آرشیو شنبه ۲‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۷۱۳۹
صفحه آخر
۲۰
اتفاق روز

عصر جدید تلویزیون ایران برای زنان

فریبا آباقری

کتاب برنامه تلویزیونی پرمخاطب «عصر جدید» به آخرین برگ خود رسید. بیش از 24 میلیون رای مردمی در سبد 5 فینالیست برنامه عصر جدید ریخته شد تا در ساعت های اولیه بامداد جمعه، محبوب ترین استعدادها شناخته و در این برنامه مشخص شوند. فاطمه عبادی هنرمند نقاشی با شن اهل بندر ماهشهر خوزستان 6 میلیون و 544 هزار و 964 رای را از آن خود کرد تا در صدر آخرین محفل عصر جدید بنشیند. نفر دوم «محمد زارع» بود؛ و 5 میلیون و 916 هزار و 362 رای به دست آورد. «پارسا خائف» کودک خوش صدا 5 میلیون و 717 هزار و 64 رای را  به خود اختصاص داد و در جایگاه سوم ایستاد. نفر چهارم «سعید فتحی روشن» بود که موفق شد 3 میلیون و 148 هزار و 431 رای کسب کند. گروه «دختران نینجا» هم با 3 میلیون و 87 هزار و 787 رای توجهی میلیونی را به سوی خود جلب کردند و گفتند که هزاران دختر ایرانی را به باشگاه های ورزشی کشانده اند.

خبر و اتفاق درخشان بود: فاطمه عبادی هنرمندی از خطه خوزستان نفر اول مسابقه استعدادیابی عصر جدید شد. اهمیت واقعه نه به دلیل زن بودن او، نه چون او یک هنرمند است و نه چون او از ناحیه ای محاصره شده در شن و گرد و غبار می آید، نه چون هوا ندارد نه چون خوزستان است نه چون مردمی به ظاهر فراموش شده اند، بلکه چون همه این روایت ها را یک دست و چند مشت شن روبه روی مخاطب می گذارد زیباست.

او روایتگر زنان خوزستان است؛ زنانی که به دنیا می آیند تا فراموشی را به خاک بسپارند و از شن ها زندگی بسازند. آنها به دنیا می آیند تا صدای بغض شده در گلوشان را با مشتی شن به همه برسانند. فاطمه عبادی زنی است که داستان های روایت شده از سال ها محرومیت و درحاشیه ماندن زنان و مردان را با فقط با یک مشت شن درقلب هایمان کاشت. یکپارچگی و به هم دوختن زن هایی که او روایت می کند تماشاچی ها را حیرت زده کرد. او با همین زن ها زندگی می کند، خلق می کند، پرورش می دهد، می میراند تا زندگی ببخشد و این بخشش زندگی آخرین تصویری است که او روایت می کند و مگر نه اینکه زنان آفریننده و بخشنده زندگی هستند؟ مگر نه اینکه ما زنان خالق و پرورش دهنده ایم؟

در این میان ما تماشاچیان حیرت زده و بغض درگلو مانده، در فکر آن هستیم که چه استعدادها و چه زن ها که در پس این بی خبری و نگاه نکردن و نجستن شان در گوشه و کنار این آب و خاک، شن و خاک می خورند و پشت این تصویرهای خاکی و غبارزده و به یغما رفته فراموش می شوند. فکر کنید چه فرصت ها که از دست می رود چه امیدها که خاک می خورد و چه زن ها که با تعصب های کورکورانه پدران و برادرانشان فراموش می شوند. فکر کنید اگر این تنگ نظری ها نباشد و زن های فراموش شده در گوشه و کنار این سرزمین بتوانند هنرشان، حرف شان، توانایی شان و البته دردشان را در فرصت هایی این چنین عرضه کنند چه خوب خواهد شد. اینجاست که نقش رسانه ملی پر رنگ تر از قبل می شود؛ مسیری که عصر جدید تلویزیون ایران پیش روی زنان ایران قرار داد بی شک فرصتی تاریخی است و به طور حتم مایه امید برای زنانی خواهد بود که به دلیل دوری از پایتخت و نداشتن ابزار اعلام وجود، از مقابل چشم های ما دور افتاده اند. عصر جدید تلویزیون ایران امید بخش است و الهام دهنده برای زنانی که فکر می کنند فراموش شده اند. فکر می کنند حذف شده اند اما 6میلیون و 544 هزار و 964 شهروند ایرانی از صدای رسای تلویزیون ایران به دنیا گفتند ما می بینیم، می شنویم و می خواهیم دنیا شما را ببیند و درک کند.