آرشیو شنبه ۲‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۹۵۷۱
صفحه اول
۱
یادداشت

رمزگشایی از مواضع اخیر جانشین موگرینی

حنیف غفاری

جانشین  فدریکا موگرینی  مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا  اخیرا تاکید ویژه ای بر حفظ توافق هسته ای با ایران نموده است. «جوزف بورل»  در یادداشتی در روزنامه اسپانیایی «ال پائیس» می نویسد:

«اتحادیه اروپا در مناقشه میان ایران و آمریکا مردد مانده، نوشته اروپا باید بتواند از منافع خودش در برابر اقدامات تحمیلی از بیرون، دفاع کند. ما باید همه تلاش ها را به منظور جلوگیری از بروز یک درگیری خطرناک به کار گیریم و بستر مذاکرات جدیدی را فراهم کنیم که برجام را احیا کند.»

اگرچه  ظاهر سخنان مسئول سیاست خارجی آینده اتحادیه اروپا شباهت زیادی با مواضع فدریکا موگرینی همتای فعلی وی دارد، اما مانور برخی "کلید واژه ها"در  اظهارات وی جای بسی تامل دارد.یکی از این موارد، تاکید وی بر لزوم "بسترسازی" برای انجام مذاکرات جدید  با هدف حفظ برجام است. آیا منظور جوزف بورل،کپی برداری از مذاکرات 4 جانبه واشنگتن و تروئیکای اروپایی در سال 2012 میلادی می باشد؟ یعنی مذاکراتی که در آن هدفی به نام " مهار همه جانبه ایران" به صورت همگام و محاسبه شده در دستور کار بازیگران غربی قرار گیرد؟ تاکید مقامات اروپایی مبنی بر لزوم تحدید توان منطقه ای و موشکی ایران همگام با اعمال محدودیت های فرازمانی بر توافق هسته ای، جایی برای خوشبینی نسبت به اظهارات اخیر جانشین موگرینی باقی نمی گذارد.

فارغ از همه این موارد، رصد رفتار تروئیکای اروپایی در طول یک سال اخیر نیز به خوبی نشان می دهد که آنها نه «برجام» و نه «قطعنامه 2231 شورای امنیت» را خط قرمز حقوقی و راهبردی خود نمی دانند و اساسا با دفرمه کردن و حتی نابودی توافق هسته ای و جایگزینی آن با توافقی که منافع واشنگتن و اروپا را تامین کند، کمترین مشکلی ندارند. بدون شک اصلی ترین دلیل ناکامی اتحادیه اروپا در حفظ برجام، ناتوانی این مجموعه  در برابر کاخ سفید نبوده است! آنچه باعث عدم اقدام جدی اروپا برای حفظ توافق هسته ای شده است نگاه ابزاری اروپای واحد در قبال برجام است.این نگاه ابزاری ، هم در دوران ریاست جمهوری اوباما و هم در دوران فعلی، در رفتار  بازیگران اروپایی ظهور و بروز داشته است. 

بنابراین، میان رفتار ظاهری مقامات اروپایی و آنچه در پشت پرده مراودات واشنگتن- بروکسل رخ می دهد، تناسب چندانی وجود ندارد! اگرچه دونالد ترامپ اعلام کرده است که ماکرون نماینده و پیام آور وی در قبال ایران نیست، اما هم پوشانی بازی پاریس و واشنگتن علیه ایران از ابتدای حضور ترامپ تا کنون بر همگان مسجل است. در چنین شرایطی مرزبندی صورت گرفته از سوی ترامپ (با ماکرون)، در قالب تاکتیک "جا به جایی اجزای بازی" قابل تفسیر است. این روش به بازیگران امکان می دهد تا در عین حفظ هدف اصلی و نهایی خود، فرصت تنفس و قدرت مانور بیشتری در مصاف با حریف به دست بیاورند. کاخ سفید و کاخ الیزه نیز همچنان «مهار همه جانبه ایران قدرتمند»در ابعاد هسته ای، موشکی و دفاعی را هدف غایی خود می دانند. بنابراین، مجادله ظاهری و کلامی ترامپ و ماکرون بر سر ایران، نباید ما را نسبت به بازی مشترک و خطرناک این دو علیه کشورمان بی تفاوت سازد. این بی تفاوتی و انفعال، همان فاکتوری است که روسای جمهور آمریکا و فرانسه به دنبال آن هستند. در این معادله پیچیده ، نباید از بازی لندن و برلین به عنوان دو عضو دیگر تروئیکای اروپایی گذشت.