آرشیو شنبه ۲‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۵۴۶۳
رسانه
۵

روایت اختصاصی جام جم از پشت صحنه اعلام نتایج فصل اول «عصر جدید»

قهرمانی با #شن-خوب

نوشین مجلسی

1038 نفر روی صحنه عصر جدید رفتند و برای گرفتن ضربدرهای سفید از داوران تلاش کردند. بیش از شش ماه گذشت و در این ماه ها با حذف مستقیم داوران یا رای مردم به مرور شرکت کنندگانی که به مراحل بعدی این رقابت راه یافتند، ریزش کردند و با پشت سر گذاشتن مرحله دوم، نیمه نهایی و فینال، در نهایت پنج نفر برتر عصر جدید مشخص شدند. پنج نفری که زنگ های داوران برای رفتن و ماندن آنها در این برنامه خاموش بود و برای به دست آوردن جایزه اصلی این مسابقه باید چشم به رای و سلیقه مخاطبان می دوختند. بالاخره با پایان رای گیری پرونده عصر جدید پس از شش ماه بامداد دیروز بسته شد. این برنامه استعدادیابی برنده خود را شناخت و نفرات اول تا پنجم آن با مجموع 24 میلیون و 405 هزار و 608 رای مشخص شدند. جام جم با حضور در پشت صحنه ویژه برنامه زنده عصر جدید از حال و هوای استودیوی برنامه، حضور تماشاگران، احساس شرکت کنندگان پیش و پس از اعلام نتایج، گزارشی تهیه کرده و با برخی از فینالیست ها گپ زده است.

آغاز یک پایان

حدود ساعت 15 و 30 دقیقه پنجشنبه است که شرکت کنندگان با استقبال تماشاچیان، وارد استودیو می شوند.  پخش برنامه اما ساعت 17 و 45 آغاز می شود و حدود یک ساعت ادامه دارد، در این میان مسابقه فوتبال روی آنتن می رود؛ حدود ساعت 21 و 15 دقیقه است که عصر جدید به آنتن بازمی گردد و تا ساعات اولیه بامداد جمعه با بخش های مختلفی چون پخش بخش های موسیقی، بازخوردها، مرور قسمت های جذاب فصل اول و گفت وگو با شرکت کننده ها، مربیان آنها، داوران و در آخر اعلام نتایج نهایی ادامه دارد.    

مصاحبه نمی کنم

رویا نونهالی از آن دست بازیگرانی است که تن به مصاحبه نمی دهد و راستش را بخواهید می گویند چندان خوش برخورد هم نیست اما برای ما خلافش ثابت شد. جالب آن است که علیخانی هم به این موضوع در برنامه اشاره کرد و گفت قضاوت هایش در مورد داوران برنامه پیش از همکاری با آنان و پس از آن حسابی دگرگون شده است. نونهالی را پیش از شروع برنامه در راهرو ملاقات می کنیم، خوش برخورد است، با خبرنگاران خوش و بش می‎ کند اما همچنان از گفت وگو امتناع می ورزد. او علت مصاحبه نکردن و عدم حضورش در نشست خبری عصر جدید را ساده بیان می کند و می گوید: «خیلی اهل مصاحبه نیستم و این را راحت می گویم.»   

از شهرستان آمدیم

مقابل در شمال باشگاه آرارات، چشم انتظارانی حضور دارند که از مسوولان خواهش می کنند به آنها اجازه ورود به استودیو و دیدن دست اندرکاران برنامه را بدهند.  کودکی روی زمین نشسته است، غذا می خورد و مادرش برای یکی از مسوولان تعریف می کند فرزندش ماه هاست منتظر چنین فرصتی است و آنها از شهرستان برای دیدن زنده برنامه و داوران آمده اند. استودیو اما مملو از جمعیت است و صندلی خالی برای دیگر مشتاقان عصر جدید وجود ندارد. احسان علیخانی هم در خلال برنامه به این نکته اشاره و از مردمی که نتوانستند وارد شوند، عذرخواهی می کند.

