آرشیو چهار‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸، شماره ۲۲۳۰۳
دانشگاه
۸

حقایقی درباره پشت پرده مسیر انحراف در دانشگاه‎ها

پای 2030 بر شاهرگ آموزش عالی!

دولت در شرایط حساس کنونی کشور قصد پرهیز از حاشیه ها را نداشته و به جای توجه به منویات رهبر معظم انقلاب، دلسوزان و نخبگان جامعه به دنبال حاشیه سازی، لجاجت و سیاسی بازی حتی در امور علمی کشور است.

شهریور ماه امسال بود که وزیر علوم، تحقیقات و فناوری، سعدالله نصیری قیداری را به عنوان سرپرست دانشگاه شهید بهشتی منصوب و با استعفای سیدحسن صدوق رئیس سابق این دانشگاه موافقت کرد. انتصاب نصیری قیداری از سوی وزیر علوم، موجب تعجب دانشگاهیان شهید بهشتی شد که چرا یک فعال سیاسی به عنوان سرپرستی دانشگاه انتخاب شده است و حتی جمعی از اساتید این دانشگاه در اعتراض به این انتصاب بیانیه دادند.

رئیس جدید دانشگاه شهید بهشتی کیست؟

نصیری قیداری 60 ساله استاد تمام پایه 29 رشته فیزیک درحالی سرپرست دانشگاه شهید بهشتی شده که پیشتر دبیرکل کمیته ملی یونسکو در ایران، معاون حقوقی و پارلمانی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری و از سال 86 تا 90 نماینده مردم زنجان در مجلس شورای اسلامی و سخنگوی کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس بوده و یکی از اعضای حزب اعتماد ملی است.

وی که یکی از اساتید دانشگاه زنجان بود، در سال 1393 از سوی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به او گفته شد که برای ادامه خدمت به دانشگاه شهید بهشتی برود. اما به عنوان چهره علمی حضور فعالی در این دانشگاه ندارد و او را بیشتر یک شخصیت سیاسی می شناسند تا یک چهره علمی و استاد فیزیک!

یونسکو، «برنامه آموزش 2030» را چند سال پیش تصویب کرد و شواهد حاکی از آن است که نصیری قیداری به عنوان نماینده یونسکو در ایران به دنبال اجرای کامل آن بود. وی مدتی این برنامه را با چراغ خاموش اجرا کرد اما سال 1396 رهبر معظم انقلاب نسبت به آن هشدار دادند و از اجرای این سند در جمهوری اسلامی گلایه کردند.

بیانات امام خامنه ای درباره سند 2030

رهبر معظم انقلاب در دیدار جمعی از معلمان در 17 اردیبهشت 1396 فرمودند: «این سند 2030 سازمان ملل و یونسکو و این حرف ها، این ها چیزهایی نیست که جمهوری اسلامی بتواند شانه اش را زیر بار اینها بدهد و تسلیم این ها بشود. به چه مناسبت یک مجموعه به اصطلاح بین المللی -که قطعا تحت نفوذ قدرت های بزرگ دنیا است- این حق را داشته باشد که برای کشورهای مختلف، برای ملت های گوناگون، با تمدن های مختلف، با سوابق تاریخی و فرهنگی گوناگون، تکلیف معین کند که شما باید این جوری عمل کنید؟ اصل کار، غلط است. اگر چنانچه با اصل کار شما نمی توانید مخالفت بکنید، حداقلش این است که بایستید بگویید جمهوری اسلامی خودش مشی دارد، خط و ربط دارد، ما سندهای بالادستی داریم، ما می دانیم باید در زمینه های آموزش، پرورش، اخلاق، سبک زندگی چه کار کنیم؛ احتیاج به این سند وجود ندارد. اینکه ما برویم سند را امضا کنیم و بعد هم بیاییم شروع کنیم بی سروصدا اجرایی کردن، نخیر، این اصلا مطلقا مجاز نیست؛ ما اعلام هم کرده ایم به دستگاه های مسئول. بنده از شورای عالی انقلاب فرهنگی هم گله مند هستم؛ آنها باید مراقبت می کردند، نباید اجازه می دادند این کار تا اینجا پیش بیاید که ناچار بشویم ما جلوی آن را بگیریم و ما وارد قضیه بشویم. اینجا جمهوری اسلامی است.»

