آرشیو چهار‌شنبه ۲۰‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۲۲۲۷۹
پاورقی
۶
بازخوانی مکتوب مستند «خارج از دید 2» (1)

شکست کودتای سیاسی، آغاز نفوذ اقتصادی

اشاره:موضوع نفوذ در کشورمان از سالها و دهه ها قبل مطرح بوده و در سال های اخیر باتوجه به تحولاتی که در جهان رخ داده این موضع جدی تر و نقش و تاثیر عوامل نفوذ در کشور پررنگ تر شده است. مستند «خارج از دید2» سال 97 به کارگردانی مهدی نقویان درباره این مسئله ساخته شد. «خارج از دید 2» ماجراهای فتنه پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری و قیام مردمی علیه آن را زمینه و دستمایه کشف راز و رمز حوادث و وقایعی قرار می دهد که طی سال های پس از آن تا امروز اتفاق افتاده است. «خارج از دید 2» مسیر جنگ نرم و تلاش برای استحاله جامعه که از طریق نفوذ و شبکه سازی سرویس های جاسوسی بیگانه اتفاق می افتد را با مصادیق آن نشان می دهد. به عنوان مثال در این مستند از پروژه های موسساتی مانند «وودرو ویلسن» و «نایاک»، نفوذ در جامعه نخبه و شناسایی و رصد نقاط نفوذ برای جاسوسی اطلاعات و تزریق اندیشه های غرب گرایانه تا طرح و برنامه جاسوسان پیشانی سفیدی مانند محمدباقر نمازی و سیامک نمازی و شرکت های پوششی که جهت جمع آوری اطلاعات و تزریق تفکر بیگانه در میان فعالان اجتماعی و اقتصادی تاسیس کردند سخن به میان می آید. از دیگر موضوعاتی که در این مستند بیان می شود برنامه بنیادهایی مانند «هیفوس» است که با عوامل خود، سعی در دین زدایی و القای تفکرات ضداخلاقی و خانواده ستیز داشتند.متن این مستند پرحاشیه از امروز برای مطالعه مخاطبان محترم منتشر خواهد شد.

سه سال به انتخابات ریاست جمهوری دهم در ایران باقی مانده است. ولادیسلاو سورکوف، مشاور ولادیمیر پوتین، مسئله مهمی را با او در میان گذاشته است. مسئله ای که امنیت ملی روسیه را هدف قرار داده است.

غربی ها ولادیسلاو سورکوف را مغز متفکر کرملین و استراتژیست روسیه می دانند. او یک سرمایه دار اهل چچن است که سال های جوانی خود را در واحد توپ خانه شوروی در مجارستان خدمت کرد. بعدها وزیر سابق دفاع روسیه، سرگئی ایوانوف، فاش کرد که سورکوف در واقع مدیر اصلی ستاد اطلاعات شوروی در آن ناحیه بوده بود. سورکوف که یک نیروی اطلاعاتی زبده بود در همان اوان کار، شاهد سقوط امپراتوری شوروی بود. در آن سال ها روابط نزدیک روسیه و غرب از آن کشور قدرتمند شبحی خنده دار و فقیر و گرسنه ساخته بود. کم کم سورکوف به کمک روابط خود به یک سرمایه دار متنفذ بدل شد و در انتخابات از ولادیمیر پوتین حمایت کرد. پوتین خواهان کوتاه کردن دست نفوذ غرب از روسیه و بازگشت اقتدار روس بود. از آن زمان، ولادیسلاو سورکوف مشاور شخصی پوتین شد. سال 1385 بود که سورکوف واقعیت جدیدی را با پوتین در میان گذاشت. واقعیتی که مدت ها بود سازمان های اطلاعاتی از آن غافل بودند. غرب، به سرعت، در درون روسیه، مشغول ساخت سازمان های غیردولتی و مردم نهاد بود. آن چه در حال شکل گیری بود، شبکه ای از این سازمان ها بود که همگی زیر یک مدیریت واحد عمل می کردند. حالا دیگر مسئله مثل دنیای قدیم، فقط نفوذ اطلاعاتی در یک واحد نظامی یا سیاسی یا امنیتی نبود. این بار، نفوذ معنایی عام پیدا کرده بود. حتی غیرسیاسی ترین نهادها نیز با ابزار سازمان های غیردولتی و مردم نهاد تحت هدایت غرب به محلی برای نفوذ بدل می شدند. پوتین دستور داد تا تشکیل هرگونه سازمان های خارجی جدید مردم نهاد در روسیه ممنوع شود. غرب بلافاصله جنجال تبلیغاتی به راه انداخت و این عمل را «تهاجمی تازه به آزادی به دست پوتین دیکتاتور و مشاورش» نامید. هیچ کس باور نمی کرد که پروژه نفوذ در سازمان های غیرنظامی و غیرسیاسی و غیرامنیتی ممکن باشد و معنایی داشته باشد. اما واقعیت این بود که نفوذ جدید، فرای تجربیات شناخته شده جاسوسی بود. پروژه بزرگی که در آمریکا برنامه ریزی می شد.

