آرشیو چهار‌شنبه ۲۰‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۷۱۵۳
سیاسی
۳

فیرحی در تشریح فلسفه حرکت تاریخی اباعبدالله (ع) مطرح کرد

مساله اصلی قیام عاشورا اصلاح شیوه حکمرانی بود

حجت الاسلام داوود فیرحی در مراسم عزاداری شب نهم محرم که در کانون توحید تهران برگزار شد، به تشریح فلسفه قیام عاشورا بر اساس متن برجا مانده از وصیت امام حسین(ع) پرداخت. این استاد دانشگاه تهران با یادآوری این نکته که در اواخر سال 60 هجری و با از دنیا رفتن معاویه خلافت در حال تبدیل شدن به یک نظام وراثتی بود.

او افزود:اباعبدالله الحسین(ع) اعتراضی را علنی کرد که قبلا هم وجود داشت، گفت: «امام در آن اعتراض به این جمله اشاره کردند که قصد شرارت ندارم و اقدام کردم برای طلب اصلاح در امت جدم و خواهان بازگشت به مسیری هستم که پیامبر و علی(ع) طی می کردند.»به گزارش جماران، فیرحی در تفسیر چرایی اصرار اباعبدالله به بازگشت به سنت با ارجاع به تواریخ مساله سنت را نه صرف برگزاری واجبات شرعیه بلکه  ضرورت اصلاح سیره حکومت یا شیوه حکمرانی دانست و درباره تقید اموی به واجبات شرعیه گفت: حتی خود معاویه ملتزم به بسیاری از احکام شریعت بود که شاید بسیاری از ما به اندازه او چنین کاری نکنیم. بعضی از مورخین، زندگی یک روز معاویه را توضیح داده و نشان دادند که چگونه مستحبات مذهبی بخشی از زندگی روزانه او بوده است. یعنی اصلا مساله اینها نبوده و حتی مساله شراب خوارگی یزید هم نیست. زیرا شراب خوارگی گناهی شخصی است و نهایتا می توان گفت خلیفه یعنی یزید را از مشروعیت می اندازد. آنچه رخ داده و بسیار مهم است به سیره حکومت یا شیوه حکمرانی برمی گردد.

او  با یادآوری اینکه دولت پیامبر(ص) دولتی مبتنی بر قرارداد و رضایت  بود و ایشان نزدیک 132 قرارداد بست و شبکه حکومت خود را روی آن بنا کرده بود، گفت: «اما این دولت در دوره های بعد بتدریج تبدیل به دولتی تهاجمی شد و به سمت نظام غنیمت رفت و به دولت رانت تبدیل شد که به واسطه آن بخشی از جامعه سود بردند و بخشی دیگر محروم شدند. بنابراین یک نابرابری جدی پیدا شد.»

این استاد دانشگاه با اشاره به الیگارشی که تا پیش از حکومت حضرت علی(ع) شکل گرفته بود و با تمام ظرفیت هایی که داشت برای به شکست کشانیدن حکومت امام تلاش کرد و در دولت معاویه یک نوع بازگشت به میراث خلیفه سوم بود که سبب شد سیاست تغییر ناکام بماند و سیاست اصلاح به کما برود، جمع کردن اکثریت صحابه در شام و شکل دادن به یک کانون سلسله مراتبی جدیدالتاسیس به تاسی از روحانیون حامی حکومت روم شرقی را از جمله اقدامات انجام شده در حکومت معاویه دانست و گفت: «اتفاق مهم این بود که معاویه توانست از این صحابه یک کانون سلسله مراتبی جدیدالتاسیس درست کند تا با روایتی که آنها می سازند از دولت بنی امیه پشتیبانی کنند. یعنی از آن پس دیگر صحابه به جای آنکه معیاری مستقل برای داوری میزان ادراک دولت یا اشخاص باشند، به ماشین امضای دولت شام تبدیل شدند و این اتفاقی بسیار عجیب و پیچیده است.»فیرحی با بیان اینکه از این زمان دو گفتمان شکل گرفت که یکی بازگشت به سنت پیامبر و دیگری عمل به اجتهاد صحابه بود، افزود: «چون قبلا تجربه نشان داده که با شورایی بودن نیز جنگ هایی شبیه صفین و خوارج شکل می گرفته است. بنابراین در بنیاد تئوری این بحث وجود دارد که از یک طرف وحدت باید حفظ شود و از طرف دیگر هم نظر صحابه بر این است و چون صحابه عادل هستند پس نظر معاویه همان نظر درست است و هرکس اجماع امت را بشکند، مقصر است. به همین دلیل است که معاویه در نامه های خود به امام حسین(ع) مدام تاکید می کند که وحدت مسلمانان را برهم نزنید و اگر این اتفاق بیفتد، مشکلات افزوده خواهد شد و درست به همین دلیل است که امام حسین(ع) نیز می گوید من دنبال اصلاحم و بعد تعریف می کند که منظورش از اصلاح برگشت به سیره پیامبر و علی(ع) است... بنابراین مقصود امام حسین(ع) از اصلاح، بازگشت به آرمان های بنیانگذار بوده است. آرمان هایی که با تکیه بر مصلحت نظام خلافت درحال کنار گذاشتن هستند.» فیرحی در پایان با اشاره به چرایی جنگیدن امام با لشکر یزید گفت: امام حسین(ع)  ساده نبود و می دانست که این سرنوشت ره به جایی نخواهد برد اما می داند که او آخرین بازمانده مستقیم پیامبر است و باید طرح نقشه ای را می ریخت و تا جایی که می توانست، نقاشی می کرد تا شاید تبدیل به آرمانی برای آیندگان شود و همه بدانند که حسین(ع)ساکت نماند.