آرشیو شنبه ۲‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۴۴۴۶
صفحه اول
۱
تاریخ

28 مرداد و مسائل روز

کوروش احمدی

سالگرد کودتای 28 مرداد فرصت دیگری برای بحث در رسانه ها و شبکه های اجتماعی در داخل و خارج از کشور راجع به این واقعه مهم فراهم کرد. توجه گسترده به این موضوع با وجود گذشت 66 سال از واقعه حاکی از اهمیت شگرف این تحول در تاریخ معاصر ما و ماندگاری آثار آن است. یکی از آفات بحث ها در این مورد طی چند دهه گذشته این است که کسانی اتفاقات 28 مرداد 1332 را عمدتا در پرتو تحولات جاری و نیازهای سیاسی زمان حال (presentism)مرور می کنند و به ناچار درکی جانبدارانه و تحریف شده از تاریخ ارایه می دهند. اینان تصور می کنند برای پیشبرد نظرات خود در مورد نوع نظام سیاسی در داخل و کم و کیف رابطه سیاسی با این یا آن کشور حتما لازم است، تاریخ معاصر کشور را نیز متناسب با این ترجیحات سیاسی دستکاری کنند. این در حالی است که اگر بررسی های تاریخی قطع نظر از تحولات سیاسی جاری صورت نگیرد چیزی جز زواید پروژه های سیاسی روز نخواهد بود.