حال وهوای تازه عصر جدید

امروز حال و هوای عصر جدید خیلی متفاوت است، عوامل برنامه هم که تب و تاب زیادی دارند به این نکته اذعان می کنند و می گویند هم به خاطر اعلام نتایج و هم پایان چند ماه همراهی آنها با یکدیگر و هم به خاطر زنده بودن برنامه، حسی توامان از غم، شادی و دشواری دارند.

وارد استودیوی اصلی می شویم، همان جایی که سن و میز داوران مقابل چشم تماشاگران انبوه برنامه قرار دارد. داوران با تشویق بی امان تماشاچیان وارد صحنه می شوند و روی صندلی هایشان می نشینند. مدام از میان تماشاگران اسم داورها بلند گفته می شود، یکی با فریاد می گوید دکتر! دکتر! و دیگری عظیمی نژاد را صدا می کند. داوران هم برمی گردند دستی تکان می دهند یا در همهمه سالن پیش از روی آنتن رفتن برنامه با جمعی از شرکت کنندگان مراحل پیشین برنامه که امشب در ایستگاه پایانی عصر جدید حضور دارند، گفت وگو می کنند و به یادآوری خاطرات می پردازند. در میان شرکت کنندگان قبلی، چهره های آشنای زیادی وجود دارد. پسر افغانستانی که روی سن عصر جدید از خانواده دختری که در میان تماشاگران نشسته بود، خواستگاری کرد؛ حالا با او ازدواج کرده و دست در دست همسرش به برنامه آمده است. آدرینا توشه، بازیگر کودکی که با اجرایش در مرحله ابتدایی عصر جدید اشک همه را درآورد نیز با خانواده اش آمده است. کارزان و عبدالباسط، دو خواننده کرد و پرطرفدار عصر جدید هم لباس کردی برتن در کنار رقبای پیشین و رفقای امروزشان حضور دارند. هادی مرتضی زاده، بازیگری که با اجرای سوزناکش همه را سر کار گذاشت، شکوفه عزیزی یا همان دختر عروسکی، وحید آقاجری، سالار میرکریمی و... نیز از جمله کسانی هستند با وجود حذف از این برنامه برای اعلام نتایج نهایی در استودیو حاضر شدند. 

نفس ها به شماره افتاده است

در استودیوی بزرگ عصر جدید در باشگاه آرارات، همه چیز سر جای خودش قرار دارد. در راهروی طبقه میانی ساختمان اتاق نویسندگان، داوران، فنی و گریم است.  

بر دیوارهای راهرو هم جزئیات و مراحل مختلف آماده سازی برنامه در تابلوهایی نقش بسته است. در اتاق نویسندگان، شرکت کننده ها در کنار نویسنده ها با چهره هایی مضطرب به انتظار آغاز برنامه نشسته اند. پارسا خائف برای لحظاتی بیرون می آید، روزبه معینی، از همراهان برنامه (که برای لحظاتی در آنتن زنده نیز با علیخانی گفت وگو کرد)، او را در آغوش می کشد و می گوید:«پارسا آقاست و مثل پسر من است.» او خجالت می کشد؛ ظاهرا تا پیش از اعلام نتایج اجازه مصاحبه ندارد و تنها به گفتن این نکته بسنده می کند که در حال گذراندن لحظه های پرهیجانی است و احتمالا شنبه به شهرشان بازمی گردد.  در همین اثنا، سعید فتحی روشن هم که به گفته عوامل، حال جسمانی چندان مناسبی ندارد، از اتاق خارج می شود. در قسمت دیگری از ساختمان، سالن انتظاری است که معمولا همراهان شرکت کنندگان در آن مستقر می شوند و بارها در عصر جدید دیده اید. سالن شلوغ و پررفت وآمد است.  تعدادی از دختران نینجا به تماشای تلویزیون نشسته اند و منتظرند برنامه آغاز شود. دو دختر آسیب دیده گروه هم با عصا در پشت صحنه برنامه حاضر هستند.