وقتی رهبر انقلاب نظر خود را به صورت صریح و شفاف در مورد سند 2030 فرمودند، نصیری قیداری به دنبال اصلاح متن سند با کمک همکاران خود پرداخت اما سند جدید با سند قبلی تفاوت چندانی نداشت! وی زمانی که دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو بود اجرای نسخه بیگانه 2030 را دنبال می کرد که این خود نشان از القای ناکارآمدی، ناتوانی و عدم تکیه به درون بوده و همچنین پیام به بیگانه که برای حل مسائل خود در حوزه های پیشرفت و توسعه کشور، مدلی از خود نداریم و شما بیایید برای ما نسخه ارائه دهید!

اگر سند برنامه آموزش 2030 (بیانیه اینچئون) و سند ملی آموزش 2030 جمهوری اسلامی که نصیری قیداری مقدمه آن را نوشته در کنار یکدیگر مطالعه و بررسی شود، سپس متن سند 2030 ایران را با اسناد بالادستی نظام مقایسه کنیم، متوجه خواهیم شد که مغایرت هایی با هم دارند!

حذف مفاهیم و واژگان ارزشی و ملی

در مطابقت اسناد و نوشته های رسمی و غیررسمی با یکدیگر، رعایت این اصل که باید یک سند اساس و پایه تطبیق قرار گرفته و اسناد دیگر حول آن سند اصلی مورد بررسی و مقایسه قرار گیرد، اقدامی علمی و الزامی است. مطابق با قانون اساسی و با هدف حفظ استقلال علمی و فرهنگی، جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با پذیرش اسناد، موافقت نامه ها و توصیه نامه های بین المللی و تطبیق آنها با اسناد بالادستی ملی، باید اسنادی که محور و پایه تطبیق و مقایسه قرار می گیرند، اسناد بالادستی تصویب شده ملی باشند نه اسناد بین المللی. به عبارت دیگر مشروعیت و شرط پذیرش یک سند بین المللی، همسویی، سازگاری و عدم مغایرت و تعارض با اسناد بالادستی ملی است، نه بالعکس.

تدوین کنندگان متن سند آموزش 2030 جمهوری اسلامی ادعا می کنند که این سند براساس اسناد بالادستی کشور مانند سند تحول بنیادین آموزش و پرورش، نقشه جامع علمی کشور و سیاست های ابلاغی مقام معظم رهبری نوشته شده و مغایرتی با اسناد نظام ندارد. اما مطالعه و بررسی دقیق متن سند 2030، خلاف این ادعا را نشان می دهد و در واقع مفاهیم و واژگان ارزشی و ملی به کاررفته در اسناد بالادستی به طور گزینشی حذف و تغییر داده شده است.

متن سند 2030 که با هدایت نصیری قیداری تدوین شده است مغایرت های فراوانی با اسناد بالادستی دارد که به بخشی از آن ها اشاره می شود:

در متن سند 2030 تدوین شده توسط نصیری قیداری و همکاران وی، عبارت های جمهوری اسلامی، مومن آراسته به فضائل اخلاق اسلامی، انقلابی، بصیر و... که در متن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش آمده، عامدانه حذف شده است و این خلاف قانون بوده و باید دقیقا عبارت های سند تحول بنیادین می آمد و مشخص است که جریان نفوذ به دنبال رخنه در مسائل آموزشی کشور است.

