آرشیو شنبه ۲‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۴۴۴۶
صفحه اول
۱
سیاست

درس های چینی علیه فساد

سعید عابدپور

برای مبارزه با فساد راه های آزموده و کارآمد کم نیست. مصیبت اختلاس و سوءاستفاده از قدرت بیش از اینها جوامع دیگر را مبتلا کرده و بعضی از آنها موفق به امحا یا تحدید فساد شده اند و از دوره های گذار، با سربلندی عبور کرده اند؛ لذا عقل حکم می کند ضمن مبارزه قضایی با پدیده فساد از تجربه دیگر کشورها بهره ببریم و شیوه های عملی و نظری مقابله با فساد را در دست مطالعه بگیریم. به عنوان نمونه وضعیت کشور ما در زمینه ابتلا به فساد تا حد زیادی به چین شبیه است و ما می توانیم با مراجعه به تجارب چینی ها هزینه ستیز با فساد را کاهش دهیم. هم ما و هم چینی ها هر دو از حاکمیت متمرکز برخورداریم و هر دو در دوران انتقال از سیستم دولتی به سرمایه داری یا به عبارت بهتر خصوصی سازی قرار گرفته ایم. در این باره اصلاحات اقتصادی تنگ شیائو پینگ اوایل دهه 60 با اصلاحات مرحوم هاشمی در نیمه دوم دهه 60 تقریبا قابل انطباق است ولی مشخصا چینی ها در زمینه توسعه اقتصادی بسیار پیش تر و فراتر از ایران رفته اند و این موضوع تا حدی مدیون مبارزه مستمر آنها با فساد است. چینی ها همه ساله قوانین جدیدی در مبارزه با راه های فساد به تصویب می رسانند و همواره سعی می کنند از وجود تبصره ها و فرصت های قانونی محتمل برای انجام فساد بکاهند. در واقع آنها سعی می کنند راه های درروی قانونی را برای مفسدان ببندند. هر گاه موارد تبصره و استثناها در قوانین زیاد شوند، طبعا امکان قانونی برای فساد پیش می آید. در قوانین چینی، مسوولان هیچ حقی فراتر از سایر شهروندان نسبت به فرصت های اقتصادی ندارند و هیچ مسوولی حق بخشش مالیاتی، بخشش گمرکی یا سایر معافیت ها را ندارد. بخشی از فساد کنونی در ایران ناشی از بذل و بخشش ها از سوی مدیران و صاحب منصبان است. تعیین دقیق مجازات ها نسبت به این نوع موارد بخشی از شفاف سازی مبارزه علیه فساد در کشور چین است. دولت چین در دهه های اخیر از فروپاشی شوروی و اروپای شرقی درس گرفت. مقام های چینی بر این باورند که توسعه اقتصادی برای حفظ مشروعیت نظام کافی نیست و هر نظامی باید از طریق بهبود مدیریت، تامین حداقل استاندارد یک زندگی مناسب، بیمه، درمان و آموزش فضای مناسبی برای زیست شهروندان فراهم کند. مهم ترین مساله این است که حزب کمونیست چین از سال 1978 ایدئولوژی سیاسی را خود را با اصول غیر ایدئولوژیک تطبیق می دهد. شعارهای روسای جمهور چین تحت عنوان مبارزه برای توسعه علمی، جامعه هماهنگ سوسیالیستی و بالا بردن ظرفیت های مدیریت، نمونه ای از رویکرد مسوولان چینی برای توجه به ضعف ها و بهبود آنها است. تمامی هنر چینی ها در پیبشرد اقتصاد سرمایه داری تحت نظارت حزب کمونیستی است و مشخصا برای چنین ترکیبی، حزب کمونیست درباره نظریه مالکیت دولتی و حکومت پرولتاریا تجدید نظرهای اساسی کرده است. بدون تجدیدنظر در مبانی اقتصاد و مدیریت امکان شکوفایی شگفت آور چین نبود. تجربه چینی از مبارزه با فساد نشانگر مبارزه سیستماتیک با فساد، از بین بردن خلاها و سوءاستفادهای قانونی، توجه به مدیریت غیر ایدئولوژیک، تعیین دقیق جرایم و مجازات های آن و تداوم و استمرار بی قید و شرط مبارزه با فساد است. هر گونه برخورد مقطعی با فساد و احیانا ناکامی مسوولان محترم قضایی در برخورد با فساد راه را برای فساد بیشتر و عمیق تر بازخواهد کرد. مبارزه با فساد اکنون به مساله حفظ مشروعیت پیوند خورده و فرقی هم نمی کند که مفسدان به چه گروه ها و جناح هایی مرتبط باشند. مهم این است که هر اختلاس گر و هر فاسدی تیشه به ریشه مشروعیت نظام می زند.