آرشیو چهار‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸، شماره ۴۴۸۴
ورزش
۱۴
روایت

داستان همیشگی فرمول یک

مراقب دشمن درون باشید

ریچارد ویلیامز مترجم: علی ولی اللهی

نبرد و برتری جویی بین دو هم تیمی بعد از مشکلاتی که در سوچی به وجود آمد، فراری را نگران کرده است. حالا همه چشم ها به سوزوکا خیره است تا ببینند آیا می توان این وضعیت را درست کرد یا نه.

اگر همیشه شکی در این باره وجود داشت که اولویت یک راننده فرمول یک مسابقه دادن است یا درگیری با هم تیمی خود، در یک عصر ماه مارس در آلبرت پارک ملبورن این شک برطرف شد. جایزه بزرگ استرالیا در سال 1996 به نیمه رسیده بود که ژاک ویلانووا در پیت پشت سر دیمون هیل سبز شد. صدای توی گوشی ویلانووا گفت: «او آنجاست، برو و او را بگیر.»

این اولین مسابقه فصل بود. دو تا از بهترین رانندگان تیم ویلیامز با هم هماهنگ شده بودند تا بتوانند با استفاده از بهترین ماشین هایی که برای شان در نظر گرفته اند، عنوان قهرمانی را برای تیم به ارمغان بیاورند. هیل در دو سال گذشته شانس کسب عنوان را از دست داده بود و انتظار می رفت امسال نیز تازه وارد کانادایی بر او پیروز شود. در مرحله اول در اولین جایزه بزرگ، ویلانووا از جایگاه پول پوزیشن کار را آغاز کرد و در نیمه اول مسابقه پیشتاز بود. پیامی که از پیت برای ویلانووا گذاشته شد بدون شک مقدمات درگیری او با هیل را فراهم کرد و نشان داد بقیه فصل برای این دو نفر معنایی متفاوت دارد.

دقیقا مشخص نیست چه اتفاقی افتاد که ویلانووا کنار کشید. او می خواست همچنان موقعیت خود را حفظ کند تا تبدیل به دومین مرد تاریخ باشد که در اولین جایزه بزرگ خود پیروز می شود. اما نشتی موتور کار را برای او سخت کرد. در گوشی به ویلانووا گفته شد سرعتش را کند کند و کنار بکشد تا هیل از او عبور کند. بعد از چندین دور بالاخره راننده جوان به هیل اجازه عبور داد تا هیل به اولین عنوان قهرمانی اش از هشت قهرمانی مورد نیاز برای رسیدن به عنوان قهرمان فصل دست پیدا کند.

بیست و سه سال بعد، اکنون کلر را به عنوان مهندس جوان چارلز لکلرک داریم. لکلرک ستاره جوان تیم فراری است که دو بار برنده جایگاه پول پوزیشن در پیست های اسپا و مونزا در ماه های گذشته شده است. با این حال در نیمه اول فصل امسال، این رانندگان مرسدس یعنی همیلتون و والتری بوتاس بودند که در 10 مسابقه از 12 مسابقه پیروز شدند. همه شواهد و قرائن در سال های گذشته فرمول یک نشان می داد که مشهورترین تیم این مسابقات اگر در این فصل به عنوان قهرمانی دست پیدا نکند، مطمئنا در سال 2020 به این عنوان می رسد. تیمی پر از استعداد و جذابیت که به نظر می رسید لکلرک در بستر آن موفق شود پس از سال 2007 که رایکونن آخرین قهرمانی را برای فراری به دست آورد، قهرمان جهان را به تیم ایتالیایی تقدیم کند، عنوانی که فرناندو آلونسو قهرمان دو دوره فرمول یک با تیم رنو و سباستین فتل قهرمان چهار دوره فرمول یک با تیم ردبول نتواستند بعد از پیوستن به فراری به دست آورند.

