آرشیو یک‌شنبه ۱۰‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۳۵۱۴
استارت آپ
۹

ویژگی‏ های شخصیتی یک تیم اثربخش و قوی چیست؟

فاطمه کاظمی سعید باباخانی

«شما میانگین چندنفری هستید که بیشترین زمانتان را با آنها سپری می ‏کنید»؛ این جمله بیانگر اهمیت افراد پیرامون در زندگی شخصی یا کسب ‏وکاری است. به استناد پژوهش های معتبر و ادعای رهبران سازمان های موفق، سرمایه انسانی آن هم در قالب تیم، مهم ترین عامل موفقیت سازمان ها در دهه های اخیر بوده است. ویژگی و توانمندی افراد و ترکیب آنها اهمیت بسزایی در قوی یا ضعیف بودن تیم دارد. یک تیم شامل تعداد محدودی از افراد است (غالبا کمتر از 12 نفر). آنها دارای مهارت های تکمیل کننده‏ یکدیگر بوده و از مقاصد، اهداف و رویکردهای مشترک برخوردار هستند که بر مبنای آنها به هم پیوند خورده و برای تحقق اهداف خود، به یکدیگر تکیه می کنند.

داشتن چشم‏انداز و هدف مشترک، هم افزایی مثبت، نقش‏آفرینی بر اساس توانمندی‏های افراد، تخصص و مهارت های مکمل، مسئولیت پذیری و پاسخ‏گویی فردی و جمعی، تعارض مثبت، اعتماد، همدلی و حمایت، از مهم ترین ویژگی‎های یک تیم کاری موفق است.

وجود دلایل متعدد در ضرورت و اهمیت «تیم» باعث اقبال سازمان‏ها و افراد به این مفهوم برای پیشبرد کارهایشان شده است. کار تیمی اثربخشی که توسط یک تیم واقعی محقق شود، نتایج بسیار درخشانی به ارمغان می‏آورد. به موضوع تیم و کار تیمی بسیار پرداخته شده، اما نکته حائز اهمیت نه صرفا پرداختن به مفهوم تیم و کار تیمی، بلکه پرداختن به موضوع «تیم اثربخش و قوی» و راه‏های ساخت آن است.

باید توجه داشت که تیم‏ها نیز مانند افراد، دارای شخصیت هستند و این شخصیت آنها را از یکدیگر متمایز می‏کند؛ در ادامه ویژگی‏های شخصیتی یک تیم اثربخش و قوی تبیین شده است:

1. شفافیت در اهداف و نقش‏ها: همه اعضای تیم در رابطه با چشم‏انداز تیم، اهداف کوچک- بزرگ و دور - نزدیک، نقش‏های کلی اعضا و وظایف جاری خود شفاف و آگاه هستند.

2. اعتماد به یکدیگر: اعضای تیم به یکدیگر اعتماد داشته و احساس خطر یا عدم صداقت نسبت به هم ندارند.

3. فضای صمیمی و غیررسمی: فضای انجام کار بین افراد در نقش‏های مختلف بسیار صمیمی بوده و قواعد رفتاری رسمی حکم‏فرما نیست.

4. تعدد در بحث‏های مرتبط با کار: اغلب بحث‏ها و گفت‏وگوها پیرامون کار و مرتبط با کارهای جاری بوده و بحث در مورد مسائل نامرتبط و مرور موضوعات مشابه کمتر ملاحظه می‏شود.

5. شنیده شدن تمام صداها: اعضا به صورتی کاملا باز و بدون هیچ‏گونه موضع‏گیری، همواره به نظرات یکدیگر گوش داده و نسبت به آنها فعالانه تعامل می‏کنند.

6. وجود تعارض و نظرات متفاوت: همواره اعضا امکان اظهار نظرات متفاوت را داشته و در بیشتر مواقع اختلاف نظرهای عمیقی مطرح می شوند. اعضا از تعارض و اختلاف نظر ترس نداشته و این موضوع را بخشی از پیشبرد بهینه و تضارب آرا می‏دانند.

7. انتقادهای سازنده: اعضا انتقاد، آن هم انتقادهای سازنده نسبت به ایده‏ها و روش‏های کاری یکدیگر (نه شخصیت) دارند؛ همچنین این انتقادها مستمر، رک و به صورت راحتی بیان می‏شوند و در انتقال مفهوم کلمات مستقیم به جای کلمات غیرمستقیم مورد استفاده قرار می‏گیرند.

8. بهادادن به احساسات: اعضای تیم نه تنها ایده‏ها و نظرات را به بحث و گفت‏وگو گذاشته، بلکه در مورد احساسات خود نیز به تبادل و تعامل می‏پردازند.

9. عدم تسلط و اعمال قدرت مسئول تیم: مسئول یا مدیر بر تیم حکمرانی و تسلط نداشته و صرفا نقش تسهیلگری و پیش برندگی تیم را دارد و تمام شرایط را برای راحتی اعضای تیم در انتقال ایده‏ها و نظرات خود فراهم می‏کند.