در ادامه به موارد دیگری از حذف مفاهیم ارزشی اشاره می شود: در سند آموزش 2030 (ویرایش دوم صفحه 286، ویرایش اول صفحه 267) آمده است: «در بند چهار سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش کشور ابلاغی مقام معظم رهبری، ایجاد تحول در نظام برنامه ریزی آموزشی و درسی با توجه به روزآمد ساختن محتوای تعلیم و تربیت و تدوین برنامه درسی ملی منطبق بر پیشرفت های علمی و فناوری، توسعه فرهنگ تفکر، خلاقیت تحقیق، تقویت آداب و مهارت های زندگی و توانایی حل مسئله و عمل به آموخته ها برای بهبود زندگی فردی و اجتماعی دانش آموزان که زمینه آموزش مادام العمر و همچنین توسعه پایدار را فراهم می سازد مورد تاکید بوده و وزارت آموزش و پرورش را ملزم به توجه به این نکات فرموده اند.»

در حالی که در اصل بند 4 سیاست های کلی ایجاد تحول در نظام آموزش و پرورش ابلاغی مقام معظم رهبری آمده است: «ایجاد تحول در نظام برنامه ریزی آموزشی و درسی با توجه به: 1) روزآمد ساختن محتوای تعلیم و تربیت و تدوین برنامه درس ملی مبتنی بر فلسفه تعلیم و تربیت اسلامی و متناسب با نیازهای کشور و انطباق محتوی با پیشرفت های علمی و فناوری و اهتمام به تقویت فرهنگ و هویت اسلامی/ایرانی. 2) توسعه فرهنگ تفکر، تحقیق، خلاقیت و نوآوری و بهره گیری از روش های یاددهی و یادگیری متنوع و مطلوب و ایجاد تفکر منطقی و منسجم برای تحلیل و بررسی موضوعی. 3) تبیین اندیشه دینی/سیاسی امام خمینی(ره)، مبانی جمهوری اسلامی و ولایت فقیه و اصول ثابت قانون اساسی در مقاطع مختلف تحصیلی. 4) توسعه فرهنگ و معارف اسلامی و یادگیری قرآن (روخوانی، روان خوانی و مفاهیم) و تقویت انس دانش آموزان با قرآن و سیره پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) و اهل بیت (علیهم السلام) و گسترش فرهنگ اقامه نماز. 5) تحول بنیادین شیوه های ارزشیابی دانش آموزان برای شناسایی نقاط قوت و ضعف و پرورش استعدادها و خلاقیت دانش آموزان. 6) رعایت رویکرد فرهنگی و تربیتی در برنامه ریزی های آموزشی و درسی. 7) تقویت آداب و مهارت های زندگی و توانایی حل مسائل و عمل به آموخته ها برای بهبود زندگی فردی و اجتماعی دانش آموزان. 8) تقویت آموزش های فنی و حرفه ای.»

پرواضح است که عبارت های تربیت اسلامی، توسعه فرهنگ و معارف اسلامی و... از متن ابلاغیه رهبر انقلاب حذف شده است.

در سند 2030 جمهوری اسلامی آمده است: «سند تحول بنیادین به عنوان یکی دیگر از اسناد بالادستی نظام آموزش و پرورش نیز با نگاهی جهانی در قالب اقدامات ملی و محلی اهداف توسعه پایدار را مورد توجه قرار داده است. در هدف کلان شماره 1 این سند، تربیت انسان های حقیقت جو، عاقل، عدالتخواه، صلح جو، ظلم ستیز، شجاع، مهرورز، جهان اندیش و... مورد نظر بوده که از جمله مفاهیم کلیدی مورد توجه در آموزش برای توسعه پایدار است.»

در صورتی که اصل مطلب در سند تحول بنیادین آموزش و پرورش آمده است: «تربیت انسانی موحد، مومن و معتقد به معاد و آشنا و متعهد به مسئولیت ها و وظایف در برابر خدا، خود، دیگران و طبیعت، حقیقت جو و عاقل، عدالت خواه و صلح جو، ظلم ستیز، جهادگر، شجاع و ایثارگر و وطن دوست، جمع گرا و جهانی اندیش، ولایتمدار و منتظر و تلاش گر در جهت تحقق حکومت عدل جهانی، با اراده و امیدوار، خودباور و دارای عزت نفس، امانتدار، دانا و توانا، پاکدامن و با حیا، انتخابگر و آزاد منش، متخلق به اخلاق اسلامی، خلاق و کارآفرین و مقتصد و ماهر، سالم و با نشاط، قانون مدار و نظم پذیر و آماده ورود به زندگی شایسته فردی، خانوادگی و اجتماعی براساس نظام معیار اسلامی.»

