آرشیو دو‌شنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۹۵۷۰
سیاسی
۲
یادداشت

کودتایی درس آموز برای گام دوم انقلاب

دکتر عباس خسروانی

استعمار نو یکی از انواع استعمارهاست که بر اساس آن،قدرت های استعمارگر برای تاراج ثروت ملت های مظلوم از آن استفاده می کردند و در حال حاضر نیز در برخی نقاط دنیا از این روش استفاده می شود.نوع اول استعمار به استعمار سنتی معروف بود که بر اساس آن قدرت های سلطه گر با حضور نظامی در کشورهائی که از ثروت قابل توجهی برخوردار بودند،زمام کشورها را به دست می گرفتند و آنها را غارت می کردند.نوع دوم استعمار نو بود که دیگر دولتها در سرزمین های هدف حضور فیزیکی پیدا نمی کردند بلکه از میان مردم همان سرزمین شخص یا اشخاصی را به عنوان حاکم منصوب می کردند تا بدون حضور فیزیکی منافع آنها را تامین کنند.و نوع سوم استعمار فرا نو است که بر اساس آن نه سرزمین و نه کرسی های مدیریتی و حاکمیتی بلکه فکر مردم اشغال می شود و با هدایت افکار عمومی کشورها،منافع سلطه گران تامین می شود.کودتای 28 مرداد سال 32 در ایران یکی از نمونه های استعمار نو است که بر اساس آن دولت های استعماری انگلیس و آمریکا توانستند دولت قانونی و مردمی دکتر محمد مصدق را سرنگون و دولت دست نشانده و مطیع خود را بر سر کار آورند.دولتی که بتواند بدون دغدغه منافع آنها را در ایران تامین کند.زمینه های متعددی باعث شد تا این کودتای ننگین در ایران شکل بگیرد.پایان جنگ جهانی دوم و تقابل دو بلوک شرق و غرب و هراس آنها از یکدیگر باعث شده بود تا هر یک به بهانه نفوذ دیگری در ایران،به خود اجازه دخالت در امور کشور را بدهد.به همین دلیل بود که یکی از توجیهات کودتای 28 مرداد نفوذ کمونیسم در ایران بود.از سوی دیگر خیزش های آزادی خواهانه مردم ایران که در امتداد مشروطه خواهی آنها بود باعث شد تا منافع استعمار در ایران به خطر بیفتد.مطالبات عدالخواهانه مردم و اعتراضات گسترده به نظام شاهنشاهی و گرایش به دولت استعمار ستیزی چون مصدق،زمینه را برای توطئه چینی علیه دولت مردمی فراهم کرد.بر چیده شدن بساط شاهنشاهی و سلطانی و شکل گیری نهادها مدنی و مردمی یعنی کوتاه شدن دست استعمار از منابع نفتی ایران و این برای دول انگلیس و آمریکا خوشایند نبود.انگلیسی ها به هیچ وجه حاضر نبودند که ثروت عظیمی همچون نفت را در ایران از دست بدهند.نفت ایران نقش مهمی در اقتصاد انگلیس بازی می کرد و یکی از منابع ثروت آنها بود و سوخت نیروی دریائی آنها را تامین می کرد.به همین دلیل بود که انگلیسی ها در ایران پالایشگاه ایجاد کردند و شرکت نفت ایران و انگلیس را تاسیس کردند.از سوی دیگر انگلیسی ها تجربه جنبش ضد رژی را در ایران داشتند و می دانستند در حرکتی که علما سردمدار باشند و مردم حمایت کنند قطعا منافع آنها به خطر خواهد افتاد و باید هر طور که می شد اتحاد ملی گراها و مذهبی ها را بر هم می زدند و مانع از تداوم دولت مصدق می شدند.