آرشیو چهار‌شنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۴۴۳۹
سیاست نامه
۱۵
جهان اسلام

واکاوی حضور ایرانیان در مراسم حج از منظر منافع ملی

حج و مصالح ملی

دکتر مجید تفرشی

تاکید بر ضرورت یا اعتراض به حضور ایران و ایرانیان در مراسم سالانه حج امر جدیدی نیست. ارزیابی حضور ایران و ایرانیان در این کنگره سالانه، موضوعی است که اغلب از منظر دینی، سیاسی و ایدئولوژیک، در سده های اخیر از سوی صاحبان دیدگاه های مختلف و متناقض، مورد ارزیابی، نقد و بررسی قرار گرفته شده، ولی این مساله به ندرت از منظر تطابق یا مغایرت با منافع ملی ایران مورد بررسی جدی واقع نشده است.

تاکید و تشکیک در حضور مسلمانان به خصوص ایرانیان، در مراسم حج، موضوع جدیدی نیست. اگر آغاز این بحث را دست کم از عهد ناصرخسرو قبادیانی بدانیم، درمی یابیم که این بحثی بیش از هزار ساله و تمام نشدنی میان علما، ادبا، صاحب نظران مختلف و عموم مردم بوده و همچنان هم ادامه دارد. با هر فراز و نشیبی که بین حکومت های تهران و ریاض رخ می دهد، مقوله حج و مدیریت سعودی مشارکت ایرانی در آن، از تبعات طبیعی آن خواهد بود.

نگاهی دوگانه به نحوه حضور ایرانیان در حج

از سویی بحث می شود که مشارکت و حضور جدی ایرانیان در مراسم حج را یک ضرورت شرعی و غیرقابل ترک برای افراد واجد شرایط، سفری در جهت تقویت اخلاق، ایمان و مبانی دینی و بر اساس تصمیم، میل و اراده شخصی افراد مستطیع و واجب الحج، عاملی برای وحدت مسلمانان و تقویت و تحکیم آموزه های اسلام و ترویج انقلاب اسلامی یا اقدامی در جهت کارآفرینی و رونق اقتصادی داخلی و منطقه ای قلمداد می کنند.مخالفان از سوی دیگر عنوان می کنند که آیا با وجود مشکلات اقتصادی برای نیازمندان ایرانی و اولویت اخلاقی و شرعی کمک به آنها و دیگر امور خیرخواهانه، اقدامی برای خودنمایی، سوءاستفاده احتمالی حکومت پادشاهی سعودی از حضور ایرانی ها، نفع سرشار اعراب از پول دولت و حجاج ایرانی از این اقدام و ضرر و اعطای یارانه مستقیم و غیرمستقیم دولتی در این مورد و اینکه آیا اساسا این نوع سفرهای دینی، جایز و ضروری است؟من در این مختصر قصد ورود به دلایل، مباحث و توجیهات موافق و مخالف دینی، سیاسی، ایدئولوژیک و اقتصادی مربوط به پروژه و مقوله سالانه حج تمتع را ندارم. بحث کلی این نوشته، توجه اجمالی به سمت و سوی مقوله منافع راهبردی ملی در بود و نبود حضور ایرانیان در مراسم حج است. موضوعی که در اغلب بحث ها و جدل های تخصصی و عمومی در محافل آکادمیک، سیاسی یا فضای مجازی مورد توجه چندانی واقع نمی شود.

فراز و فرود حج ایرانیان در یک قرن گذشته

در صد سال اخیر چند بار ایرانیان، حضور در مراسم حج را به دلیل رفتارهای ناشایست و غیرانسانی حکام سعودی، تحریم یا محدود کرده اند. از آن جمله می توان به حادثه تلخ گردن زدن ابوطالب یزدی، جوان زائر یزدی در سال 1323، که به جرم به هم خوردن حال و استفراغ در نزدیکی کعبه اشاره کرد که موجب قطع روابط دو کشور و اعزام حجاج ایرانی به سعودی به مدت چهار سال شد. دو حادثه کشتار زائران ایرانی در حج سال های 1366 و 1394 نیز منجر به قطع کامل یا محدودیت اعزام حجاج ایرانی به سفر حج شد.

موضع سعودی ها نسبت به میزان حضور ایرانیان در حج

به نظر من با وجود درست بودن خودداری اعتراضی از اعزام حجاج ایرانی به مراسم حج در سال های پرتنش، در سال هایی که مشارکت ایران در حج محدود یا موقوف بوده، در مجموع این ایران بوده که متضرر شده و حکام سعودی از این اقدام چندان آزرده نشده و حتی از آن استقبال نیز کرده اند. چنان که حتی در ایام آرامش و خوشی روابط هم کشمکش سعودی ها برای محدود کردن ایران و کاهش تعداد حجاج ایرانی، اغلب ادامه داشته است.

