آرشیو چهار‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸، شماره ۴۴۸۴
هنر و ادبیات
۸
نگاه

درباره اقتباس نمایشنامه نویس بزرگ بریتانیایی

پینتر و زن ستوان فرانسوی

نیلوفر صادقی

هارولد پینتر در عالم ادبیات و هنر تا جایی پیش رفته که نامش شانه به شانه نویسندگان تاثیرگذار و جریان سازی چون تولستوی، کافکا، فاکنر و وانگت و از غول های سینما هیچکاک در قالب صفت وارد زبان واژه نامه ها شده است. پینترسک (Pinteresque) صفتی که به سبک پینتر و ویژگی های خاص نوشتار او به خصوص نمایشنامه هایش اشاره دارد، تهدید کمتر درونی و بیشتر بیرونی من شخصیت های درگیر بحران هویت و پرداختن به مکانیسم های دفاع روانی که آنها در مواجهه با تهدید مرموز و اضطراب مخرب انتخاب می کنند، استفاده موثر از زبان روزمره و بازی های زبانی و البته نقش پررنگ مکث و سکوت. پینتر فیلمنامه نویس هم البته دست کمی از پینتر نمایشنامه نویس ندارد و حتی به زعم نویسنده انگلیسی جان فاولز قلم پینتر در فیلمنامه های اقتباسی اش جادو می کند، شاهد مثالش هم اقتباس موفق پینتر از رمان زن ستوان فرانسوی نوشته فاولز است که پینتر را نامزد جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی در سال 1981 کرد. جالب اینجاست که فاولز با الهام از یک تصویر رمان زن ستوان فرانسوی را آفرید (تصویر زنی که در انتهای اسکله ای متروک ایستاده و به دریا خیره مانده است) اما در پایان کار به نظر می رسید، رمان او که به ادبیات ویکتوریایی نظر عمیقی دارد و اصول روایی، اخلاقی و حتی سیاسی آن را با پایان های چندگانه به چالش می کشد از دسته رمان های فیلم نشدنی است. منتقدان و صاحب نظرانی که به رمان فاولز مهر ایده پردازانه زده بودند و آن را بازی دال های قرن بیستمی و مدلول های قرن نوزدهمی می دانستند، باور داشتند نوشتن فیلمنامه بر اساس رمان پسامدرن زن ستوان فرانسوی تکنیک به اصطلاح 6 وجهی می طلبد چون باید اثر ادبی معاصری را که خود هم آمیزه ای پسامدرن از رمانی ویکتوریایی است در قالبی کاملا متفاوت بازآفرید. از طرف دیگر پینتر چالش اصلی اقتباس از رمان فاولز را نقش و حضور فعال نویسنده - راوی در رمان می دانست. اینکه نویسنده بخواهد بر پرده ظاهر شود و به همه جا سرک بکشد و در طول فیلم با بینندگان حرف بزند هم از نظر پینتر و هم به باور کارل رایتس کارگردان که ساخت فیلم بر اساس رمان زن ستوان فرانسوی را برعهده گرفته بود، ناممکن بود. بر همین اساس گزینه هایی مطرح شد از جمله حذف کامل دال های قرن بیستمی و تکنیک ها و شیوه های روایی پست مدرن از داستان و تمرکز کامل بر داستان عشقی رمانتیک در زمینه ویکتوریایی، همراه با دیالوگ های تاثیرگذار و البته منظره ها و لباس های جذاب. اما دست اندرکاران تولید فیلم علاقه چندانی به ارایه داستان عاشقانه تکراری نداشتند و برای همین هم سراغ پینتر رفته بودند تا بلکه او بتواند راه حلی برای مشکل اقتباس از اثری چنین پیچیده و البته بلند بیابد. حاصل همکاری پینتر و رایتس موفقیت آمیز است، حذف شجاعانه بسیاری از تاکیدهای نویسنده در رمان و افزودن جزییاتی با کارکرد متفاوت(همه می دانستند پینتر ابایی از باقی گذاشتن ردپای خود بر اقتباس هایش ندارد) همراه با استفاده از تکنیک فیلم در فیلم به مثابه استعاره و آفریدن داستانی مدرن از دل هم آمیزه تاریخی و پسامدرن فاولز که ماجرای ساخت فیلمی معاصر به نام زن ستوان فرانسوی را با اشاره به مراحل تهیه فیلم و پشت صحنه ها روایت می کند و در هر دو سطح فیلم دو بازیگر اصلی ثابت را به کار می گیرد تا دو روایت مکمل و روشن ساز هم باشند.