در تمام دهه هفتاد تا اوایل دهه هشتاد میلادی، سی.آی.ای تحت فشار رسانه ها بوده و بارها دور زدن قانون و کارهای خلاف آن و سرنگون کردن دولت های مخالف آمریکا، از رسانه ها و تریبون های مختلف مطرح شده بود. بالاخره پای کنگره هم به وسط کشیده می شود و کمیته های سنا بارها این مسائل را مورد تحقیق و بررسی قرار می دهند. اما دولت آمریکا هم چنان به تغییر نظام سیاسی کشورهای دیگر نیاز داشت و باید راه دیگری پیدا می کرد. راهی زیباتر و بی دردسرتر. سال 1362، این فکر عملی شد و بنیاد ملی دموکراسی(NED) زیر نظر وزارت امورخارجه آمریکا تشکیل شد. بنیادی که ابتدا با کمک به احزاب اصلاح طلب کشورهای ضدغربی در انتخابات دخالت می کرد و سپس اغتشاشات را در حمایت از دموکراسی غربی در درون کشورها راه اندازی می کرد. یک نمونه از کودتای این بنیاد در انتخابات ریاست جمهوری ایران اجرا شد. دولت اوباما وقتی سال 1387، یک سال پیش از وقوع اغتشاشات سر کار آمد، برنامه های حمایت مالی از گروه های مخالف ایران را ادامه داده بود. نشریه فارین پالیسی ژورنال در تارخ 2 تیر 1388 مقاله ای با عنوان: «آیا ایالات متحده در انتخابات ایران نقش مهمی در تحریک ناآرامی ها داشته است؟» به ادامه برنامه های جورج بوش توسط اوباما برای تغییر رژیم ایران اشاره می کند.در سال 1388 همان پروژه ای در ایران تکرار شد که قبلا این پروژه ها را در اوکراین، گرجستان و قرقیزستان عملی کرده بودند. در همه این کودتاهای نرم، جناح هوادار آمریکا از درون خود کشور و با سوابقی در خود کشور در انتخابات شکست می خورد، ادعای تقلب می کرد، و بدون اینکه تقلب خود را اثبات کند با یک نماد رنگی خاص به خیابان می آمد. همه این نمونه ها بدون استثنا حامی آمریکا بودند و همه این ها مورد حمایت دیگر دولت های غربی قرار می گرفتند. همه این الگوها در جنبش موسوی و کروبی هم وجود داشت. آنها که در انتخابات شکست خورده بودند از هواداران خود خواسته بودند به خیابان بیایند و علیه نظام جمهوری اسلامی دست به شورش خیابانی بزنند. اوج این جنجال، ششم دی ماه 88 برابر با روز عاشورا بود که شورش ها با توهین به مقدسات همراه شد. سه روز بعد، نهم دی ماه با حضور مردم در اعتراض به وقایع روز عاشورا، شورش های خیابانی به پایان راه رسید. برخلاف ادعای جورج سوروس، پدر انقلاب های رنگی در جهان، انقلاب رنگی در ایران شکست خورده بود.نوروز 1389 که از راه رسید، فضای عید تحت الشعاع تلخی سال گذشته بود. آن سال، رهبر انقلاب نیز با نام گذاری سال جدید به سال «همت مضاعف-کار مضاعف» روی آینده و حرکت به جلو تاکید کردند.

با شکست همیشگی اغتشاشات در ایران، پرونده انقلاب رنگی به پایان رسیده بود. انقلاب رنگی اساسا براساس نیازهای طبقه متوسط به بالا و غرب گرای جامعه طراحی می شد، اما پروژه جدید از دل تحریم ها متولد شد؛ پروژه ایجاد یاس اقتصادی.