آرشیو چهار‌شنبه ۲۰‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۷۱۵۳
صفحه آخر
۱۲
گفت و گو

خالو قنبر راستگو از آیین سوگواری حسینی در بندرعباس و میناب می گوید

نوبت جنگ شد و شاه به میدان آمد

محسن بوالحسنی

این روزها مردم ایران در هر گوشه ای، با آیین خاص خود سیاه پوش، نوحه خوان و شروه خوان هستند و به عزایی بزرگ و باشکوه نشسته اند. از جنوب تا شمال و شرق و غرب. اوج این عزاداری ها در آیین تاسوعا و عاشورا جلوه ای خاص پیدا می کند. در جنوب دایره پشت دایره دور مداح و نوحه خوان شکل می گیرد و عزاداران سینه زنان دل از هر کسی می برند و سیل اشک از چشم روان می کنند؛ دل و چشم از هر کسی و با هر آیینی. تلفن را برمی دارم و به یکی از صداها و حنجره های مخملی جنوب و بندرعباس، زنگ می زنم. صدای مهربانش با صدای دسته های عزاداری گره می خورد و سخت می شود فهمید چه می گوید. خالو قنبر راستگو، نوازنده «نی جفتی» و خواننده بندری به گوشه ای می رود تا صدایش بهتر شنیده شود. از آیین های عزاداری ماه محرم می پرسم و با ساده ترین زبان ها از جنوب می گوید و آیین بندری ها در عزای امام حسین(ع).می گوید: «اینجا و در این مراسم بیشتر قره نی نوازی می شود و کمتر نی جفتی می زنیم. کسی هم نیامده جفتی نوازی را ضبط و پخش کند برای تلویزیون یا... بیشتر مداحی می کنم و نوحه می خوانم.» از خالو قنبر می پرسم بیشتر چه نوحه هایی می خوانید؟ می گوید: «دوست دارم نی جفتی بنوازم و برنامه های موسیقی داشته باشیم. چون خیلی به نظر من باشکوه می شود.» خالو بعد از این چند کلام کوتاه دم می گیرد پشت تلفن و بخش هایی از یک نوحه معروف را می خواند: «ایها الناس شما را به حق خون حسین / لحظه ای گوش نمایید بدین شیون و شین / تا بیان سازم از آن سبط رسول ثقلین / آن زمانی که حسین جانب میدان آمد / نوبت جنگ شد و شاه به میدان آمد...» خالو با صدایش دل ها را به جنوب می برد و انگار فاصله ها در صدایش برداشته می شوند. هر بار که پشت تلفن نغمه و سوگ سروده ای را به نوحه می خواند. ظهر عاشوراست. می پرسم الان کجا هستید؟ و آنجا چه مراسمی برپاست؟ می گوید: «الان میناب هستم و بعد از میناب می روم بندرعباس. نوحه ای را می خواند و می گوید همین نیم ساعت پیش این نوحه را در «سینه زنی واحد» دم گرفته بودیم: «الا ای آسمان این صبح عزا... دلم در سینه بی تابی کند آرامی ندارد.» قنبر راستگو از آیین مینابی ها هم می گوید: «اینجا هم سینه زنی واحد از آیین های قدیمی است و حلقه هایی دور مداح بسته می شود و عزاداران سینه واحد می زنند. البته از روز پنجم محرم در میناب دو علم پیغمبر(ص) و صاحب الزمان(عج) همزمان بسته می شود که از جمله مراسم پرشور در تمام هرمزگان است.

مراسم هم این طوری است که علم در آب رودخانه غسل داده می شود و علم های دیگر به استقبال آمده و مراسم تا غروب ادامه پیدا می کند و عصر همان روز هم نه تنها مردم میناب، که خیلی ها از شهرهای استان در این مراسم شرکت می کنند و نذورات می دهند.» با خالو قنبر که دوست دارد درباره این آیین فیلم ساخته شود و با ضبط این آیین، دستخوش تغییر و بدعت نشود خداحافظی می کنم و بارها و بارها صدای نوحه خوانی اش را با خودم مرور می کنم.