آرشیو شنبه ۲‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۵۴۶۳
جامعه
۱۸

جنگل های ارسباران در نبود تجهیزات اطفای حریق و ناهماهنگی دستگاه ها، سوخت

آتشباران

مریم خباز

نه، این ارسباران دیگر ارسباران بشو نیست. شاید اگر چوبخوارها می افتادند به جان ارسباران و مردم محلی هرازگاهی ناخونکی به درخت هایش می زدند ارسباران این همه حالش بد نمی شد که این روزها بد است. از بریده شدن درخت های جنگلی باور کنید که بدتر هم هست؛ آتش، همین آتشی که موذیانه در بهشت مخفی ایران، در کنج سبز آذربایجان به پا شده و خیلی چیزها را خاکستر کرده و مانده است. ارسباران چند روزی است دارد می سوزد، کسی نمی داند دقیقا چند روز ولی همه مطمئن اند که جنگل دارد می سوزد. فرمانده یگان حفاظت سازمان محیط زیست می گوید آتش از پنجشنبه شروع شده، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل ها اما می گوید از یکشنبه پیش آتش به پا شده، این وسط نیز هر که مسوولیتی داشته و تریبونی، یک تاریخ گفته که بین دوش نبه تا پنجشنبه چرخ می خورد. خلاصه ارسباران دارد می سوزد، اما به روایت های مختلف.

فرمانده یگان حفاظت سازمان محیط زیست دیروزحاضر نشد آماری از اراضی جنگلی و مرتعی نابود شده در آتش بدهد، چون به ایسنا می گفت که هنوز خسارت ها در دست بررسی است ولی میان کلی اظهارنظر و حرف های رنگ به رنگ آدم های مختلف از ارگان های گوناگون یک عدد 300 هکتار چند بار تکرار شد که موثق ترین آن مربوط است به داور نامدار مدیرکل منابع طبیعی آذربایجان شرقی که می گفت بلوط ها، ممرزها، شیرخشت ها و سیاه تلوها حتی درختان اورس سوزنی برگ و نادر هم در آتش سوختند.

ارسباران این روزها چه قدر شبیه آمازون شده، هر دو دارند می سوزند و هر دو نیز به عمد. درباره آمازون گفته اند آتش اش به عمد به پا شده و گرمی هوا و باد نیز کارگر افتاده و آتش را سرایت داده به دوردست ها، آن قدر که دود این آتش به آسمان سائوپائولو نیز رسیده. درباره ارسباران هم همین را البته گفته اند و باد و هوای گرم را در آتش سوزی دخیل دانسته اند، ولی مهم جرقه اول است که یک انسان آن را به پا کرده. فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل ها به ما گفت کسی در جنگل داشته غذا می خورده و این جهنم را از روی سهل انگاری به راه انداخته.

 تناقض های یک حریق

ارسباران، جنگلی مرموز و به غایت زیباست، چشم اندازهای خیس و پر مه اش آن قدر قشنگ و چشم نواز است که گردشگران اروپایی و آمریکایی که چشم و گوش شان از سبزی و جنگل پر است زبان به تمجیدش باز کرده اند و به شگفت آمده اند از این همه سبزی در فلات خشک و کویری ایران. گل سرسبد زیبایی های آذربایجان اصلا همین ارسباران است با درخت های بلوط و کرب و کرکو و سرخدار و بنه و ملچ و اوجا و زغال اخته هایش که صفت ذخیره گاه بیوسفر را برای این جنگل به ارمغان آورده است، زیستگاهی با اکوسیستم و گونه های گیاهی کمیاب و استثنایی.

نوبت مدح و تعریف و تمجید از ارسباران که می رسد دردانه ای است این جنگل. نگین تنوع زیستی ایران است. به عبارتی با وجود داشتن کمتر از 05/0 مساحت کشور بیش از 13 درصد پوشش گیاهی، 29 درصد پستانداران، 44 درصد پرندگان، 32درصد دوزیستان، 9 درصد آبزیان و 20 درصد خزندگان سرزمین مان را در خود جای داده.

با این که هنوز مانده ایم میان آمارهای متناقضی که از مساحت دقیق جنگل های ارسباران از این سازمان تا آن ارگان روایت می شود و نمی دانیم بالاخره مساحت 160 هزار هکتاری درست است یا آمار 130 هزار هکتاری، اما مجال برای باد به غبغب انداختن مهیاست وقتی همین آمارهای نیم بند در دسترس را مرور می کنیم که می گوید منطقه ارسباران به تنهایی معادل34 درصد پوشش گیاهی ارمنستان، 25 درصد از پوشش گیاهی آذربایجان، 25 درصد پوشش گیاهی فرانسه، 25 درصد پوشش گیاهی گرجستان و17 درصد پوشش گیاهی ایتالیا را داراست.

اما ارسباران با این عظمت، درد کم ندارد. زخم کهنه و ناسورش تبدیل شدن درختانش درگذشته ای نه چندان دور به زغال بود و درد سال های اخیرش ثبت جهانی نشدن آن، آن هم نه به این دلیل که ارسباران جنگل قابلی نیست بلکه فقط به علت تعدی های بی حساب آدم ها به حریمش. در منطقه ارسباران 78 روستا وجود دارد که دست همه مردمانش در جیب این جنگل است. اینها در ارسباران می کارند و رمه می پرورند و دست شان اگر برسد درخت قطع می کنند. در مقیاس بزرگ تر هم دولت ها در این منطقه سد ساخته اند و معدن کاویده اند، به حدی که در سال های 2017 و  2018 یونسکو پرونده جنگل های ارسباران را به خاطر همین دست اندازی های عیان از فرآیند ثبت جهانی شدن کنار زد. حالا یک ارسباران زخمی مانده و یک عنوان «ثبت شده در فهرست میراث طبیعی» با شماره 204 که از سال 93 تا امروز تقریبا به هیچ کار این جنگل نیامده است.

