آرشیو چهار‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸، شماره ۴۴۸۴
هنر و ادبیات
۹
یاد

کوتاه درباره عمران صلاحی و صفای باطنش

چای تان سرد نشود!

مریم حسین زاده

عمران صلاحی از آن جمله نیکان روزگار بود که از قضا محبوب القلوب هم بود. عمران کمی خجالتی می نمود و بیشتر شوخ طبع. صدایش همیشه آرام و آهسته و طنزش گاه گزنده و گاه به هزل نزدیک می شد و برمی گشت.با عمران صلاحی وقتی آشنا شدم که به جلسات شعر سه شنبه آمد. این جلسات، جلساتی بسیار جدی در شعر و نقد شعر بود و آدم هایی چون محمد مختاری و جواد مجابی و سادات اشکوری و فرامرز سلیمانی و حسین نصیری پور و عظیم خلیلی و محمد محمدعلی و... در آن شرکت می کردند که از این تعداد 5 نفرشان دیگر در میان ما نیستند. این جلسات 6 سال ادامه داشت و هر سه شنبه در منزل یکی از دوستان شاعر برگزار می شد. عمران صلاحی عضو پروپاقرص جلسات سه شنبه بود. یکی از مواردی که خوب به یاد دارم این است که عمران همیشه با لبخند همیشگی اش، زمانی که متوجه می شد کسی دارد زیاد حرف می زند و وقت دیگران را به هر نحوی می گیرد، خیلی سریع می گفت: «قربان چای تان سرد نشود!» و آن شخص سریع متوجه می شد که دارد دیگران را خسته می کند. معمولا چیزی را جدی نمی گرفت، حتی گاهی کارهای خودش را و ناراحتی قلبش را که خیلی زودتر از آنکه باید می بود از میان ما برد. یادش گرامی که شاعری صمیمی بود با واژه های مهربان و همین طور که خودش می خواست همه امروزه او را با اسم کوچکش صدا می زنند.