آرشیو دو‌شنبه ۲۵‌شهریور ۱۳۹۸، شماره ۷۱۵۷
سیاسی
۳
ذره بین

نامه وحید جلیلی به صفارهرندی

دوران «بزن در رو» گذشته است

گروه سیاسی: نامه نگاری های وحید جلیلی، فعال اصولگرا همچنان ادامه دارد. دیروز محمدحسین صفارهرندی مخاطب نامه او بود. ماجرای این نامه نگاری ها از نقدهای جلیلی به مدیریت صدا و سیما و حسین محمدی، عضو دفتر رهبر معظم انقلاب آغاز شده بود؛ ماجرایی که اصولگرایان زیادی از جمله صفارهرندی معتقدند در شرایط فعلی صحیح نبوده. صفارهرندی در مطلبی که روز جمعه منتشر کرد، جلیلی را مورد عتاب قرار داده بود که  مدعیان و منتقدان حسین محمدی «حتی کسری از مجموع فضیلت های متنوع او را دارا نیستند.» وحید جلیلی نامه دیروز خود به صفارهرندی را با این جملات آغاز کرده؛ «بحمدالله دوستان زیادی برای مقابله با انتقاد از یکی از معاونان محترم و عزیز دفتر رهبری بسیج شده اند و در حال تولید فکر هستند و داریم حتی به قرائت های تازه ای از نظریه ولایت فقیه می رسیم که در آن منویات رهبری و راهبردهای ولی فقیه؛ اهمیتی به مراتب کمتر از مصالح یکی از هفت هشت معاون دفتر رهبری دارد و ولی فقیه را نه حاکم بر نیروهای اجرایی بلکه ذیل آنها می خواهد.» او به صفارهرندی یادآوری کرده که «متاسفانه یا خوشبختانه دوران بزن دررو گذشته است و نمی شود ده ها میلیارد تومان امکانات رسانه ملی را 180 درجه خلاف دستورات صریح رهبری به نور چشمی ها هبه کرد.» او در نامه خود همچنین نوشته است: «بنازم رهبری را که با فرمان عام خود آتش به اختیارها را به جان ستادهای بی عرضه پرمدعا انداخته است؛ ستادهایی که از فرط وزانت قدرت تحرک شان را از دست داده اند و فقط زبان شان در دهان می چرخد و تنها برای مهار ناهیان از منکر و دفاع از کارنامه خالی یا پراشتباه خود (در موضوع مورد بحث) هیجان زده می شوند و به تکاپو می افتند.»

اما بحث اصلی جلیلی جایی است که می پرسد «شما ولایت پذیر هستید آقای صفار؟!» و در پاسخ به سوال خودش، ولایتمداری صفارهرندی را زیر سوال می برد. از جمله اینکه می گوید: «در یکی از اولین دیدارهای آقای صفار در جبه وزارت با عمود خیمه ولایت؛ ایشان دو نام را با آقای صفار در میان گذاشتند. خوبست اول بین خود و خدای خود پاسخ بدهند که سرنوشت آن توصیه بعد از 13 سال به کجا رسید؟ و بعد برای حقیری چون من دم از ولایت پذیری بزنند.» او بار دیگر ادعای خود درباره مدیریت رسانه ملی را تکرار کرده و نوشته است: «رسانه ملی جمهوری اسلامی، 26 سال بعد از قرار گرفتن در اختیار یک تیم مشخص فقط کسر کوچکی از ظرفیت های جمهوری اسلامی و قابلیت های انقلاب اسلامی را بازتاب می دهد و علیرغم پیشرفت در هوا-فضا؛ موشکی؛ نانو؛ زیست فناوری؛ هسته ای و... متاسفانه بخش رسانه در جمهوری اسلامی جزو عقب افتاده ترین و کم پیشرفت ترین بخش هاست و امروز بعد از 26 سال یوم الحساب فرا رسیده است.» او درباره این «یوم الحساب» توضیح می دهد: «حرف ما این است که باید یک مطالبه عمومی و جدی برای تحقق رسانه ملی ایده آل و انقلابی شکل بگیرد تا دوستان نتوانند به بهانه های گوناگون در انجام ماموریت هایشان سهل انگاری کنند یا آن که در برابر اقلیت زیاده خواه  بی هویت نوکیسه روشنفکرمآبی که سعی دارد مدیریت رسانه ملی را منفعل کند و متاسفانه تا حد زیادی هم موفق شده وا بدهند.»