آرشیو پنج‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۴۴۴۰
هنر و ادبیات
۸
تئاتر

نگاهی به نمایش «حسن بدری برنده خوشبخت یک عدد مزدا 3»

در انتظار گودوی ایرانی

سیدحسین رسولی

این روزها نمایش «حسن بدری برنده خوشبخت یک عدد مزدا 3» به نویسندگی و کارگردانی هامون قاپچی در تالار حافظ روی صحنه است و تنها دو نقش اصلی و یک نقش فرعی دارد و داستانی به شدت ساده و جالب توجه را بیان می کند. قاپچی به زندگی دو کارگر ایرانی در روزگار معاصر می پردازد که در کارگاهی واقع در مرکز شهر تهران مشغول دوخت و دوز لباس هستند. آنان چند ماهی می شود که حقوق نگرفته اند و از عصبیت به یکدیگر می پیچند. این دو مدام با یکدیگر دعوا می کنند و مانند نمایش «در انتظار گودو» لحظه شماری می کنند تا رییس کارگاه بیاید و حقوق شان را بدهد. نکته جالب توجه تفریحات و سبک زندگی این دو کارگر است و گویا کارگردان دست به کاری پژوهشی زده است و هدف اصلی او هم بازنمایی «امر روزمره در جامعه کارگران ایرانی» روی صحنه تئاتر بوده است. دو کارگر مذکور شب ها پای تلویزیون می نشینند و برنامه های سرگرم کننده ای مانند «خندوانه» رامبد جوان و «دورهمی» مهران مدیری را نگاه می کنند که این دو مجری مدام از شادی، خوشی، لذت غذاخوردن و تفریحات مختلف می گویند ولی این دو جوان مدام در حسرت ناچیزترین دستمزد و حتی خوردن فلافلی ارزان قیمت هستند. یکی از آنان مدام از صاحب شرکت می پرسد و دیگری هم می گوید که روند کار همین است و او هیچ گاه نخواهد آمد زیرا مشغله فراوانی دارد و باید به تمام امور رسیدگی کند. این ماجرا تا نزدیک شدن به عید نوروز ادامه پیدا می کند و آن دو همچنان چشم به راه مالک کارگاه هستند و گویا این انتظار به پایان نخواهد رسید. یکی از تفریحات این دو کارگر هم کشیدن مواد مخدر است و مدام پای بساط می نشینند و پس از اینکه متوهم شدند به سراغ رویاها و آرزوهای خود می روند و حتی در رویا می بینند که برنده ماشینی گران قیمت شده اند. کارگردان تلاش می کند نمایشی را در بستر «رئالیسم انتقادی» روایت کند اما از اصول زیبایی شناسی واقع گرا مانند نورپردازی و طراحی صحنه واقعی عدول می کند. گاهی هم بازیگران از نور خارج می شوند و گاهی هم با تماشاگران حرف می زنند. یک کارگر دیگر هم هست که تحصیلات عالیه دارد و در پی شغل و زندگی بهتر است اما برای او چنین زندگی ای مانند سراب و خیال است. شخصیت پردازی کاراکترها مورد توجه است و شاهد دیالوگ های پینگ پونگی و روان بین بازیگران هستیم؛ حتی کارگردان رویاهای این کاراکترها را به خوبی در فضای رئالیستی به تصویر کشده است. دیدن این کار در میانه سیل خانه برانداز اجراهای فراوان تئاتر گیشه محور امروز خالی از لطف نیست و قول می دهم که از دیدنش آزرده نخواهید شد.