آرشیو سه‌شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۹۸، شماره ۳۴۹۹
روزنامه فردا
۱۶
آکادمی

ریشه های چالش با پزشکان

دکتر بابک زمانی

در هفته های گذشته سروصداهای زیادی درمورد پزشکان پدید آمد. ابتدا بحث ظرفیت های پزشکی که به طور غریبی به عنوان مسئله پزشکان مطرح شد و دوم بحث مالیات پزشکان. در این یادداشت درصدد هستم نگاهی به ریشه های واقعی چالش با پزشکان داشته باشم.

-اولین و مهم ترین نکته ای که باعث ایجاد چالش با پزشکان در سطح جامعه می شود، بحران عمیق و رویت نشده سلامت در کشور ماست؛ یک بحران عمیق از جنس سایر بحران های اجتماعی. اگر شما بخواهید برای چشم خود لنز بگذارید، چربی های زائد خود را به دست چاقو بسپارید، بینی خود را زیبا کنید، یکی از بستگان شما زایمان داشته باشد یا حتی فتق عمل کند، نه تنها بحرانی وجود ندارد بلکه در مواردی مثل گذاشتن لنز و زیبایی بینی از همه جای دنیا هم سرتر هستیم. اما اگر بخواهید این بحران خود را در چشم شما عیان کند، باید مبتلا به یک بیماری سخت داخلی شوید که تشخیص آن هم دشوار باشد، یا وضعیت اورژانسی پیدا کنید که زمان در درمان آن اهمیت زیادی دارد، یا بیماری ای داشته باشید که نیازمند مراقبت در یک مرکز خاص است. آن وقت واقعا معنای یک بحران جدی را در می یابید.

در این مواقع به هیچ آزمایشی نمی شود اعتماد کرد، بسیاری از بیماران اساسا جایی برای بستری شدن پیدا نمی کنند، بسیار بررسی هایی که تنها در موارد خاص لازم می شوند وجود ندارند، مراقبت و ثبت بیماری آن گونه که باید انجام نمی شود و... این موارد همه از مهم ترین و سیاه ترین تجارب افراد است و بیشترین تاثیرات عاطفی را برجا می گذارد که فراموش شدنی نیست.

- دومین نکته اینکه نوعی نگاه بدوی، دانش مدرن پزشکی را به وجوه تکنولوژیک و عملی آن تقلیل داده و نقش اراده پزشکان در اعمال این دانش را به حداکثر و نقش سیستم را به حداقل رسانده است. از آنجا که عامل فردی و حرفه ای در بخش‎های برشمرده زیبایی، لنز و... به خوبی کار می کند در اینجا هم مشکل را فقط در اراده، صداقت و مهارت حرفه ای پزشکان می بیند و تنها مسئله فی مابین را مالی و اقتصادی دریافته و پزشکان را نهیب می زند.

واقعیت اما این است که در موارد بحران زده برشمرده که به مفهوم مطلق سلامت نزدیکی بسیار بیشتری دارند و پیچیده تر و دشوارترند پزشکان تنها پیاده نظام قابل رویت آن هستند و صفوف متعدد مسئولان و کارگزاران و تلقیات متعدد اجتماعی که کار را به این بحران کشانده اند از نظرها دور هستند. متاسفانه نه تنها علمای جلیل الشان اقتصاد و جامعه شناسی هم در این نوع نگاه اشتراک نظر دارند و قادر به رویت تکنولوژی پیچیده و روزآمد سلامت (آن سوی پزشکان) و یافتن معایب آن نیستند و نه تنها خود مسئولان و کار به دستان هم در زمینه های فوق تنها برای پزشکان بخش نامه صادر می کنند، بلکه خود پزشکان هم در برابر هجمه ها تنها از خود دفاع و حمله متقابل می کنند.

این دفاع از خود، دفاع از سیستم درمان به نظر می رسد، گویی درخواست برای اقدام عاجل در جهت رفع بحران واقعا موجود در حرفه ای که متولی اصلی آن هستند را به دست فراموشی سپرده باشند .

- عامل سومی که باعث می شود هر چالشی با پزشکان تنها به شکل چالش با شاغلان این رشته باشد و هیچ مدافعه ای از پزشکان در میان سایر اقشار مشاهده نشود (قانون خارق العاده ای که حتی من باب روشنفکری و پرده عادت دریدن هم کسی آن را نقض نمی کند) شاید اختلاف دستمزد یا درآمدی باشد که برای پزشکان متصور است. در این مورد هم باید اشاره کرد اتفاقا یکی از بزرگ ترین اشکالات آن است که به پزشکان دستمزد به معنای حقوقی مابازای خدمت پرداخت نمی شود. مثلا در مراکز دانشگاهی بابت آموزش پزشکی و تحقیق به پزشکان دستمزد داده نمی شود بلکه پزشکان را مختار می کنند که با تعرفه ای ناچیز هر مقدار که می خواهند ویزیت کنند. یعنی هم آموزش از کار رسمی خارج می شود و به شکل همت عالی در می آید و هم کار درمان هر چه نازل تر و نازل تر می شود. در بخش خصوصی هم خدمات پزشکی تنها براساس مقبولیت و محبوبیت عامیانه بدون کمترین نظارت کیفی و تنها با یک نظارت کمی بسیار سطحی و کور اما به شدت بوروکراتیک ارائه می شود.

اینجا هم پزشکان به انجام کارهایی محبوب تر (بخوان پردرآمدتر)، کم مسئولیت تر و ویزیت هایی با تعداد زیاد و کیفیت نامعلوم سوق داده می شوند. در نتیجه درآمد نه در کار پزشکی که در دوری هرچه بیشتر از هسته مرکزی کارهای پزشکی به دست می آید. اما عجبا که این آشفته بازار به چشم نمی آید و در عوض حرفه پزشکی طعن و لعن می شنود. علت اینکه دولت نمی تواند به پزشکان حقوق کافی پرداخت کند هم شاید این موضوع باشد که تعدد فارغ التحصیلان رشته های مختلف که به استخدام دولت در می آیند، بلافاصله مسئله مقایسه را پیش می‎کشد. تورم سیستم دولتی و تعدد بی حد مراکز دانشگاهی و محوشدن فاصله دانشگاه و موسسات غیرآموزشی تعیین دستمزد کافی برای فعالیت های آموزشی را دشوار می کند.

بنابراین اینجا هم مسائل سیستمی است که بر مسائل فردی غلبه پیدا می کند و درآمدهای بالای برخی پزشکان مانع رویت مسائل اساسی سلامت (به ترتیبی که گفته شد) توسط فرهیختگان عرصه عمومی می شود.

در هر حال تا محور تمام چالش ها و بحث های موجود، چه از جانب پزشکان و چه از جانب مردم اصلاح سیستم بحران زده درمان و آموزش پزشکی نباشد، پرخاش با پزشکان راه به جایی نخواهد برد و به بحث هایی با درجه بسیار پایین اهمیت مثل کارت خوان و مالیات خواهد انجامید.