لحظه های اوج

 برنامه آغاز و با نزدیک شدن به لحظه اعلام نتایج در میان تماشاگرانی که از طولانی بودن بخش های مختلف برنامه خسته شده اند، حس تازه ای ایجاد می شود.  کم کم گمانه زنی ها میان مردم آغاز می شود، برخی حدس خود برای نفر اول تا پنجم را بلند اعلام می کنند و با شوخی ها و ایجاد تعلیق های احسان علیخانی همراه می شوند. داوران هم منتظرند و هیجان بالایی دارند. بالاخره شرکت کنندگان روی صحنه قرار می گیرند و آرا از آخر به اول خوانده می شود.  

راوی قصه‎ های شنی

 نام ونام خانوادگی: فاطمه عبادی

 تعداد آرا: شش میلیون و 544 هزار و 964 رای

 رتبه: اول

 جایزه: 500 میلیون تومان اعتبار تخصصی

 چرا اول شد؟ فاطمه عبادی، اهل بندر ماهشهر خوزستان که با شن روی صحنه عصر جدید نقاشی کشید و با طرح هایش قصه تعریف کرد، توانست نفر نخست فصل اول عصر جدید باشد و تندیس طلایی این رقابت را با خود به خانه ببرد. او برنده بیشترین میزان اعتبار تخصصی عصر جدید هم شد و به گفته علیخانی باید این مبلغ را صرف هنرش کند. عبادی همچنین قرار است برای محرم 40 قصه را با نقاشی های شنی اش از قاب شبکه سه تعریف کند. او در مرحله گذشته توانست رکورد رای ها را بزند و انتظار می رفت در این مرحله هم با اجرای تاثیرگذاری که داشت بتواند از سد رقبای خود عبور کند و برنده نهایی عصر جدید باشد. پیشرفت اجرای او در طول برنامه با تماشای ویدئوی ارسالی اش کاملا مشخص است. او در آخرین حضورش هم از نظر تکنیکی عالی بود، هم محتوایی و هم توانست احساسات حضار را برانگیزد. البته با نگاه به کل برنامه و مرور شرکت کنندگانی که گاه با هزینه های بیشتر جانی و مالی خود را به این برنامه رساندند و روی سن برنامه کارهای محیرالعقول انجام دادند، پیروزی قصه های شنی عبادی و فضای آرام اجرای او جالب به نظر می رسد.

 چه گفت؟ این نقاش پس از پایان اعلام نتایج برنامه در پشت صحنه با عوامل برنامه گفت وگو و به همه آقای مریخ، آهنگسازش را معرفی می کند. آهنگساز قطعاتی که معمولا نقاشی های قصه گونه او را در طول برنامه همراهی می کرد. او همچنین یکی از پسربچه های بیمارستانی که گاه برای نقاشی به آنجا می رود را به ما معرفی می کند و بعد از در آغوش کشیدن او، از حس فوق العاده اش در این لحظه ها می گوید، لحظه هایی که روزهای اول حضورش در عصر جدید گمان نمی کرده به آن برسد. عبادی می گوید که همیشه سعی کرده از آن هنری که خدا به او داده است برای برداشتن یک قدم و انجام کاری برای بیان معضلات اجتماعی استفاده کند و به همین خاطر کارش بعد از این مسابقه تمام نمی شود. او بیان می کند: شاید نتوان خیلی مسائل را با حرف گفت اما با هنر می توان بیان کرد و نشان داد.

عبادی درباره روزهای کودکی و آغاز کار هنری اش می گوید: دیروز دوستان با مادرم صحبت می کردند و او از کودکی من می گفت. حرف خوبی زد که برای خودم هم جالب بود. او گفت: فاطمه حتی اگر یک گوجه را می دید با آن چیزی درست می کرد. این از گذشته در وجود من بود و نقاشی و خلق اثر با چیزهایی این چنینی اینگونه شروع شد.

او ادامه می دهد: ماهشهر شهر کوچکی است و در این مسیر همیشه پدر و مادرم از من حمایت کردند ولی می توانم بگویم بعد از خدا، همسرم احمد مهم ترین حامی من است. این مسیر را مدیون لطف خدا، پدر و مادرم و احمد هستم.