مشخص است که واژه های ارزشی مومن و معتقد به معاد و آشنا و متعهد به مسئولیت ها و وظایف در برابر خدا، متخلق به اخلاق اسلامی و... از متن سند تحول بنیادین آموزش و پرورش حذف شده و به صورت ناقص در سند 2030 آمده است.

نقش پررنگ نصیری قیداری در اجرای سند 2030

کبری خزعلی نماینده شورای عالی انقلاب فرهنگی در شورای زنان و خانواده دراین باره معتقد است: «خداوند در قرآن کریم می فرماید «إن الله یامرکم ان تودوا الامانات إلی اهلها»، با توجه به ضرورت اهلیت برای تصدی امور اساتید و دانشجویان و اقشار فرهیخته علمی کشور به نظر می رسد کسی که در سابقه خود خدمات سیاسی و اجتماعی در راستای تحقق اهداف یونسکو داشته، اینکه به عنوان سرپرست دانشگاه شهید بهشتی معرفی می شود، با روحیه استقلال طلبی و آزادی خواهی دانشگاهیان مغایرت دارد. مقدمه سند 2030 توسط نصیری قیداری نوشته شده است.

نماینده شورای عالی انقلاب فرهنگی در شورای زنان و خانواده در ادامه می افزاید: نصیری قیداری در بخشی از مقدمه این سند نوشته است: «از آنجایی که سازمان یونسکو به عنوان یک نهاد بین المللی موفق در امر آموزش شناخته می شود، اجرای هدف چهارم توسعه پایدار 2030 با عنوان «به سوی آموزش و یادگیری مادام العمر با کیفیت، برابر و فراگیر برای همه» به عهده این سازمان نهاده شده است و سازمان مذکور با ایفای سه نقش هدایت و هماهنگی، نظارت و گزارش دهی و ارتقای ظرفیت کارشناسی دولت ها، اجرای این هدف مهم را پس از تصویب نهایی چارچوب عمل جهانی آموزش 2030 در سی و هشتمین کنفرانس عمومی یونسکو در نوامبر 2015 آغاز کرده است.»

خزعلی تاکید می کند: نصیری قیداری دقیقا اقرار کرده است که اجرای این سند را خودش از سال 2015 آغاز کرده است و در ادامه مقدمه سند2030 می نویسد: «کمیسیون ملی یونسکو ایران که مطابق با بند 7 اساسنامه سازمان یونسکو، نهاد متولی اجرای چارچوب عمل های جهانی در ایران است، از بدو فرآیند تهیه و نهایی سازی چارچوب عمل جهانی آموزش 2030 در یونسکو، درخصوص محتوای این سند مشورت های گسترده ملی را با نهادهای ذی ربط، متخصصان و صاحب نظران ارشد و نیز کمیته های ملی تخصصی به منظور جمع بندی نقطه نظرات جمهوری اسلامی ایران به عمل آورد و بدین ترتیب دیدگاه های کشورمان را در زمینه چارچوب عمل جهانی آموزش 2030 از طریق نمایندگی جمهوری اسلامی ایران در یونسکو به دبیرخانه اسپک ارائه کرد.»

