آرشیو سه‌شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۳۴۹۹
جامعه
۱۲
نگاه

آموزش و پرورش؛ اولویتی ملی

دکتر غلامرضا کریمی

صاحب نظران و کارشناسان بین المللی، آموزش و پرورش قاره آسیا را داستان موفقیت در جهان توصیف کرده اند. بر اساس آمار سازمان های بین المللی امروزه از هر 10 کودک آسیایی، 9 کودک در دبستان نام نویسی می کنند. این در حالی است که در دهه 1970 میلادی دوسوم کودکان بازمانده از تحصیل جهان، در همین قاره می زیستند. آثار و نشانه های این پیشرفت شگفتی آور در عرصه آموزش و پرورش نیز به خوبی هویداست. کشورهای مالزی، چین، هنگ کنگ، سنگاپور، کره، تایلند، ویتنام، هند و بسیاری دیگر از کشورهای این قاره کهن برای پیشرفت و همگانی کردن آموزش و پرورش، ریشه کنی بی سوادی و ترویج دانش و آگاهی در جوامعشان کمر همت بستند و یک شبه ره صدساله پیمودند. این کشورها یکی پس از دیگری به این نتیجه رسیدند که بهترین و بی بدیل ترین راه برای رهایی از انبوه مشکلات اقتصادی و اجتماعی برخورداری کشور از نظام آموزش و پرورش فراگیر، اثربخش و نیرومند است. از این رو برنامه های راهبردی درازمدت را برای پیشرفت و گسترش آموزش و پرورش طراحی کرده و با جدیت به اجرا درآوردند. گفتنی است سازمان های بین المللی بنا بر ماهیت و هدف هایی که دارند همواره می کوشند بخش قابل توجهی از توفیق این کشورها در زمینه آموزش را ناشی از تلاش ها و پیگیری های خود برای اجرای اعلامیه ها و توصیه های گوناگونشان قلمداد کنند، اما چرا همین اعلامیه ها و اسناد بین المللی در کشورهای عربی به چنین نتایج درخشانی نرسیده است؟ چگونه است که آمار بی سوادی، ترک تحصیل و بازماندگی از تحصیل به ویژه در میان دختران و زنان در کشورهای عربی همچنان بالاست؟ چرا کشورهای قاره آفریقا با وجود کمک های مالی و فنی فراوانی که پیوسته از سوی سازمان های بین المللی، منطقه ای و اهداکنندگان به سویشان سرازیر می شود، تاکنون نتوانسته اند به چنین توفیقی دست یابند؟ پاسخ این است که ایجاد تغییر و تحول و پیمودن راه پیشرفت، نسخه ای نیست که توسط دیگران برای کشوری پیچیده شود. بلکه این دوراندیشی، خردورزی و اراده قوی و خدشه ناپذیر ملی است که کشورها را به سرمنزل مقصود می رساند. در کشور خودمان نیز از دهه نخست انقلاب اسلامی، توانستیم به مدد اراده قوی و پشتکار برای گسترش و پیشرفت آموزش در کشور گام هایی بلند برداشته و جنبشی را برای ریشه کنی بی سوادی، مدرسه سازی و تربیت آموزگار آغاز کنیم. همین تلاش و پشتکار سبب شد که میزان بی سوادی در کشور که تا سال 1357 به 70 درصد می رسید، در دو دهه به 10 تا 15 درصد کاهش یابد به طوری که کاهش میزان بی سوادی و افزایش نام نویسی کودکان در دبستان به ویژه در میان دختران و زنان ایرانی، سازمان های جهانی را نیز به تحسین واداشت. اما آیا به جز عزم و اراده قوی دولتمردان و سیاست گذاران کشور هیچ سازمان و نهاد بین المللی ای قادر بود ما را به چنین دستاورد بزرگی برساند؟ آیا توفیق به دست آمده فقط ناشی از اقدام های وزارت آموزش و پرورش بود یا اراده قوی ملی که همه دستگاه ها و نهادهای کشور پشتیبان آن بودند، چنین نتایجی به بار آورد؟

با توجه به شرایط امروز آموزش و پرورش کشورمان و ضرورت جلب رضایت بیشتر ذی نفعان ضرورت دارد دولت و نظام بر سرمایه گذاری در آموزش به ویژه معلمان متمرکز شوند چراکه با توسعه و ارتقای معلمان و با دادن قدرت و اختیار کافی به آنها و مدیران مدارس، روند آموزش دگرگون می شود و کیفیت آن ارتقا خواهد یافت.