آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۴۴۳۹
ورزش
۱۴
چهره

میلاد میداوودی از فوتبال خداحافظی کرد

تکه های استخوان و آرزوی زودگذر

دیروز میلاد میداوودی با انتشار پستی در صفحه اینستاگرامش از دنیای فوتبال خداحافظی کرد. یکی دیگر از استعدادهای ناب فوتبال ایران که هرگز نتوانست به آنچه استحقاقش را دارد برسد، کفش هایش را در 34 سالگی آویخت؛ بازیکنی که روزی از شن های داغ مسجدسلیمان فوتبالش را آغاز و در ادامه راه قهرمانی در ایران و امارات و گلزنی در تیم ملی را تجربه کرد. با این حال همه می دانیم استعدادی که میداوودی از خودش نشان داده بود، می توانست او را به یکی از بزرگ ترین فوتبالیست های ایران تبدیل کند نه فقط بازیکنی که با جرقه ها و خاطرات جسته و گریخته در ذهن هواداران باقی بماند.

اگر حداقل دو صحنه به یادماندنی از میلاد میداوودی در ذهن هواداران فوتبال باقی مانده باشد، یکی کاشته تماشایی او در دقایق پایانی به دروازه پرسپولیس است؛ زمانی که آبی استقلال خوزستان را پوشیده بود و دیگری صحنه مصدومیت وحشتناک او در بازی با ملوان است هنگامی که پیراهن استقلال تهران را بر تن داشت. اولی او را بیشتر از گذشته سر زبان ها انداخت و دومی او را از مسیر اصلی اش منحرف کرد. عصر هفتم آذر ماه سال 1389 بود که در زمین باتلاقی ملوان، میلاد میداوودی با خطای سالارزاده سرنگون شد و از همان لحظه سرنوشت فوتبالی اش عوض شد. خودش می گوید صدای شکستن استخوان هایم را در آن لحظه شنیدم. یک هفته بعد دکتر جراح میداوودی بعد از جراحی چند تکه استخوان با خودش از اتاق عمل بیرون آورد تا به خبرنگاران نشان بدهد. بعد از آن رسانه ها نوشتند میلاد میداوودی باید از فوتبال خداحافظی کند، نوشتند میلاد فان باستن ایران خواهد شد.

میلاد میداوودی در اوج فوتبالش با مصدومیتی مواجه شد که او را 292 روز از مستطیل سبز جدا کرد. او در این مدت تیم ملی را از دست داد و باشگاه محبوبش را نیز دچار تردید کرد. میلاد از فوتبال خداحافظی نکرد اما هیچ گاه نیز آن بازیکن سرزنده و پرتحرک قبل نشد. هنوز می توانست کاشته و شوت های سنگین از راه دور بزند اما چیزی در او شکسته بود. مجبور شد استقلال را رها کند و به تیم های دیگر برود. او درنهایت به تیم زادگاهش یعنی نفت مسجدسلیمان برگشت و با این تیم قهرمانی در دسته یک و صعود به لیگ برتر را تجربه کرد. همه این تجربیات و چرخیدن در باشگاه های مختلف اما نتوانست جای خالی آرزوی از دست رفته اش را پر کند؛ آرزوی پوشیدن پیراهن تیم محبوب زمان کودکی اش یعنی استقلال که البته یک بار به دستش آورد اما درنهایت مانند رویایی زودگذر از دستش داد.