بد به حال ارسباران که با این طمطراق ظاهری، در غائله آتش سوزی اخیر حتی روایت مسوولان مختلف از اعزام نیرو و تجهیزات برای اطفای حریق در آن روایت روشنی نبود، بلکه حتی متناقض بود و سرگیجه آور، مثل فرمانده یگان حفاظت سازمان حفاظت محیط زیست که ظهر دیروز از خاموش شدن کامل آتش این جنگل خبر داد ولی عصرگاه فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل ها به ما گفت نه تنها هنوز آتش شعله ور است، بلکه برخلاف آنچه گفته می شود، بالگرد ارتش تازه به منطقه رسیده و هلال احمر نیز قول بالگرد داده است. این درحالی است که فرمانده قرارگاه منطقه ای شمال غرب ارتش چند ساعتی قبل از اظهارنظر علی عباس نژاد به ایرنا گفته بود که سه فروند بالگرد هوا نیروز ارتش برای کمک به مهار کامل آتش سوزی جنگل های ارسباران به منطقه اعزام شده است.

ضد و نقیض گویی در بحران البته مهارت ماست که این بار پیه آن به تن ارسباران مالید، ضد و نقیضی که نه بار مسوولیتی از دوش کسی برمی دارد و نه تبعات احتمالی کم کاری ها را پاک می کند، بلکه فقط حاشیه امنی می شود برای عده ای و مجال خوبی می شود برای آتش که بیشتر و قوی تر در ارسباران تنوره بکشد.

 معضل حل نشده تجهیزات

کمبود تجهیزات و امکانات از آن حرف های نخ نمای روزگار است، اصلا حرف کمبود که وسط می آید مخصوصا در مواقع آتش سوزی جنگل، بدن آدم های هوشیار کهیر می زند. آخر چه قدر بشنویم که کمبود هست، چه قدر وعده بشنویم که کمبودها مرتفع می شود و نمی شود، چه قدر هر وقت که آتشی در منابع ملی شعله می کشد، بشنویم دستگاه های ذی ربط همساز نیستند. این داستان در کشورمان اما چون تمامی ندارد همه اش را از سر تا ته در مورد آتش سوزی ارسباران نیز شنیدیم.

مدیرکل منابع طبیعی آذربایجان شرقی دیروز در جلسه ستاد مدیریت بحران استان می گفت که درخواست امکانات و امداد هوایی داده اند، ولی با وجود وعده ها هنوز امدادی نرسیده است، استاندار نیز می گفت مهارکامل آتش سوزی نیازمند لکه گیری ازطریق پشتیبانی هوایی است، ولی به رغم مکاتبات و پیگیری های زیاد با ستاد کل نیروهای مسلح، وزارت دفاع و هوانیروز ارتش، تاکنون اقدامی نشده است. همچنین مدیرکل منابع طبیعی استان توضیح می داد که سال گذشته از منابع ملی، اعتباری به حوزه اطفای حریق در عرصه های طبیعی تخصیص نیافت و از منابع استانی نیز که مبلغ اندکی لحاظ شد حتی کنترل و گشت درمناطق را هم کفایت نکرد. مدیرکل که این را گفت رئیس سازمان برنامه و بودجه استان نیز اظهار کرد فرآیند تامین اعتبار در ماده 10 و 12 قانون مدیریت بحران طولانی است و معاون هماهنگی امور عمرانی استانداری آذربایجان شرقی نیز ابراز تاسف کرد که اقدام قابل توجهی به صورت ملی درباره آتش سوزی ارسباران انجام نشده یعنی که آب از سرچشمه گل آلود است، از تهران.

در این آشفتگی که کمبود تجهیزات در مرکزش ایستاده و ناهماهنگی ها و جزیره ای و سلیقگی عمل کردن دستگاه ها و ارگان های مختلف به آن دامن می زند، عجیب نبود که علی عباس نژاد، فرمانده یگان حفاظت سازمان جنگل ها به ما بگوید حتی بیسیم های در اختیارشان در مناطق جنگلی ارسباران آنتن نمی دهد که لااقل امدادگران از حال هم باخبر شوند!

مشکل بیسیم که حل نشده بدیهی است مشکل امداد هوایی نیز به این آسانی ها حل نمی شود حتی بعد از گذشت چهار سال از امضای تفاهم نامه میان سازمان جنگل ها و وزارت دفاع که اصلا نوشته شد برای رفع ناهماهنگی های موجود و رسیدن به موقع بالگرد در زمان وقوع حریق . فرمانده یگان ماجرا را خلاصه می کند و می گوید دولت بابت پروازهایی که دستگاه ها و سازمان های صاحب بالگرد تا به حال انجام داده اند  30 میلیارد تومان به آنها بدهکار است و در نتیجه هیچ نهادی تمایلی به  ارسال بالگرد برای اطفای حریق جنگل و مرتع ندارد؛ به همین سادگی.