آرشیو چهار‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸، شماره ۷۱۷۷
اجتماعی
۱۴

شکرخواه استاد ارتباطات پس از 30 سال کار در رسانه: روزنامه نگار بازنشسته نمی شود

مراسم بزرگداشت یونس شکرخواه، روزنامه نگار پیشکسوت که پس از 30 سال تلاش رسانه ای به تازگی بازنشسته شده است، با حضور جمعی از دوستان و همکاران قدیمی اش برگزار شد. او در این مراسم خاطرنشان کرد که نسل ما هیچگاه بازنشسته نمی شود و ما همچنان ادامه داریم.به گزارش ایسنا، حجت الاسلام والمسلمین سعیدرضا عاملی، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی و رئیس دانشکده مطالعات جهان دانشگاه تهران با اشاره به روزنامه نگاری هوشمند و برشمردن ویژگی های آن و با بیان اینکه «آقای شکرخواه پایه گذار روزنامه نگاری برخط در ایران هستند»، گفت: در ادامه روزنامه نگاری برخط، امروز در حال رسیدن به روزنامه نگاری هوشمند هستیم که توانش آن را خودمان تعریف می کنیم.

وی افزود: ما در حوزه روزنامه نگاری با حضور افرادی همچون آقای شکرخواه به صورت تدریجی به سمت روزنامه نگاری هوشمند حرکت کرده ایم. از لحاظ شخصیتی نیز آقای شکرخواه یک دوست خیلی مهربان است. من نزدیک 18 17 سال است که با ایشان آشنا شدم و مهمترین نکته درباره او این است که انسان اخلاق مدار و در رفاقت پایدار است. او رفیق تلخ و شیرین است و نه رفیقی که به اقتضای زمانه یا خیلی نزدیک یا خیلی دور می شود. این وجه اخلاقی آقای شکرخواه است که کیفیت ارتباطات را برای ایشان فراهم کرده است و همان وجه اخلاقی است که روزنامه نگاری کیفی را فراهم آورده است.

عاملی با بیان اینکه «آقای شکرخواه هیچگاه آبروی کسی را نبرده است»، تاکید کرد: او همواره در درست نویسی، راست نویسی و پرهیز از هر راست نویسی تاکید کرده است.

در این مراسم پیام سیدعباس صالحی (وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی) توسط سید محمد طباطبایی (دبیر شورای ارزشمندی هنرمندان) قرائت شد.

مشکل روزنامه نگاری ایران دفن تجربه ها است

همچنین فرید قاسمی، روزنامه نگار و پژوهشگر تاریخ مطبوعات ایران گفت:روزنامه نگاری ایران یک حرفه مظلوم است و این مظلومیت برای امروز و دیروز نیست و از همان سرآغاز مظلوم بود. اولین روزنامه نگار ایران، 18 سال در صف یک نفره صدور مجوز بود و بعد هم که موفق به انتشار شد، سه سال کار مطبوعاتی کرد و به او گفتند بیا شغل دیگری برای تو سراغ داریم و روزنامه اش را تعطیل کردند. او را از مدیرمسئولی سخن امروز برکنار کردند و به او سمت مسئول وصول مطالبات شهرداری تهران را دادند.

قاسمی ادامه داد: حتی روزی که فرهنگستان و دانشگاه در این کشور نبود، بار فرهنگی را روزنامه نگاری به دوش می کشید. زمانی که اصلا در ایران شیوه نگارش فارسی نبود، این روزنامه نگاران بودند که اولین شیوه نامه را نوشتند. امروز هم می بینیم که درباره روزنامه نگاری حرف های ناصواب بسیاری زده می شود.

وی گفت: ما نمی توانیم از دره بین نسلی حرف بزنیم و به راحتی سرمایه های روزنامه نگاری را از دست بدهیم. به نظر من امروز مشکل روزنامه نگاری ایران دفن تجربه هاست. اگر به من بگویند مشکل امروز روزنامه نگاری چیست، فهرستی تهیه می کنم و در ابتدای آن می نویسم تهی شدن تحریریه ها از صدیقی ها، قاضی زاده ها، شکرخواه ها و تلاش نمکدوست ها برای این که مفری برای بازنشستگی پیدا کنند.

سیدمحمود دعایی، مدیر مسئول روزنامه «اطلاعات» صحبت های خود را با طرح یک شوخی آغاز کرد و گفت: امروز خیلی آرام گفتم، من اگر دختر بودم زنش می شدم. این صحبت های او با تشویق و خنده های حاضران همراه شد.

دعایی سپس خاطرنشان کرد: زمانی که برای اولین بار به روزنامه «اطلاعات» رفتم، عناصر فرهیخته زیادی بودند که دستم را گرفتند و آقای شکرخواه یکی از آن عناصر بود که برایم قوت قلب بود. او آگاهی زیادی به ما داد و مهمتر اینکه با مشی خود برای ما سرمشق بود.