در داخل کشور پیروان دربار از یک سو و وارثان دشمنی های شکل گرفته در ماه های پایانی نخست وزیری مصدق از سوی دیگر پیوسته قرائت های جانبدارانه خود را از وقایع 28 مرداد ارایه داده و در این راه تا جعل سند هم پیش رفته اند. بعد از انقلاب اسلامی، بازماندگان گروه های سیاسی ضد مصدق با دست بازتر و برخورداری از امکانات بیشتر به نشر مواضع سیاسی خود به اسم وقایع تاریخی ادامه دادند. کتاب چهره واقعی مصدق السلطنه نوشته مرحوم حسن آیت که توسط انتشارات وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم در 1360 منتشر شد، نمونه ای از نشر مواضع سیاسی به نام تاریخ نگاری است. سلطنت طلب ها در خارج از کشور نیز با هدف توجیه مواضع خود به شکلی گسترده به تحریف تاریخ معاصر دست زده اند تا از این طریق چهره پهلوی دوم را در مصاف با جنبش ملی و مصدق تطهیر کنند. کسانی نیز چون اردشیر زاهدی با ایجاد حلقه ای عمدتا هدف تطهیر خود و پدر را از انگ عامل خارجی بودن پی گرفته و بر ملی و مردمی جلوه دادن برکناری مصدق و اعاده شاه متمرکز بوده اند. این حلقه به ویژه با محوریت کتابی به قلم داریوش بشاش بایندر تلاش دارد تا روحانیت به ویژه آیت الله بروجردی را محور اصلی «قیام ملی 28 مرداد» معرفی کند. این در حالی است که روایات و اسناد متقن همیشه حاکی از مصر بودن آیت الله بروجردی بر عدم مداخله در سیاست بوده است. برخی جریانات تندرو در امریکا نیز به این کمپین پیوسته و کوشیده اند تا با «ملی و مردمی» قلمداد کردن سرنگونی دولت مصدق گریبان خود را از اتهام دخالت خشن در امور داخلی ایران رها سازند. ری تکیه یکی از چهره های اصلی در این رابطه است که تلاش خود را با انتشار مقاله ای در ژوییه 2014 تحت عنوان «در ایران واقعا چه اتفاقی افتاد» آغاز و با حضور فعال در شبکه های اجتماعی ادامه داد. مشکل اصلی اکنون این است که این گونه «تاریخ نگاری ها» که قبل از انقلاب پذیرشی در بین مردم و نخبگان نداشت در یکی، دو دهه اخیر به خاطر نارضایتی هایی در اقشاری از مردم، زمینه هایی برای پذیرش یافته است. اسناد تاریخی اعم از اسناد و منابع داخلی و خارجی به وضوح روشن کرده که انگلیس در مرحله ای و نهایتا امریکا «طراح و سازمان دهنده» سقوط دولت دکتر مصدق بوده و از حمایت عوامل داخلی نیز بهره برده اند. اسناد گویای آن است که انگلیس از ابتدا قویا اعتقاد داشت که نمی تواند با مصدق کنار بیاید و تنها راه حذف اوست. آن لمبتون از بدو شروع دولت مصدق به دولت انگلیس توصیه کرد که به مصدق امتیاز ندهد، تفاهم با مصدق ممکن نیست و راهی جز حذف او وجود ندارد. وی به عنوان مقدمه این اقدام «ماموریت زینر» (Mission Zaehner) را جهت جذب و آموزش ایرانیان همسو برای کودتا پیشنهاد کرد که به آن عمل شد. بعد از واقعه 30 تیر 31 و پیروزی آیزنهاور تلاش سیستماتیک برای پراکندن افراد موثر از اطراف مصدق، جذب و تطمیع عناصر ذی نفوذ شامل نمایندگان مجلس، روزنامه نگاران و سران اوباش و... با محوریت سفارت امریکا بعد از تعطیلی سفارت انگلیس و به عنوان مقدمه لازم برای کودتا تشدید شد. گزارش داخلی سیا که توسط دونالد ویلبر، عضو سیا و طراح کودتا در مارس 1954 نوشته شد و اول بار در سال 2000 توسط نیویورک تایمز منتشر شد حاوی شرحی مفصل از عمق دخالت سیا در کودتاست. عناوین تنها بخش کوچکی از عملیات سیا در این رابطه بسیار گویاست: برنامه «جنگ روانی» در ایران و «جنگ اعصاب» علیه مصدق، تهیه شمار کثیری مقالات و کاریکاتور های ضد مصدقی توسط «گروه هنری» سیا جهت درج در رسانه های ایرانی و غربی، سازماندهی «عملیات» برای وادار کردن شاه به امضای فرمان عزل مصدق توسط سیا شامل اعزام اشرف پهلوی (از پاریس)، شوارتزکف، کرمیت روزولت، برادران رشیدیان و... برای ملاقات های مکرر با شاه و سازماندهی ارسال پیام های رمزی که حاکی از موافقت سران امریکا و انگلیس با کودتا باشد؛ دریافت مجوز هزینه تا یک میلیون دلار به اضافه روزانه یک میلیون ریال برای خرید نمایندگان مجلس در دوره قبل از تصویب نهایی «طرح عملیاتی برای کودتا»، برخورداری زاهدی از موقعیتی ضعیف در بین نظامیان و ناچار شدن سیا به در دست گرفتن ابتکار عمل برای ارایه طرح نظامی و قرار دادن نیروی نظامی در اختیار او؛ این ادعا که نظراتی که افسران ایرانی برای کودتا می دادند «به نحو رقت آوری احمقانه بود» و نهایتا الزام به وارد عمل کردن جورج کارول، مامور سیا و سرهنگ عباس فرزانگان وابسته نظامی ایران در واشنگتن بعد از اثبات ناتوانی سپهبد زاهدی جهت کمک به ایجاد «شبکه نظامی»، تهیه «برنامه عملیاتی» توسط سیا و ارایه آن به زاهدی و تیمش برای اظهارنظر، تلاش برای تفهیم به «ایرانیان غالبا غیرمنطقی» که هر یک در وقت مقتضی چه باید بکنند، اقدام سیا به تعیین نظامیان و تانک هایی که باید دخالت می کردند و تهیه لیست محل هایی که باید تحت کنترل درمی آمدند و لیست کسانی که باید دستگیر می شدند و... این عناوین و شرح تفصیلی هر یک از آنها در گزارش داخلی سیا به وضوح گویای نقش امریکا به عنوان طراح و سازمان دهنده کودتاست. اسنادی که بعد از گزارش ویلبر به صورت قطره چکانی توسط امریکا از طبقه بندی خارج و منتشر شدند، جزییات بیشتری را در ارتباط با عناوین فوق ارایه می کنند. در اولین سری از اسناد اولیه ای که در 1989 منتشر شدند، سندی راجع به نحوه سرنگونی مصدق وجود ندارد. بعد از آن هر چند که هنوز با وجود قانون اطلاعات آزاد در امریکا و الزام دولت به انتشار اسناد بعد از 30 سال هنوز بعد از 66 سال، بخش قابل توجهی از اسناد مربوط به کودتا منتشر نشده است. جالب اینکه برخی بندها و اسامی در آخرین سری از اسناد منتشر شده در 2017 همچنان سیاه هستند. کسانی که از «قیام ملی و مردمی» صحبت می کنند، مواردی را مانند حرکت دسته جاتی از چند نقطه در جنوب تهران به سرکردگی رمضان یخی، ناصر جگرکی، باقر کچل، زینب لب شکری، طیب و... و حمله با ده ها تانک به رادیو و خانه مصدق و درگیری طولانی با گارد نخست وزیری و... را نادیده می گیرند. مطابق اسناد سیا که در 2017 منتشر شد و منابع هم عصر، هر یک از این چند ستون با «صدها نفر» شروع و با پیوستن شماری از مردم عادی به آنها شمارشان نهایتا به حداکثر حدود 4000 هزار نفر رسید. آیا می توان با 4000 هزار نفر یک رژیم را سرنگون کرد؟ علاوه بر اسناد سیا که موید نقش فواحش و لات هاست، تحقیقاتی نیز که طی سال های اخیر توسط دانشگاهیانی چون مصطفی لعل شاطری، هادی وکیلی و نقره کار در این مورد انتشار یافته، موضوع را کاملا روشن کرده است. اشاره به بخشی از یکی از اسناد سیا که منعکس کننده بخشی از گزارش کیم روزولت، رییس منطقه ای سیا 10 روز بعد از کودتا به یک جلسه رسمی در کاخ سفید است به اندازه کافی گویاست:«... حدود 10 دقیقه به 4 بعدازظهر به خانه ای که [سپهبد] زاهدی در زیرزمین آن مخفی شده بود، رفتم و او را در حالی که زیرپیراهن و شلوار خاکی رنگ به تن داشت و به همراه...[نام سیاه شده] که یک گرمکن کهنه کثیف و یک شلوار پاره پوشیده بود و مشغول ناهار خوردن بودند، یافتم. یونیفورم زاهدی در همان جا بود. گفتم آقایان وقتش رسیده. شما باید به خیابان بروید و هدایت اوضاع را به دست بگیرید. ما رادیو را گرفته ایم. متاسفانه باتری رادیویی که به آنها داده بودیم، تمام شده بود. لذا آنها نمی دانستند که ما رادیو تهران را گرفته ایم...» (سند شماره 307، صفحه 727، مورخ 28 آگوست 1953) روزولت از لحظه ای در روز 28 مرداد سخن می گوید که پیش از آن رادیو به تصرف نظامیان درآمده و خانه مصدق هدف گلوله تانک هاست. با این حال «رهبران کودتا» در خانه ای که سیا آنها را در آن مخفی کرده در چنان وضعی مشغول صرف ناهارند و از آنچه در شهر می گذرد، بی اطلاع.