حکومت وهابی - سلفی سعودی به طور کل و به خصوص جناح تندروتر و بنیادگرای آن با تبلیغات بی وقفه خود در جهان اسلام و جامعه بین المللی و همچنین از سال های اخیر در رسانه های فارسی و غیرفارسی تحت حمایت و وام دار خود، تلاش می کنند تا ایرانیان و شیعیان را پیروان فرقه ای غیرمسلمان و دست کم دارای عقایدی خارج از جریان اصلی اسلام معرفی کنند و طبیعتا هر گونه تلاش برای انزوا و کناره گیری ایرانیان و شیعیان از حج، کمکی به تایید ادعاهای نادرست حکومت سعودی و متحدان و دست نشاندگان آنها است.

شیعیان در جهان اسلام

در تحلیل موقعیت جمعیتی تشیع در دنیای مسلمان، معمولا گفته می شود که شیعیان تنها 10 تا 15 درصد از کل جمعیت جهان اسلام را تشکیل می دهند و از این نظر اساسا تاثیر زیادی در صورت بندی و شکل گیری دیدگاه ها و جریانات رایج جهان اسلام ندارند. کسانی که این موضوع را مطرح می کنند، یا نمی دانند یا نمی خواهند گفته شود که به فرض صحت و دقت این گونه آمارهای جمعیتی، پراکندگی شیعیان در کل جهان اسلام یکسان نیست.

واقعیت این است که در ایران و برخی از مناطق پیرامونی ایران، به خصوص جنوب خلیج فارس و با احتساب جمعیت اکثریتی شیعیان در ایران، جمهوری آذربایجان، بحرین، عراق و حتی لبنان و مشکوک بودن آمارهای اعلام شده رسمی شیعیان در دیگر کشورهای حوزه خلیج فارس، به خصوص پادشاهی سعودی، درمی یابیم که شیعیان و دیگر مسلمانان غیراهل سنت، دارای جمعیتی نزدیک به نصف مسلمانان این مناطق و حتی به روایتی دارای اکثریت هم هستند.از این نظر هر گونه غیبت ایرانیان و شیعیان در گردهمایی میلیونی چون مراسم حج، ولو با دلایل منطقی و موردی، عملا موجب انزوای ایران و تشیع و از دست رفتن فرصت تعامل با دیگر مسلمانان و به خصوص شیعیان دیگر کشورها و علی الخصوص شیعیان سرکوب شده سعودی و بحرین است که به خصوص با توجه به مشکلات سیاسی آن دو کشور با ایران و ممنوعیت سفر آنان به کشورمان، ارتباط منظم و طبیعی با آنان وجود ندارد.

نسبت آل سعود با نظام جمهوری اسلامی ایران

طرح این مساله لزوما به تایید یا مردود دانستن تفکر استفاده یا عدم استفاده سیاسی و ایدئولوژیک ایرانیان و شیعیان از مراسم حج نیست و امری فراتر و راهبردی تر از آن است. واقعیت این است که حس دشمنی و رقابت حکومت های مختلف در حجاز قدیم و پادشاهی سعودی فعلی، به خصوص حکومت شبه کودتایی تحت رهبری شاهزاده جویای نام، محمد بن سلمان، امری کتمان ناپذیر و قدیمی و حتی قدیمی تر از عمر 40 ساله انقلاب اسلامی ایران است.

نتایج سیاست های ایران هراسی در منطقه

ولی تجربه تاریخی نشان داده که سیاست ایران هراسی و تلاش برای انزوا، نادیده گرفتن، دور زدن و تضعیف ایران معمولا چندان موفق نبوده و از هم اکنون نیز می توان نشانه هایی از ناکامی و ناامیدی تندروان سعودی در این رویکرد را مشاهده کرد. جناح هایی در هر دو کشور ایران و سعودی وجود دارند که داشتن رابطه مناسب و معقول بین دو کشور را خلاف مصالح و منافع خود و کشورشان می دانند. ولی نه ایران و نه سعودی، با همه دلایلی که برای دشمنی ورزی دارند، هیچ کدام قادر به حذف و نادیده گرفتن نقش و اهمیت طرف دیگر در منطقه و جامعه بین المللی نیستند.

نسبت آل سعود با ایران قبل از انقلاب اسلامی

اسناد تاریخی مورد مطالعه من نشان می دهد که حکام پادشاهی سعودی قبل از انقلاب، از دامنه و عمق نفوذ سیاست خارجی ایران ناراحت و خشمگین بودند و این احساس بعد از پیروزی انقلاب تا حد زیادی تبدیل به هراس و دلواپسی نسبت به شرایط جدید ایران شد. تا جایی که می توان نقش ریاض در تاسیس شورای همکاری خلیج (فارس)، تشجیع و کمک به حکومت بعثی عراق در حمله به ایران، کمک به گروه های تروریستی و ساختارشکن اپوزیسیون ایران و در سال های اخیر، نقش پیشاهنگ در تضعیف و انزوای ایران، در همکاری با امریکا و اسراییل و امارات جملگی تلاش هایی مجموعا ناکام و نافرجام در مسیر ترویج ایران هراسی، ایران ستیزی و تضعیف و انزوای ایران بوده است.

