آرشیو چهار‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸، شماره ۷۱۷۷
صفحه آخر
۱۶
یادداشت اول

فرزانه طاهری در زادروز گلی ترقی از داستان های او می گوید

داستان هایی به دور از جنسیت زدگی

فرزانه طاهری

امروز «گلی ترقی» قدم به هشتمین دهه زندگی اش می گذارد؛ نویسنده ای محبوب با نثری دلنشین که از چهره های شناخته شده ادبیات معاصرمان به شمار می رود. رمان «بازگشت»آخرین نوشته ای است که سال گذشته به قلم او در دسترس علاقه مندان قرار گرفته است.

گلی ترقی از جمله چهره های شاخص ادبیات معاصرمان است که در یکی از دوره های برگزاری جایزه «هوشنگ گلشیری» به پاس سال ها فعالیت ادبی از او تقدیر کردیم. آشنایی ام با خانم ترقی بیشتر به نوشته ها و آثار او، بویژه نوشته های قدیمی ترش بر می گردد. بر اساس شناختی که از رمان ها و مجموعه داستان های این نویسنده دارم یکی از مهم ترین شاخصه های نوشته های او را زبان شیوا و روانی می دانم که در همه کتاب هایش دیده می شود. علاوه بر این او در حال و هوایی دست به خلق آثار ادبی اش می زند که نتیجه کار داستان و رمانی باورپذیر می شود؛ درست برخلاف نوشته های برخی نویسندگان که مخاطب قادر به برقراری ارتباط با ماجراهایی که به تصویر کشیده اند نیست.  از زبان فوق العاده شیوا و داستان های باورپذیر خانم ترقی که بگذریم خود من به عنوان فردی که کتاب های ایشان را خوانده ام هنوز هم بعد از گذشت سال ها «اتوبوس شمیران» او را از بهترین داستان های کوتاه ایرانی می دانم. مهم ترین دلیل این انتخاب را هم در شناخت خوبی می دانم که نویسنده از دنیای درونی یک دختر بچه دارد؛ از عشقی که گفته می شود و عشقی که بیان نمی شود. البته «بزرگ بانوی روح من» هم به گمانم از بهترین داستان های کوتاه اوست؛ داستانی که در آن وجهی از تاریخ اجتماعی کشورمان به تصویر کشیده می شود. داستانی درباره مهاجرت، فرزندانی که از کشور خود به سرزمین دیگری می روند و والدین آنها که دیگر سن و سالی دارند و گاه در کسوت مادربزرگ و پدربزرگ برای دیدار آنان ناچار به سفر می شوند. کسانی که باید برای دیدار فرزندان و نوه های خود رنج سفری را متحمل شوند که برایشان چندان ساده نیست. این مشکلی است که برای آدم های این روزگار خیلی قابل لمس است.  

گلی ترقی داستان هایی نوشته که درباره اغلب آنها تجربه های زیستی متعددی را پشت سرگذاشته است. او خودش هم مهاجرت کرده؛ آن هم با بچه و شرایط بسیار دشوار. با این حال در نوشته هایش خبر چندانی از آن دست ناله ها و نوستالژی هایی که درباره زندگی و رویایی با مشکلات می بینیم دیده نمی شود. البته شاید در سطح برخی آثار او ردپایی از نوستالژی یا حتی گلایه از شرایط زندگی و مشکلاتش دیده شود اما هیچ کدام آنقدر نیست که جلب توجه کند. شناخت درونی گلی ترقی نسبت به شخصیت هایی که دست به خلقشان می زند هم از دیگر دستاوردهای آثار اوست. البته شکی نیست که اغلب قهرمانان داستان ها و رمان های او زنان هستند اما نگاه او جنسیت زده نیست؛ حتی گاهی ممکن است یکی از شخصیت های اصلی اش مرد باشد. او در سال های تدریس اسطوره و مباحث مرتبط با آن در دانشگاه هم موفق به برقراری تعامل خوبی با دانشجویانش می شد و این نشان می دهد که نه تنها در تالیف آثارش، بلکه در صحبت با دانشجویان هم از قدرت کلامی و به اصطلاح زبانی قدرتمند برخوردار است.