعد هم دیوار بلند بتونی که سربازان مسلح به رگبار روی آن نگهبانی می دادند جلوه ای از رژیم کمونیستی تلقی می شد. در تبلیغات غربی ها- که رگه هایی از حقیقت هم در آن وجود داشت- مردم آلمان به دو دسته تقسیم شدند: آنهایی که در غرب آزاد و نسبتا مرفه می زیستند و دیگرانی که از قضای روزگار مجبور به زندگی زیر سایه اختناق و محرومیت شده بودند.