آرشیو سه‌شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۳۴۹۹
ورزش
۱۴

روز بخیر آقای «تاج»!

فوتبال ایران دقیقا در لحظه «حساس کنونی» قرار گرفته است؛ سازمان لیگ این نهاد، پایش را در یک کفش کرده و می گوید بازی های لیگ برتر تا زمانی که ورزشگاه ها مجهز نشوند شروع نمی شود؛ از طرفی مهدی تاج هم همچنان از سوی فیفا تحت فشار است تا زمینه حضور زنان در ورزشگاه ها فراهم شود؛ همه اینها به کنار، او هنوز نتوانسته قسط اول پول قرارداد مارک ویلموتس بلژیکی را هم فراهم کند تا سخنگوی فدراسیون در اینستاگرام با انتشار تصویری از ویلموتس به نوشتن دو کلمه اکتفا کند: «آری نگرانیم...».

برای دو مورد اول که پیش تر به اندازه کافی مطلب نوشته شده، هرچند که هنوز مهدی تاج و مجموعه اش در فدراسیون فوتبال به این پرسش پاسخ نداده اند؛ «چطور لیگ 18 دوره با همین شرایط برگزار شده و حالا یک دفعه یادشان افتاده که شرایط باید به روز، بین المللی و حرفه ای شود؟». تا زمانی که او پاسخی برای این پرسش مطرح کند، بهتر است به موضوع و دغدغه تازه اش پرداخته شود؛ پول مارک ویلموتس.

