آرشیو پنج‌شنبه ۲۱‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۷۱۵۴
جهان
۹

تحلیل روز

وصال روحانی
دیروز برکناری جان بولتون، یکی از تندروترین و جنگ‎طلب‎ترین سیاستمداران امریکا از سمت مشاور امنیت ملی رئیس‎جمهوری این کشور تبدیل به یکی از سوژه های داغ تحلیل‎های رسانه های جهان شد. دو نمونه از این تحلیل‎ها را می‎خوانید:
بولتون سد راه ترامپ در انتخابات 2020 شده بود
جولیان بورگر / تحلیلگر سیاسی روزنامه گاردین

بین جهان بینی‎های دونالد ترامپ و جان بولتون به رغم تشابه آرای آنها در خصوص مسائل خاورمیانه تفاوت شگرفی وجود داشت. رئیس جمهوری امریکا هنوز خوشبین است که از خود یک افسانه سیاسی ماندگار برجای بگذارد. ولی بولتون با این اندیشه سرکار آمد که آخرین نشانه های مقاومت خارجی مقابل سیاست های کاخ سفید را بشکند.وقتی بولتون آمد، ترامپ از او خواست پشت «قدرقدرت» ها را بشکند، پشت اوباما و هیلاری با سخنرانی‎های بی رحمانه ترامپ طی انتخابات 2016 خرد شده بود اما ترامپ اهداف و آدم های فراوان دیگری را هم مد نظر داشت. هیلاری و اوباما فقط شروع راه ویران‎کننده ترامپ بودند. بویژه که حالا رئیس‎جمهوری امریکا بیش از هرچیز خواهان پیروزی در انتخابات 2020 است و می داند، پیروزی او در این انتخابات نه به پیروزی های نظامی بلکه به توفیق های دیپلماتیک نیازمند است. در این میان بولتون که به سرسختی سیاسی و راه حلی نظامی و زورگویی دیپلماتیک اعتقاد بیشتری دارد، لااقل برای انتخابات سال آینده امریکا به کار ترامپ نمی آمد. بولتون می خواست با قلع وقمع مخالفان امریکا در خاورمیانه و شرق آسیا (کره شمالی) به خیال خود درس تلخی به همه مخالفان امریکا بدهد اما ترامپ به این نتیجه رسیده بود که وادار کردن رهبر کره شمالی به مذاکره- ولو بی نتیجه- بیشتر به درد بردهای انتخاباتی بعدی او می خورد تا جنگ با کره شمالی.فقط سه روز قبل از عزل بولتون شایع شده بود که یکی از سران ارشد طالبان به کمپ دیوید می آید تا پیمان ترک مخاصمه ای را امضا کند که ترامپ و سیاستگذاران او آن را یک برد بزرگ برای وی می دانند. بولتون حتی تحمل یک ثانیه دیدن مرد طالبانی را در کمپ دیوید نداشت و این را در هجدهمین سالگرد 11 سپتامبر یک بی آبرویی محض برای کسانی می پنداشت که به رغم نابود شدن برج‎های تجارت جهانی و بزرگ ترین حرکت تروریستی سال های معاصر، طراحان آن ماجرا و نظایر آنها را به خانه خود دعوت می کنند، بولتون بلافاصله به ترامپ گفته بود دست از این ایده احمقانه بردارد و ترامپ نپذیرفته و بحث بلندبالایی بین آنها در کاخ سفید درگرفته بود. بولتون که دوستان ذینفوذی در رسانه های امریکا دارد ترامپ را مقابل یک عمل انجام شده قرار داد و باعث شد ترامپ پایان مذاکره با طالبان را اعلام کند. اما بولتون بلافاصله تقاص کار خود را پس داد و اخراج شد. تا راه رئیس‎جمهوری امریکا در انتخابات 2020 هموار شود. حالا هرکس که جای بولتون را می گیرد می داند باید برای حضور در این عکس های یادگاری تمرین کند و نه برای محو کردن آنها.

 
بی ثباتی تشکیلات سیاسی در کاخ سفید
کریس سیلیزا / سردبیر خبری سی.ان.ان

ترامپ و بولتون هریک دیگری را متهم به دروغگویی کرده‎اند و از سویی ترامپ می‎گوید مشاور امنیت ملی‎اش را برکنار کرده و بولتون هم مدعی است، خود استعفا داده بوده است. حقیقت امر هرچه باشد اخراج (یا کناره گیری شخصی) بولتون که شمار جداشدگان از دولت ترامپ را از رقم 60 هم عبور می دهد، جدیدترین سند بی ثباتی در تشکیلات سیاسی امریکا از زمان روی کار آمدن ترامپ به حساب می آید. از نظر ترامپ اصلا کابینه ای وجود ندارد و فقط خود اوست که صحنه گردانی می کند و انگار در یک «شو» تلویزیونی در قالب ده ها شرکت کننده جواب هر مجری و مدیری را می دهد. این شو هر روز برقرار است و ترامپ از خبرسازی طی آن لذت می برد.

اطرافیان ترامپ می گویند در آستانه انتخابات ریاست جمهوری امریکا در سال 2016 او از پیروزی اش بر هیلاری کلینتون سرشار از خطا مطمئن بود ولی واقعیت امر این است که او اصلا چنین اطمینانی نداشت و حتی یک نطق مشخص و آبرومندانه برای پیروزی احتمالی اش مهیا نکرده بود. این به قطع و یقین یکی از بزرگ ترین شگفتی های تاریخ سیاست امریکا بود اما فرد شگفتی ساز (ترامپ) بیش از تمامی ناظران ماجرا از آنچه رخ داد، متحیر شده بود.با این اوصاف می توان فهمید چرا وی در 2 سال و 10 ماه سپری شده از انتخابات فوق دائما دور و بر خود را تغییر می دهد چون نقشه راهی نداشته و در این مدت نیز به صرافت ترسیم آن نیفتاده است. زیرا به ایده های خود سخت می بالد و هیچکس را قبول ندارد. امروز هرچه بیشتر در احوالات بولتون دقت کنید کمتر دلیل راسخی را برای عزل او می یابید. ترامپ صرفا این کار را کرد زیرا در ماه های اخیر از برخی سیاست های مستقل وی خسته شده و او را همسو با خود نمی دید.نظرات ترامپ و بولتون درباره بیهوده بودن حضور امریکا در عراق مشابه بود اما وقتی پای عمل به میان آمد، بهره های حاصل از ادامه استقرار تسلیحات نظامی امریکا در منطقه بر ایده آل گرایی های او و بولتون چربید و مشاور امنیت ملی از این قافله جا ماند. مشکل بولتون از دیدگاه ترامپ، مشکل دو فرد قبلی احراز کننده پست مشاور امنیت ملی نبود؛ مایکل فلین به این سبب حائز این پست شده بود که در کمپین انتخاباتی ترامپ بسیار به وی خدمت کرد و اچ.آر مک مستر به این سبب مشاور امنیت ملی شد که احساس می شد مخالفت های داخلی با ترامپ در حزب جمهوریخواه پایه های او را در کاخ سفید سست کرده و مک مستر با ارتباط های ویژه اش می توانست این پایه ها و پل های مهم را دوباره محکم کند. بولتون یک سیاست باز کهنه کار اما بدون محسنات فوق بود. عمر مفید او برای ترامپ تمام شده بود. او باید می رفت.