آرشیو یک‌شنبه ۱۰‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۳۵۱۴
صفحه اول
۱
سرمقاله

فصل «دتانت» فرا رسیده است؟

رضا نصری

در روابط بین الملل اصطلاح «دتانت» (Détente) به روند و وضعیت کاهش یا تعلیق تنش میان دو یا چند کشور اشاره دارد. دوره دتانت می تواند بر اثر انعقاد یک معاهده تحقق یابد یا به واسطه ایجاد سازوکارهای تنش زدایی (De-escalation) -مانند کانال های گفت وگو- شکل بگیرد. برای مثال، در دهه 1960 -در اوج رقابت های ایدئولوژیک، نظامی و راهبردی جنگ سرد- دوره ای «دتانت» در روابط میان آمریکا و شوروی ایجاد شد تا این دو ابرقدرت به تقابل مستقیم با یکدیگر کشیده نشوند. در واقع، آغاز دوره دتانت محصول این درک مشترک بود که هر نوع تقابل مستقیم میان این دو قدرت جهانی، می تواند نه تنها به نابودی آنها بلکه به نابودی بخش درخور ملاحظه ای از کره زمین منجر شود و از این رو لازم دانسته شد منازعات جدی در نهایت در چارچوب سازوکارهای دیپلماتیک و مذاکراتی حل و فصل شوند. در این دوره بود که معاهداتی مانند NPT، معاهده محدودسازی جنگ افزار راهبردی (SALT)، کنوانسیون منع سلاح های بیولوژیک، معاهده ABM و توافق هلسینکی (که متشکل از توافق های اقتصادی و سیاسی متعدد بود) شکل گرفتند تا فضایی برای همزیستی میان دو قدرتی که هریک توان تخریبی بالایی داشتند، ایجاد شود. امروز نیز دلیل میانجیگری و تلاش برخی کشورها -ازجمله فرانسه و ژاپن- برای آغاز مذاکرات جدید میان ایران و آمریکا، این درک عمیق است که تشدید تنش و رویارویی مستقیم میان این دو قدرت عصر جدید، می تواند منطقه و جهان را برای دهه ها به آتش بکشاند. 

به بیان دیگر -با الهام از تجربه دوره «دتانت» در زمان جنگ سرد- این دولت های واسط تصور می کنند می توانند فضایی برای همزیستی ایران و آمریکا ایجاد کنند که خود نیز در پناه آن از گزند برخورد احتمالی این دو قدرت در امان باشند. در واقع، آن دسته از منتقدان داخلی دولت که واسطه گری و تلاش فرانسه و سایر کشورها برای تنش زدایی میان تهران و واشنگتن را برنامه ای «هماهنگ» و دسیسه ای از پیش تعیین شده بر مبنای شگرد «پلیس خوب - پلیس بد» و یک «تله» یا یک «فریب» برای کشاندن ایران پای میز مذاکره می خوانند، هنوز باور نکرده اند تحلیلگران و سیاست مداران در سایر پایتخت ها، «ایران» را قدرتی می دانند که باید به هر قیمتی از جنگ میان او و آمریکا جلوگیری کرد. به همین دلیل است که مدام به دستگاه دیپلماسی -مانند کودکی که در حیاط بزرگان وارد شده است- انذار و هشدار می دهند که مبادا «گول بخورید»، مبادا له شوید و مبادا در «زمین» آنها بازی کنید! شاید به همین دلیل نیز باشد که آنها به صورت خودکار و ناخودآگاه هرگونه گفت وگو میان ایران و آمریکا را به «تسلیم ایران» تعبیر می کنند و از تبعات حیثیتی و لطمات آن برای عزت و کرامت ملی سخن می گویند. در اصل، آنها از این حقیقت غافل هستند که هرچه توان کشورها در صحنه بین المللی افزایش یابد، به تبع نیاز طرفین رقیب به گفت وگو برای مرزکشی، تعیین قلمرو و حوزه نفوذ، کاهش احتمال یک رویارویی ویران کننده و ایجاد تعادل و موازنه به همان نسبت افزایش می یابد. به بیان دیگر، هرچه قدرت کشورهای رقیب افزایش یابد، به نسبت نیاز امنیتی و راهبردی آنها به ایجاد «دتانت» نیز بیشتر می شود. متاسفانه، در سال های اخیر هرگاه بحث «تنش زدایی» و گفت وگو با غرب مطرح شده، این تناسب به صورت معکوس و وارونه -از جانب برخی تریبون ها و رسانه های ملی- به افکار عمومی تزریق شده است و فضایی ایجاد شده که در آن هرگونه تلاش برای ایجاد سازوکارهای کاهش تنش، به «سازش»، «تسلیم» و «عقب نشینی» تعبیر شود. طبیعتا در چنین فضای سنگین و غیرواقع بینانه ای، دستگاه دیپلماسی کشور نیز نمی تواند آن طور که در سایر کشورهای قدرتمند جهان رسم است -یعنی بدون اینکه مقامات ارشد آن مدام در معرض مواخذه، طعنه و فشار سیاسی قرار بگیرند- به دفاع از منافع ملی در عرصه بین المللی بپردازد. در نتیجه، امروز که در مقطع حساسی از تاریخ قرار داریم، لازم است این فضای غیرعادی نیز در داخل کشور تغییر کند و فضایی جایگزین شود که هم با جایگاه و منزلت کنونی ایران تناسب داشته باشد و هم با آنچه در صحنه بین المللی مرسوم است، سازگاری بیشتری داشته باشد! حقیقت این است که نمی شود هم «قدرت» بود و هم با قدرت های رقیب تنش زدایی نکرد؛ نمی شود هم حوزه نفوذ داشت و هم با سایر کشورهای متنفذ نوعی همزیستی نداشت؛ نمی شود هم در مقیاس بین المللی تاثیرگذار بود و هم با قدرت های موثر دیگر «تعادل» ایجاد نکرد؛ نمی شود هم قدرتی منطقه ای و بازیگری بین المللی بود و هم ابزار رایج دیپلماسی را -که حتی قدرت هایی دارای هزاران کلاهک هسته ای نیز از آن استفاده می کنند- ابزار فریب و عامل تحقیر دانست؛ در نهایت نمی شود هم توان تخریبی و نظامی بالایی ایجاد کرد و هم با سایر قدرت هایی که توان تخریبی مشابه و متقابلی دارند، نوعی «دتانت» و سازوکار کاهش تنش تعریف و تعبیه نکرد. اگر باور داریم «قدرت» شده ایم، لازم است فضای سیاسی داخل کشور را هم با شرایط جدید به روز کنیم و تطبیق دهیم.