سرمربی بلژیکی در شرایطی هدایت تیم ملی ایران را پذیرفت و جانشین کارلوس کی روش شد که از همان ابتدا نگران پرداخت دستمزدش بود؛ حتی جلسه ای در سفارت ایران در بلژیک برگزار شد تا از آن طریق به ویلموتس اطمینان بدهند جای نگرانی نیست و می شود با رایزنی ها کاری کرد که پول ویلموتس با وجود تحریم های بین المللی به دستش برسد؛ موعدش حالا فرارسیده، ولی مشکل نه محل پرداخت دستمزد، بلکه تامین آن است! فدراسیون فوتبال عملا هیچ پولی در بساط ندارد تا بخواهد با تبدیل کردن آن به ارز، قسط اول دستمزد این مرد بلژیکی را بدهد؛ از قرار معلوم خوش حسابی (!) فدراسیون فوتبال هم زبانزد خاص و عام شده و ویلموتس هم هر روز به نگرانی هایش اضافه می شود که آیا از حضور در تیم ملی ایران چیزی عایدش می شود یا نه؟ مهدی تاج می گوید فدراسیون فوتبال ایران پول دارد، ولی از آنجا که این پول ها در فیفاست و ایران هم تحریم، راهی برای انتقال پول به ایران وجود ندارد؛ در نتیجه داشتن و نداشتن این پول چندان فرقی نمی کند. البته تاج که پیش تر از درآمدزایی فدراسیون متبوعش حسابی سر ذوق آمده بود، فرصتی پیدا کرد تا به عده ای از نمایندگان مجلس و البته نهادهای دولتی که سعی می کردند فدراسیون فوتبال و مدیریتش را زیر سوال ببرند، خودی نشان دهد! او فدراسیونش را درآمدزا توصیف کرد و گفت که کارکردش از بسیاری از نهادهای دولتی دیگر بهتر است. او که روز 19 خرداد همین امسال کنفرانسی خبری ترتیب داد تا درباره وقایع فینال جام حذفی صحبت کند، با برنامه ریزی دقیق به دل دولت زد و تا توانست پاسخ انتقادهایی را که شده بود داد؛ در همان جلسه مذکور تاج نزدیک به 22 بار از کلمه «دولت» در کنفرانس خبری اش استفاده کرد تا مشخص شود هدف نه توضیح درباره فینال جام حذفی، بلکه به نوعی تسویه حساب است. اوج صحبت هایش هم این بود که با صدای بسیار رسا و شفافی گفت: «اعتقاد دارم دولت باید دست از سر فوتبال بردارد و اجازه دهد فوتبال عادی پیش برود».  خواسته یا ناخواسته دولت هم به حرف مهدی تاج گوش کرده و دستش را از سر فوتبال برداشته؛ البته دست از سر که نه، ظاهرا دولت دیگر دست را از جیب درآورده تا به مهدی تاج که معتقد است می تواند روی پای خودش بایستد پولی به عنوان کمک ندهد. تاج می گوید فدراسیون فوتبال نهادی غیردولتی است و نباید از سوی دولت تحت هیچ فشاری قرار بگیرد؛ او این حرف را کاملا درست و در راستای استقلال فدراسیون می زند؛ حتی آن قدر روی غیردولتی بودن فدراسیونش تاکید می کند که دست به هیچ یک از افراد بازنشسته حاضر در فدراسیون که مشمول قانون بازنشستگی می شدند هم نزد. او آن روزها دلخوش به حساب فدراسیون فوتبال در فیفا بود و فکرش را نمی کرد کمتر از دو ماه دیگر مجبور می شود دست یاری به سوی دولت دراز کند! تاج می گوید فدراسیون فوتبال پول دارد، ولی راهی برای برداشت آن ندارد؛ او می گوید دولت به فدراسیون فوتبال پول بدهد و بعد با رایزنی خودش، پول را از فیفا بگیرد و این جیب به آن جیب کند! نظر مهدی تاج جذاب و برگرفته از مدیریت مدرنش است؛ او کمتر از دو ماه چیزی را که با دست پس زده بود با پا پیش کشیده تا بتواند بار دیگر امورات فدراسیون فوتبال را بچرخاند. البته این اولین بار نیست که مهدی تاج از دولت کمک می گیرد؛ او پیش تر بارها در راستای تامین هزینه های تیم ملی به سمت وزارت ورزش و نهادهای بالاتر چرخیده تا بتواند مشکلاتش را حل کند. حالا هم امیدوار است حرف هایش مبنی بر اینکه دولت دستش را از سر فوتبال بردارد، فراموش کنند و دوباره مشکلاتش را حل کنند. شاید مهدی تاج فراموشکار و شاید هم بعضی وقت ها اسیر «جو» می شود که حرف های مدیریتی سطح بالا می زند؛ او به درستی از عدم دخالت دولت حرف می زند، به درستی از درآمدزابودن فدراسیونش می گوید و به درستی می خواهد فدراسیون از زیر بار همه قوانین وضع شده پارلمانی شانه خالی کند، ولی خیلی زود فراموش می کند این ادعاها برای آن دسته از مدیرانی است که نکته سنج، عواقب سنج، دوراندیش و به معنای واقعی مدیر هستند. او خیلی زود فراموش می کند وقتی باید از استقلال مالی و مدیریتی حرف بزند که قراردادهای اسپانسری درشت و حرفه ای ببندد و هزینه امور جاری را از قبل همان قراردادها جور کند. او خیلی زود فراموش می کند که حتی در عرصه بین المللی هم قدرت چانه زنی و دیپلماسی را ندارد؛ چه بسا اگر داشت از وزارت امور خارجه طلب یاری نمی کرد؛ او خیلی زود فراموش کرده چندی پیش به علی خطیر، معاون وقت باشگاه استقلال، معرفی نامه داده بود تا بتواند مشکل باشگاه استقلال را که دقیقا مشکلی شبیه به فدراسیون فوتبال بود «شخصا» با پیگیری و از طریق آشنایانش در سوئیس حل کند... از قرار معلوم رئیس فدراسیون فوتبال فراموش کرده که دو ماه پیش با صدای بلند از دولت خواسته کاری به فدراسیون فوتبال نداشته باشد؛ برای یادآوری جزئی همان روز حالا می شود فقط یک جمله کوتاه گفت: آقای تاج روز بخیر! با این مدیریت، ما هم «آری نگرانیم...».