تنش زدایی از روابط ایران و عربستان در دولت های سازندگی و اصلاحات

باید توجه داشت که از اواخر دولت اکبر هاشمی رفسنجانی و اغلب دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی، روابط ایران و سعودی در جهت مطلوبی پیش می رفت و نهایتا منجر به امضای مهم ترین حادثه مثبت و تنها پیمان امنیتی میان دو کشور توسط حسن روحانی، دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی ایران و نایف بن عبدالعزیر وزیر کشور وقت سعودی در سال 1380 ریاض شد. اقدامی که به تدریج از سال 1388عملا نقض و ملغی شد.

ضروری تر شدن حضور ایرانیان در مراسم حج

به طور کلی و به خصوص در شرایط کنونی مراسم حج - سوای ارزش های دینی، سیاسی و ایدئولوژیک - امکانی کاملا قانونی و مسالمت جویانه در جهت ارتباط و تعامل ایرانیان با دیگر مسلمانان و گامی در جهت پیشبرد بحث دیپلماسی عمومی- مردم محور در جهت منافع راهبردی ایران است. این تلاش همواره مهم بوده ولی اکنون با فقدان روابط سیاسی با سعودی و بحرین و پایین بودن سطح روابط دیپلماتیک با شماری از کشورهای مسلمان منطقه، ضروری به نظر می رسد.دیپلماسی عمومی را نباید با اقدامات رسمی حکومتی- دولتی یا حتی فعالیت های بعثه های مراجع عظام در ایام سفر حج یکی دانست. حضور فیزیکی و ایجاد علقه ایرانیان در سفر حج و مراودات عادی فرهنگی، شخصی و انسانی، به سادگی تبلیغات مستمر ضدایرانی و ضدشیعه در جهت خطرناک و نامسلمان نشان دادن ایرانیان و شیعیان را خنثی خواهد کرد. گاهی یک رفتار انسانی، کمک پزشکی یا گفت وگوی دوستانه قادر است کمک غیرقابل وصفی در جهت اجرای آنچه امروزه «فتح قلوب و اذهان» نامیده می شود، داشته باشد.از سوی دیگر تجربه برگزاری و حضور در مراسم حج و همزیستی با چند میلیون مسلمان به اقشار مختلف حجاج ایرانی نشان می دهد که ما تنها مسلمانان و ساکنان جهان اسلام نیستیم و این گونه ارتباطات عادی و بی شائبه با دیگر مسلمانان از سراسر جهان، می تواند تاثیر و تاثر تعیین کننده در تصحیح و تکمیل نگرش ایرانیان به کلیت جهان اسلام باشد.از این رو تعجبی نیست که حجم انبوه گزارش ها، خاطرات، اسناد و سفرنامه های حج ایرانیان و نگاه آنان به دیگر مناطق و مردمان، طی سده های اخیر، تبدیل به منابع مهم و بی بدیلی در مطالعات آکادمیک و عمومی تاریخ، جغرافیا، اقلیم شناسی، مردم شناسی و روابط منطقه ای شده است.بدیهی است که احتمال سوءاستفاده افراد یا جریان هایی از امکانات عمومی و بیت المال برای رفتن به حج و به بهانه حج یا تبدیل سفر حج به جریانی برای فخرفروشی و ریاکاری موارد قابل انکاری نیستند، ولی باید دانست که این قبیل عوارض نادرست و غیرقابل دفاع، در برابر جمعیت انبوه حجاج ایرانیان داخل و خارج از کشور واقعا ناچیز هستند.

باید توجه داشت که هیچ کس ایرانیان معمولی را مجبور به صرف پس انداز و اندوخته خود برای سفر حج نکرده است. چنان که هر کسی حق دارد پول حلال و مشروع خود را صرف ایرانگردی و جهانگردی یا هر تفریح مجاز دیگری کند، ترویج تفکر نهی یا تقبیح مسافرت حج اقدامی غیرمدنی و غیردموکراتیک است.

خطر کم اهمیت جلوه دادن حضور ایرانیان در حج

کم ارزش دانستن و نادیده گرفتن مراسم حج و حضور ایرانیان و برخورد محض سلبی با آن، با هر نیت و دیدگاهی، سوای ارزش های اخلاقی، دینی یا سیاسی و لزوم احترام به تصمیم و انتخاب اشخاص، دست کم گرفتن استفاده از راهکارهای مختلف فرهنگی- اجتماعی در جهت تحکیم و تثبت منافع ملی ایران و واگذاشتن این عرصه به دشمنان و رقبای ما است.