جوانی گمشده ما

 نام و نام خانودگی: محمد زارع

 تعداد آرا: پنج میلیون و 916 هزار و 362 رای

 رتبه: دوم

 جایزه: 200 میلیون تومان اعتبار تخصصی

 چرا  دوم شد؟ 20 سال سن، کمی است اما جوان 20 ساله عصر جدید کارهای بزرگ و خطرناکی می کند. او نه تنها به خاطر اجراهای جذابش روی صحنه، بلکه به خاطر شخصیت متفاوتش خیلی زود محبوب شد و حالا در مقام دوم این برنامه ایستاد و به عنوان مربی فصل دوم عصر جدید برگزیده شد. این که چرا تا این حد محبوب شده و توانسته است بدون پرحرفی و تبلیغ های معمول برای خود و کارش به این جایگاه برسد، تنها به خاطر توانایی و مهارت او در اجرای حرکات آکروباتیک نیست. درست است که او اجرای بی نقصی در فینال داشت و ارزشمند است که سازه های اجرا را هم خود و دوستانش با صرف کمترین هزینه ساخته بودند اما زارع ورای تمام اینها برای بسیاری از ما آن بخش شجاع و یاغی وجودمان است که خاموشش کردیم. او کارهایی کرده و تجربه هایی داشته است که بسیاری از ما تا 20سالگی به خود اجازه فکر کردن به آن هم نداده ایم، حال نه این که تمامی اعمال او صواب باشد و ستودنی، اما این پسر جوان در مقطع راهنمایی درس را رها کرده، به دنبال علاقه اش دور از درس و چارچوب مدرسه رفته است. این نسخه را نمی شود برای همه پیچید ولی غالب ما هم سن و سال او که بودیم از فکر کردن به بیرون زدن از چارچوب تعریف شده زندگی مان هم حذر داشتیم اما زارع این دل و جرات را به خرج داده و در زمانی که گویی هم باید مدرک دانشگاهی داشته باشند مسیری دیگر را در پیش گرفته و در آن بهترین شده است.

 چه گفت؟ او همانی است که مقابل دوربین می بینید. خجالتی است و به سختی حرف می زند. می گوید انتظار این که تا این مرحله بیاید را نداشته است و از تمام کسانی که به او رای داده اند تشکر می کند.  

مصلحت این بود

 نام و نام خانودگی: پارسا خائف

 تعداد آرا: پنج میلیون و 717 هزار و 64 رای

 رتبه: سوم

 جایزه: 100 میلیون تومان اعتبار تخصصی

 چرا  سوم شد؟ پارسا خائف، شرکت کننده 14 ساله عصر جدید از معدود خوانندگانی بود که نظر داوران را جلب و به مراحل بالایی عصر جدید راه یافت. او که در مرحله نیمه نهایی رای زیادی به دست آورد به فینال رسید و در فینال هم از پس قطعه دشوار «با صنما» برآمد. در نهایت اما در داوری مردمی فینال، میان پنج گروه شرکت کننده، سوم شد. سومی که برای نوجوانی به سن او یک پیروزی تمام عیار محسوب می شود. او بعد از اعلام نتایج بیان کرد حتما سوم شدن به صلاح او بوده است. با کمی سبک سنگین کردن نیز به همین نتیجه می رسیم. او کم سن تر از دیگر شرکت کننده هاست و کمتر سرد و گرم روزگار چشیده است و به همین خاطر باید با کمک اطرافیانش حسابی حواسش را به شهرت یکباره ای که برنامه به او اعطار کرده، بدهد. خائف راه درازی در پیش دارد که طی کردنش برای کسی در سن او لازم است. شاید با نخست شدن، این راه برای او به اتمام می رسید و شادمانی پیروزی این استعداد به خاطر زود و زیاد بودن آن مثل فواره خیلی سریع فروکش می کرد. او امروز هم به خاطر شناخته شدن، آشنایی نزدیک تر با خوانندگان حرفه ای و انتخاب شدن برای خواندن تیتراژ یکی از برنامه های شبکه سه سیما به جایگاهی رسیده که آرزوی خیلی هاست.