لکلرک در سنگاپور به عنوان نفر اول مسابقه را شروع کرد و تا زمانی که یک تماس استراتژیک از تیم دریافت نکرده بود، می توانست یک پیروزی بزرگ و غیرمنتظره مقابل هم تیمی اش به دست آورد. با این حال دستور تیم برای عقب نشینی او و اجازه برای رد شدن فتل باعث شد تیتر مجله اتواسپرت در آن هفته بشود: سرقت در روز روشن! یک هفته بعد از جنگ داخلی، جنگ بین المللی در تیم فراری شدت گرفت؛ وقتی که مدیریت فراری تصمیم مرحله قبل را تکرار کرد اما این بار با نتایجی فاجعه آمیز. سباستین فتل در سوچی از جایگاه سوم استارت زد، اما بلافاصله از همیلتون و لکلرک سبقت گرفت و پیشتاز شد. او و هم تیمی اش جایگاه های 1 و2 را در اختیار داشتند اما با این حال در اواسط مسابقه از طرف تیم به فتل دستور داده شد جایش را با لکلرک عوض کند. فتل اما در انجام این کار تعلل کرد و همین باعث شد همه چیز به هم بریزد. لکلرک به پیت استاپ فرا خوانده شد تا دو دور بعد، هنگامی که فتل به جایگاه فراخوانده می شود بعد از خروج پشت سر لکلرک قرار بگیرد. در این هنگام ماشین فتل دچار نقص فنی و سپس به خاطر تصادف یکی از راننده ها ماشین ایمنی وارد شد و فرصت مناسبی برای رانندگان مرسدس فراهم کرد. لکلرک در نهایت با تصمیمات تیم حتی از رسیدن به مقام دوم هم باز ماند و در نهایت سوم شد. سوم شدن لکلرک بعد از آن اتفاقات عجیب و غریب یک حس بی اعتمادی کامل بین او و فتل به وجود آورد.

احساس بد بین هم تیمی ها ویژگی بارز مسابقات گرندپری است و به اواخر دهه 1930 برمی گردد. هنگامی که دو راننده ارشد تیم مرسدس که پیشتاز مسابقات بودند، یعنی رادولف کاراسیولا و مانفرد براوچیتچ برای حل کردن مشکلات بین خودشان تصمیم گرفتند از تاکتیک ها و تئوری های شخصی و امکانات اتومبیل شان استفاده کنند. آنها با استفاده از کمک مکانیک های سابق تیم یعنی هرمان لانگ و ریچارد سیمن به جنگ هم تیمی های جوان تر و سریع تر خود رفتند.

در سال های گذشته نیز درگیری ها بین نلسون پیکه و نیگل مانسل در تیم ویلیامز در سال 1986 این اجازه را به آلن پروست داد تا با مک لارن بین برگزیدگان خودش را جا کند. همین آلن پروست در طول حوادث ناگوار و غم انگیز رقابتش با آیرتون سنا در مک لارن در سال های 1988 و 1989 نقش اساسی ایفا کرد. در دهه گذشته اختلافات بین فتل و مارک وبر در تیم ردبول یا همیلتون و نیکو روزبرگ و بوتاس در مرسدس نتایجی در طول مسابقه به همراه داشته است که نشانی از یک رقابت واقعی نداشته اند.

به نظر می رسد امتناع فتل از راه دادن به راننده جوان در سوچی، تلافی اتفاقات مونزا در ماه گذشته بوده است. فتل در آن مسابقه در مسیری فوق العاده سریع قرار گرفته بود و برای اول شدن می جنگید، اما برای این کار نیاز داشت هم تیمی اش کمک های لازم را به او بکند. در طول پیچ آخر لکلرک نتوانست خودش را در موقعیتی قرار دهد که بتواند کمک های مورد نیاز فتل را برای رسیدن به بهترین زمان فراهم کند یا شاید هم نمی خواست و تمایلی به این کار نداشت. چنین چیزهایی فراموش نمی شوند و مثل یک کینه باقی می مانند.

درست همان طور که جرج برنارد شاو گفته است انگلیسی ها و امریکایی ها دو کشور هستند که با یک زبان مشترک تقسیم می شوند، به همین طریق لکلرک و فتل نیز دو راننده فرمول یک هستند که توسط یک ماشین مشترک تقسیم می شوند: فراری SF90 که اکنون سریع ترین در نوع خودش است. حال همه چشم ها به سوزوکا در ژاپن دوخته شده است. مسابقه ای که چهار روز دیگر برگزار می شود و باید دید در گاراژ اسکودریا چه تصمیماتی برای رانندگان فراری گرفته می شود.