برای روزنامه نگاری که علم و اخلاق را پیوند زد

محسن اسماعیلی، نماینده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبری در سخنانی گفت: شکرخواه را به دو ویژگی می ستایند؛ یک ویژگی دانش برتری است که دارند و از شناخته شده ترین استادان دانش ارتباطات هستند. دومین ویژگی نیز منش و رفتار اوست. این فروتنی آشکار و بی ادعایی، کیمیای نایابی است که به رغم دانش و جایگاه علمی، همیشه می توان او را به صفت تشنگی برای فراگیری دانش بیشتر ستود. او همیشه خندان و خوش برخورد است و هیچگاه در فراز و نشیب ها گره به پیشانی نداشت و همواره صادق بود و همچنان نیز هست.اسماعیلی با بیان اینکه «آقای شکرخواه بی نیش است و همه نوش»، گفت: در همه این سال ها ندیدم که کسی از او رنجیده شود. به هر حال قلم دست گرفتن و زبان در کام چرخاندن گاهی حتی ناخودآگاه می تواند کسانی را آزرده خاطر کند؛ اما ندیدم که کسی از او آزرده خاطر شود.فرشاد مهدی پور، مدیر مسئول روزنامه «صبح نو» گفت: یونس شکرخواه امتداد بین چاپ، کاغذ و صفحه های حروف چینی شده قدیمی و روزنامه نگاری آنلاین در کشور است.

او بیان کرد: گفته شد که ایشان حزبی نیست. می توانم به اعتبار تجربه شخصی بگویم که او را همیشه حافظ منافع ملی دیدم. یادم است که در یکی از مواقع حساس کنونی، می گفت من همیشه صبر می کنم ابرها کنار برود و بتوانم درست تصمیم بگیرم. این صبر و نگاه عاقلانه به پدیده ها و حفظ منافع ملی از مهمترین صفت های اوست. او برای ما اهالی مشهد یکی از مفاخر مهم روزنامه نگاری به حساب می آیند.

همچنین هادی خانیکی، روزنامه نگار پیشکسوت گفت: ما با ویژگی های روزنامه نگاری آقای شکرخواه و وارد کردن مولفه ها و عناصر جدید به روزنامه نگاری آشنا هستیم. اما آنچه من می خواهم به آن اشاره کنم قدرت جابه جایی او در موقعیت های مختلف است.حسن نمکدوست تهرانی، روزنامه نگار پیشکسوت گفت: مهمترین سازه ای که ما روزنامه نگاران تولید می کنیم خبر است و مقاله و گزارش فرزند خبر هستند. به این موضوعات اشاره کردم که بگویم وجه دانشمند بودن آقای شکرخواه نباید مغفول بماند. او دانشمندی است که با خبر سر و کار دارد. پیشتر هم گفته بودم که در حوزه خبر آقای شکرخواه دماوند هستند و دیگرانی همانند من، تپه های عباس آباد. در این میان ما احتیاج داریم که این دانش و روایت های روزنامه نگارانه در سطح جامعه جاری شود.

سپس محمد خدادی، معاون امور مطبوعاتی وزیر فرهنگ و ارشاد با تاکید بر اینکه نیاز اول امروز رسانه ها اخلاق است، گفت: ماموریت اول رسانه ها تکثیر خوبی ها در جامعه است. مهارت نیز در حوزه روزنامه نگاری بسیار حائز اهمیت است. امروز در میان هزاران فارغ التحصیل کمتر کسانی از مهارت کافی برخوردار هستند. لذا من دست نیاز به سوی شما استادان دراز می کنم تا بتوانیم بعد مهارت را در میان جامعه رسانه ای کشور گسترش دهیم.سپس یونس شکرخواه گفت: از نظر مهر و محبت که دوستان اشاره کردند، حاصل جمع همین کسانی هستم که صحبت کردند. من مهربانی را از مهدی فرقانی، ذکاوت و سرسختی را از خانیکی، تکنیک را از فریدون صدیقی و آرامش را از منصور سعدی و بزرگ منشی را از آقای دعایی یاد گرفتم. یادم نیست چه سالی پیش آقای دعایی رفتیم و اولین پولی که گرفتم 7 هزار تومان و واقعا مبلغ خیلی زیادی بود. در واقع آقای دعایی من را به طرف این فضا هل داد.

شکرخواه که با بغض سخن می گفت ادامه داد: هیچ کدام از ما وابستگی به مقام نداریم. من هنوز هم مستاجرم و شجاعانه می گویم که در برابر صدها فرصت قرار گرفتم که خانه و ماشین بگیرم، اما یاد گرفته بودم پاکتی را که درونش دیده نشود دستم نگیرم.