آرشیو چهار‌شنبه ۲۰‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۴۷۰۱
تاریخ و اقتصاد
۲۲

گاهشمار

گشایش یازدهمین دوره مجلس شورای ملی

یازدهمین دوره مجلس شورای ملی 20 شهریور 1316 افتتاح شد و 27 شهریور 1318 به پایان رسید. نخستین جلسه رسمی این دوره مجلس در روز 27 شهریور 1316 برگزار شد و محمدرضا پهلوی (ولیعهد) برای نخستین بار به همراه رضاشاه در افتتاحیه شرکت کرد.

ریاست مجلس یازدهم در دست محتشم السلطنه بود. 137 نماینده به مجلس راه یافتند. اسمعیل عراقی در 19 اسفند 1316 و ابوالقاسم اعتصام زاده در 16 مرداد 1317 سلب مصونیت شدند. در این دوره، حدود 93 قانون از جمله قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران، قانون اصلاح تقسیمات کشوری، پیمان سعدآباد، تصویب قانون خدمت نظام وظیفه عمومی و قانون اساسنامه بانک ملی ایران به تصویب رسید.

انتشار نسیم شمال

نخستین شماره نشریه «نسیم شمال» به مدیریت سیداشرف الدین حسینی 20 شهریور 1286 به چاپ رسید. سیداشرف الدین حسینی قزوینی مندرجات نسیم شمال را که غالبا اشعار فکاهی و انتقادی بود، خود می نگاشت و اشعار دیگران را در آن چاپ نمی کرد. این روزنامه به قدری در میان توده مردم محبوبیت داشت که مدیر آن را نسیم شمال می نامیدند و هرگاه که منتشر می شد، ولوله ای در شهر به وجود می آورد.

آنچه در ایران آن روز می گذشت در شعر و روزنامه وی منعکس می شد و از جور و تبعیض و بی عدالتی شکوه می کرد. علاوه بر جوهر و درون مایه اجتماعی و انتقادی اشعار منتشر شده در نسیم شمال و سخن از دل برآمده سید اشرف الدین، نکات ظریف دیگری شعر او را دلنشین کرده و به آن رواج و اشتهار بخشیده که در خور توجه است. وی بعدها به عنوان محبوب ترین و معروف ترین شاعر ملی عهد مشروطه شناخته شد و روزنامه اش در تهران انتشار یافت. این روزنامه به مدت بیست سال، هر هفته توزیع می شد و پس از مرگش نیز، انتشار آن تا مدتی ادامه یافت. سعید نفیسی می نویسد: «نسیم شمال از میان مردم بیرون آمد، با مردم زیست، در میان مردم فرو رفت. این مرد نه وزیر شد، نه وکیل شد، نه رئیس اداره شد، نه پولی به هم زد، نه خانه ساخت، نه ملک خرید، نه مال کسی را با خود برد، نه خون کسی را به گردن گرفت. من ساده تر و بی ادعاتر و کم آزارتر و صاحبدل تر و پاکدامن تر از او کسی را ندیدم. مردی بود به تمام معنی مرد. مودب، فروتن، افتاده، مهربان. گدای راه نشین را بر مالدار کاخ نشین همیشه ترجیح می داد. آنچه کرد و گفت برای همین مردم خرده پای بی کس بود.»

انتقال محمدعلی میرزا

20 شهریورماه 1288 ه.ش محمدعلی میرزا پادشاه مخلوع قاجار به روسیه منتقل شد. او پس از فتح تهران توسط مشروطه خواهان، به سفارت روسیه در تهران پناهنده شده بود. مشروطه خواهان درپی خلع محمدعلی میرزا پسر خردسالش احمدشاه قاجار را به سلطنت انتخاب کردند.

محمدعلی شاه قاجار از 28 دی 1285 تا 22 تیر 1288 پادشاه ایران بود. او تحت تاثیر مربی سوارکاری و معلم زبان و مشاور روسی اش «شاپشال» قرار داشت که از یهودیان کریمه بود و دوره عالی مدرسه زبان های شرقی سن پترزبورگ را به پایان رسانده بود. محمدعلی میرزا در دوران ولیعهدی در تمام امور با او مشورت می کرد. شاپشال که از دربار قاجار لقب ادیب السلطان گرفته بود عنصر مرموز و هوشمندی بود که به نفع دولت روسیه و سازمان پلیس سیاسی مخفی آن «اوخرانا» در دربار ایران نفوذ یافته و به ثروت سرشاری رسیده بود.

یک روزنامه انگلیسی درباره محمد علی شاه چنین نوشت: «محمدعلی میرزا نسبت به مشروطیت هیچ گونه تمایل و رغبتی نداشت. او در یک سال چهار بار نسبت به قانون اساسی سوگند وفاداری یاد کرد: نخست در سال 1906 یعنی موقع اعطای مشروطیت از طرف پدرش به ملت ایران، بار دوم در ژانویه 1907 یعنی هنگام جلوس خود بر تخت سلطنت، دفعه سوم همان سال و چهارمین بار در ماه نوامبر که به مجلس رفت. اما هیچ فکر نمی کرد که با اعطای مشروطیت، مجلس در مقرری خاص او دخالت کند.»

احمد کسروی نیز درباره او می نویسد: «...گرایش محمدعلی میرزا به روسیان تا آنجا رسید که پیکره ای (عکس) با رخت قزاقی از خود برداشته و بی باکانه آن را به دست مردم می داد. مردم می اندیشیدند آینده کشور با چنین کشورداری چه خواهد شد. از پادشاهان قاجار کسی به حال و رفتار این نبوده. جوان آزمند با همه دارایی بسیار و جایگاه بلند، از مردم پول دریافت می کرد و از کسانی که وام گرفته، نمی پرداخت و ستمگرانی که این خوی او را شناخته و با دادن پول هایی یا از راه دیگری به او نزدیکی جسته، به پشت گرمی یاوری های او در ستمگری علیه مردم اندازه نمی داشتند.»