10 انعطاف در نقش رهبری تیم: نقش رهبری تیم بسیار منعطف بوده و صرفا توسط یک فرد انجام نمی‏شود؛ امکان اینکه بر حسب اقتضائات و زمان‏های متفاوت، اعضای مختلفی در تیم نقش رهبری را ایفا کنند، وجود دارد.

11. خودارزیابی: تک تک اعضای تیم و همچنین کل تیم کارهای خود را ارزیابی کرده و خود برای بهبود آن تلاش چندباره می‏کنند.

12. تقسیم، دسته‏بندی و اولویت‏دهی شفاف کارها: کارها و وظایف در مقاطع مختلف کار تیم به صورت شفاف لیست شده، اولویت‏ها مشخص شده و مورد تایید همه اعضای تیم است.

13. اجماع نظر در تصمیمات: در اغلب موارد تصمیمات اخذشده در تیم از اجماع نظر تمامی اعضای تیم حاصل شده و صرفا توسط یک یا چند نفر گرفته نمی‏شود.

14. حمایت درون تیمی: اعضای تیم به صورت مستمر از یکدیگر حمایت کرده و دغدغه کمک به پیشبرد کار توسط هم تیمی وجود دارد.

15. انعطاف در برابر تغییر در نظر و عمل: اعضای تیم در برابر شنیدن نظرات مختلف و متفاوت از جانب سایر اعضا باز بوده و نسبت به تغییر رویکرد خود مقاومت ندارند. همچنین به راحتی اعتراف و قبول اشتباه می‏کنند.

16. تشکیل جلسات اثربخش: برای برگزاری و نتیجه‏گیری بهینه از جلسات و بحث‏های تیمی، اغلب قواعد و فرایندهای از پیش تعریف شده وجود دارد.

17. هماهنگی بین تیم‏ها: به صورت مرتب و اثربخش با سایر تیم‏ها و بخش‏های مرتبط در سازمان یا در ارتباط کاری، هماهنگی و تعامل وجود دارد.

18. پاسخ‏گویی و مسئولیت‏پذیری: کل تیم و همچنین تک تک اعضا خود را در مقابل نتایج حاصل شده مسئول و پاسخگو می‏دانند.

مواردی که بیان شد ویژگی‏های شخصیتی یک «تیم اثربخش و قوی» بوده و به نوعی به مثابه یک ارزیابی عمل می‏کند؛ می‏توان تیم‏های پیرامون خود را با ویژگی‏های مذکور تطبیق داده و به میزان تطابق این ویژگی‏ها با تیم موجود، به قوی و ضعیف بودن آن پی برد.

باید توجه داشت ساختن یک تیم قوی و منسجم امری دست یافتنی و ممکن، ولی به شدت دشوار و زمان‏بر است. هیچ دستورالعمل آماده‏ای برای ساختن یک تیم قوی وجود ندارد. این کار به دقت بسیار زیاد، صرف زمان، هزینه و وجود رهبری توانمند نیاز دارد. در عین حال باید توجه داشت که یک تیم ابزار و روشی برای تحقق اهداف سازمانی بوده و زمانی که به عنوان هدف سازمان مطرح باشد، کارکرد خود را از دست می دهد. باید توجه داشت که در دنیای امروز داشتن یک تیم قوی و منسجم در راستای اهداف و چشم‏انداز سازمانی است که از جمله مزیت‏های رقابتی قدرتمند محسوب می‏شود.

در اغلب موارد سازمان‏ها بدون درنظر گرفتن نیاز واقعی و هدف غایی خود، صرف مفیدبودن و خوب بودن مفهوم تیم، اقدام به تشکیل تیم و پیشبرد کارها در قالب آن می‏کنند و انتظار خروجی منحصر به فردی از تیم خود دارند؛ در حالی که فراموش می‏کنند برای ساختن و داشتن یک تیم اثربخش و قوی باید ابتدا به الزام وجود آن و در مرحله بعد به صرف منابع و زمان لازم واقف بود. آنچه روشن است، رسیدن به یک تیم منسجم و قوی در کوتاه مدت و حتی میان مدت امری است تقریبا ناممکن. لازم به یادآوری است اینکه در دنیای امروز داشتن تیم اثربخش و قوی، مزیت رقابتی برای کسب‏وکاری محسوب می‏شود، دلیلی بر این ادعاست که شبیه سازی و ساخت آن به هیچ عنوان کار آسانی نیست.

بی شک تعمق و تفکر درباره دو جمله زیر، مدیران ما را در درک بهتر اهمیت، رسالت و سختی تشکیل یک تیم واقعی یاری می کند:

1. افراد برجسته و ستاره‏ها موجب موفقیت و برنده شدن در بازی‏ها می‏شوند، در حالی که تیم‏های قوی جام قهرمانی را به ارمغان می‏آورند (مایکل جردن).

2. اگر می خواهی به سرعت حرکت کنی به تنهایی برو، اما اگر می خواهی سرزمین های وسیع در دوردست‏ها را کشف کنی با تیمی از افراد راه خود را در پیش بگیر (ضرب المثل آفریقایی).