 چه گفت؟ خائف پس از برنده شدن از همه کسانی که به او رای دادند تشکر و ایستادن در چنین جایی را برای خود پیروزی قلمداد کرد. 

چهارمین انتخاب مردمم

 نام و نام خانودگی: سعید فتحی روشن

 تعداد آرا: سه میلیون و 148 هزار و 431 رای

 رتبه: چهارم

 جایزه: 75 میلیون تومان اعتبار تخصصی

 چرا  چهارم شد؟ سعید فتحی روشن شرکت کننده مرموز عصر جدید، با اجراهایی که همه می خواستند از آن سر دربیاورند، رای های مثبت داوران و مردم را گرفت و به فینال رسید. او همیشه اجراهای بی نقصی داشت وهمین موضوع انتظارها را از او بالا می برد ولی در فینال او با این که قصه ای پیچیده تر را برای اجرا انتخاب کرده بود اما چندان انتظارها را برآورده نکرد و خطای کوچکی هم داشت و شاید به همین خاطر در جایگاه چهارم ایستاد. او در همین جایگاه هم هنوز متفاوت ترین فینالیست است و هنوز بسیاری دوست دارند رمز و راز کار او را بدانند. فتحی روشن قرار است 20اجرا در برنامه صبح شبکه سه سیما داشته باشد.

 چه گفت؟ فتحی روشن پس از اعلام چهارم شدنش گفت: این خود یک پیروزی است که اگر مردم پنج انتخاب برای سرگرم شدن شان داشته باشند، من چهارمین آنها هستم. 

روز ما نبود

 نام: دختران نینجا

 تعداد آرا: سه میلیون و 78 هزار و 787 رای

 رتبه: پنجم

 جایزه: 50 میلیون تومان اعتبار تخصصی

 چرا پنجم شدند؟ دختران نینجا با دستان خالی، از باشگاهی کوچک و کم امکانات در البرز به صحنه عصر جدید رسیدند و توانایی خود را به نمایش گذاشتند. نینجاها اجراهای پرهیجانی داشتند. ترکیب جالب گروهی و هماهنگی بیشترشان نسبت به سایر گروه های مشابه در این برنامه، آنها را با نظر مثبت داوران و رای مردم تا فینال کشاند اما در فینال همه چیز آنگونه که باید پیش نرفت. دو نفر از آنها صدمه دیدند هر چند، اجرایشان بدون آسیب دیدگی هم غیر از یکی دو حرکت مثل بلک لایت و دویدن از روی سر یکدیگر، حرف تازه ای برای ارائه نداشت و برای برنامه ای که رسمش بر حذف کسانی بود که در جایی نوآوری هایشان متوقف می شود، پنجم شدن این گروه همراه و همدل، دور از ذهن نبود.

 چه گفت؟ فریبا فرجی پور، سرپرست گروه قرار است به دعوت شبکه ورزش در این شبکه برنامه ای برای آموزش نینجوتسو به بانوان داشته باشد. او پس از پایان اعلام نتایج به جام جم از حس و حال پنجم شدن می گوید: مسلما ناراحت هستم اما واقعیت این است که انتظار داشتم پنجم شویم. ما سطح توقعات را در اجرای دوم مان بالا بردیم ولی در اجرای آخر به دلیل آسیب دیدگی بچه ها مثل قبل ظاهر نشدیم. کلیت اجرایمان ضعیف نبود؛ اگر فیلم های تمرین مان را ببینید متوجه می شوید که کار ما زمین تا آسمان با آنچه در اجرای نهایی انجام دادیم فرق داشت. بچه ها مصدوم شدند و یک جورهایی بدشانسی آوردیم. می شود گفت روز ما نبودیم.  او در مورد حدس های اشتباهش در ترتیب نفرات اول تا پنجم می گوید: قبل از اجراهای فینال این حدس ها را زدم. اگر بعد از دیدن اجراها بود، عینا درست می گفتم که خانم عبادی اول می شود. کارشان معرکه است.