به هر حال نهضتی که با حمایت علما و مذهبیون و ملی گراها توانسته بود نفت را ملی کند و دست استعمار را بعد از سالها چپاول از سفره ملت کوتاه کند به شکست انجامید و امید مردم برای داشتن کشوری آزاد و مستقل به نا امیدی تبدیل شد و در نهایت به حکومت دیکتاتوری و استبدادی رضاخانی منتهی شد.آنچه که می توان از ماجرای تلخ کودتای 28 مرداد آموخت و در گام دوم انقلاب از آن بهره گرفت حراست از انقلابها و نهضت هاست.تجربه نشان داده اگر مردم و نخبگان از آرمانهای نهضت و انقلاب خود حراست نکنند،شکست خواهند خورد و عواقب سنگینی در انتظار آنها خواهد بود.درسی که ما می توانیم از این کودتای ننگین برای برداشتن گام دوم انقلاب بگیریم این است که خباثت و دشمنی علیه نهضت ملی ایران از سوی دول انگلس و آمریکا چیز عجیبی نبود،همانطور که امروز دشمنی آنها با نظام جمهوری اسلامی و مردم ایران چیز عجیبی نیست و آنچه که باید برای ما عجیب باشد دوستی آنها با ماست.ما نمی توانیم از دولتی که در جریان ملی شدن صنعت نفت منافع کلان خود را از دست داده و در دادگاه بین المللی لاهه شکست خورده انتظار دوستی و همراهی داشته باشیم.در گام دوم انقلاب هم ما نمی توانیم از انگلیسی که با انقلاب اسلامی و مقاومت 40 ساله ملت،منافع خودر ا در ایران و منطقه از دست داده و تحقیر هم شده انتظار دوستی داشته باشیم و به او اعتماد کنیم.تکلیف آمریکائی ها هم روشن است.آنها هم در سال 32 اگر چه رقیب نو ظهور انگلیس بودند اما از متحدان انگلیس هم بودند و این اتحاد را حفظ کردند.آنها برای برگشتن به ایران و چپاول نفت ملت،از همه ابزارهای خود استفاده کردند.ابزارهائی چون تهدید، تحریم و تلاش برای نخریدن نفت ایران و در نهایت از ابزار کودتا استفاده کردند. امروز هم آنها از هر ابزاری که توانستند استفاده کردند و اگر از ابزار زور استفاده نمی کنند به این دلیل است که توانش را ندارند.لذا در گام دوم انقلاب هر گونه اعتماد به آنها کاری غلط است.به هر حال نهضت ها و انقلاب ها نیازمند حراست و نگهداری اند.گام دوم انقلاب بدون وفاداری به آرمانها و ارزش های انقلابی برداشته نخواهد شد.به فرموده رهبری «اگر بی توجهی به شعارهای انقلاب و غفلت از جریان انقلابی در برهه هایی از تاریخ چهل ساله نمی بود -که متاسفانه بود و خسارت بار هم بود- بی شک دستاوردهای انقلاب از این بسی بیشتر و کشور در مسیر رسیدن به آرمانهای بزرگ بسی جلوتر بود و بسیاری از مشکلات کنونی وجود نمی داشت.»انقلاب اسلامی، نیازمند حراست است و اگر غفلتی از آرمانها رخ دهد انقلاب به ضد خود تبدیل خواهد شد و به بیراهه خواهد رفت.بی دلیل نیست که بزرگان گفته اند «نگاه داشتن انقلاب»، از «ایجاد کردن انقلاب» دشوارتر است. به همین دلیل بود که نهضت ملی شدن صنعت نفت که به سختی محقق شده بود، به راحتی سرنگون شد.برداشتن گام دوم انقلاب اسلامی نیازمند«خودآگاهی تاریخی و انقلابی» است تا ما به این درک و فهم برسیم که در کدام نقطه تاریخی ایستاده ایم و به کجا می رویم و چه مسئولیت هایی بر عهده داریم.بازخوانی کودتای 28 مرداد سال 32 کمک زیادی به ما خواهد کرد تا به این خودآگاهی تاریخی و انقلابی برسیم.