آرشیو چهار‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸، شماره ۴۴۸۴
هنر و ادبیات
۸
چهره

کوتاه درباره محمدرضا شفیعی کدکنی به مناسبت سالروز تولدش

مرد نامیرا

رسول آبادیان

محمدرضا شفیعی کدکنی بدون شک یکی از وزنه های ادبیات امروز ایران است؛ چهره ای که هم در امر پرورش شاگردانی فهیم در محیط دانشگاهی مشهور است و هم درامر خلق آثاری در زمینه های شعر و پژوهش های ادبی. خالق آثار ماندگاری چون «زمزمه ها، شبخوانی، از زبان برگ، در کوچه باغ های نشابور، بوی جوی مولیان، هزاره دوم آهوی کوهی و...» از آن جهت در میان اغلب شعردوستان محبوب است که تاکنون هرگز نگاهی یکسویه به این گونه ادبی نداشته و سعی کرده با دیده انصاف به رویکردهای مختلف در این زمینه نگاه کند. طبع آزمایی های موفق استاد در زمینه شعر سپید و شعر نیمایی و غزل و غزل نو، نشان از تبحر و سخت گیری به خود در امر سرودن است. کدکنی که شاگردانی بزرگ در زمینه شناخت واقعی ادبیات تربیت کرده، همیشه به شناخت درخشان گذشته ادبی ما تاکید فراوان داشته است. راهی که خودش با خلق آثاری بزرگ چون «تصحیح اسرارالتوحید، مقدمه، تصحیح و تعلیقات مختارنامه، مقدمه، تصحیح و تعلیقات مصیبت نامه، مقدمه، تصحیح و تعلیقات منطق الطیر، مقدمه، تصحیح و تعلیقات اسرارنامه، مقدمه، تصحیح و تعلیقات الهی نامه، مقدمه، تصحیح و تعلیقات دیوان عطار، مقدمه، تصحیح و تعلیقات تذکره الاولیا، در دو جلد، مفلس کیمیافروش درباره شعر انوری، زبور پارسی نگاهی به زندگی و غزل های عطار، تازیانه های سلوک درباره قصاید سنایی و...» در آن پیشگام بوده. درباره ابعاد هنری و شخصیتی شفیعی کدکنی خوانده و شنیده ایم که او را باید در زمره شاعران اجتماعی ارزیابی کرد. او در بعضی از اشعار خود تصویری از جامعه ایرانی در دهه 40 و 50 خورشیدی را بازتاب می دهد و با رمز و کنایه آن دوران را به خواننده می نمایاند، عمق نگاه کدکنی به مسائل زیربنایی ادبیات و همچنین نگاه جامع او به کارکردهای ادبی در تاریخ ایران موردی است که کمتر می توان شبیهش را در آینه اساتید دیگر مشاهده کرد. او در مقدمه یکی از آثارش پیرامون پیوند عرفان و ادبیات با نگاهی تیزبینانه می گوید: «نگاه هنری به الاهیات و دین می تواند ویژگی های اسلوبی و سبکی خاص خود را داشته باشد که همان سبک شناسی عرفانی است. در سراسر تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، با دو گونه تصوف روبه رو هستیم که یکی تصوف قبل از ابن عربی یا تصوف خراسانی است و دیگری تصوف بعد از ابن عربی و این دو مکتب را روی مثلثی نشان می دهد که نقطه صعود یک ضلع آن مثنوی معنوی است و راس ضلع دیگر، ابن عربی است که به مرور با نزدیک شدن به عرفان قاجاری و قرن سیزدهم، با نزول همراه می شود.» ریزبینی هایی از این دست به همراه مطالعه شبانه روزی پیرامون عناصر تشکیل دهنده ادبیات ماندگار کلاسیک ما، از شفیعی کدکنی مردی نامیرا ساخته که گویی از ازل برای همین کار ساخته شده است. اخیرا نیز کتابی ارزنده به نام «تذکره الاولیا» عطار نیشابوری با مقدمه، تصحیح و تعلیقات استاد منتشر شده که در سطحی عالی مورد استقبال قرار گرفته است.