نماینده شورای عالی انقلاب فرهنگی در شورای زنان و خانواده گفت: مجری سند 2030 در ادامه به تشکیل کارگروه های ذی ربط اشاره و تاکید کرده است: «این کارگروه ها، براساس راهنمای فنی تهیه چارچوب عمل ملی آموزش 2030 به طور هماهنگ و منسجم، نقشه راه پیشنهادی خود را در زمینه آموزش 2030 مطابق با تجارب عملکردی و اسناد کلان بالادستی در زمان بندی مشخص ارائه کردند. در این مرحله، کمیته تلفیق چارچوب عمل تشکیل شد و با نظارت فنی و علمی که انجام داد، زمینه لازم را برای انتشار ویرایش اول چارچوب عمل ملی آموزش 2030 فراهم ساخت. به موازات تهیه چارچوب عمل آموزش 2030 توسط کمیسیون ملی یونسکو، طرح تشکیل کارگروه ملی اجرای آموزش 2030، در سه جلسه متوالی کمیسیون آموزش، تحقیقات و فناوری دولت به ریاست وزیر محترم علوم، تحقیقات و فناوری و با حضور برخی از اعضای محترم دولت و دبیرکل کمیسیون ملی یونسکو مورد بحث و بررسی قرار گرفت و نهایتا به تصویب هیئت دولت رسید که اسناد و ساختار این کارگروه در صفحات (103-102) سند آماده است. لازم است ذکر شود که بخشی از این اقدامات انجام گرفته، به عنوان گزارش عملکرد جمهوری اسلامی ایران در طرح پیمایش ظرفیت سازی آموزش 2030 که توسط دفتر منطقه ای آموزش یونسکو در بانکوک اجرا شد، به یونسکو ارائه گردید و جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از کشورهای پیشگام در منطقه آسیا و اقیانوسیه در زمینه آمادگی و تمهید تدارکات لازم برای اجرای آموزش 2030 مورد تقدیر قرار گرفت.»

خزعلی در ادامه مدعی است: «وقتی تصویب سند 2030 باعث اعتراض مقام معظم رهبری، مراجع، علما، متخصصان و صاحبنظران قرار گرفت، نصیری قیداری اجرای آن و اصولا تعهد بودن آن را انکار کرد، چراکه طبق قانون اساسی اسناد ملی نباید با سیاست ها و رهنمودهای رهبری مغایر باشد. مفاهیم ارزشی اسناد بالادستی از این سند حذف شده است! همه ارزش ها از موحد و مومن و معتقد به معاد بودن تا ارزش های اخلاقی و مهارت های عملی و انسانی و در واقع 90 درصد مصوبه در اسناد بالادستی حذف شده است و صرفا موارد قابل تطبیق و التقاط با جهانی سازی آمده است. متاسفانه بسیار غیراخلاقی و غیرصادقانه اسناد بالادستی با سند 2030 و ملاک سکولاریزم حاکم بر آن، غربال شد و اکثر واژه ها و راهبردهای ارزشی آن حذف شد و در حدی، از اسناد بالادستی استفاده ابزاری شده است که بتواند قابل تطبیق و هماهنگی ظاهری با اسناد بین المللی باشد در حالی که بعضا ملاک ها و شاخص ها در تعارض و تضاد با نظام توحیدی هستند. جالب است که علاوه بر حذف اصول، آرمان ها و ارزش های اسلامی، به جای آن واژه هایی دارای بار معنایی متفاوت و بعضا متضاد و منطبق با سکولاریزم مانند برابری جنسیتی، احترام به تنوع فرهنگی، شهروند جهانی، تحقق توسعه پایدار نوشته شده است که هر کلمه و واژه در اسناد سازمان ملل دارای اسناد پشتیبان است و شاخص هایی برای اجرا و سپس نظارت دارد و حتی مجازات هایی در صورت عدم اعمال این شاخص ها تعیین شده که دولت های عضو منطبق با آن شاخص ها مورد سوال قرار می گیرند. سندی که برای تحول در کشورهای عقب افتاده آفریقایی آن هم توسط چند NGO نوشته شده، شایسته اجرای آن در جمهوری اسلامی نیست. ایران با 40 سال پیشرفت و داشتن دانشمندانی در عرصه های نانوتکنولوژی، بایوتکنولوژی، هوافضا، انرژی هسته ای و... نیازی به تقلید از اسناد بیگانگان را ندارد و ایرانیان خودشان می توانند سند بومی اسلامی/ایرانی تدوین کنند.»

به نقل از آنا؛ حال سوال این است که چرا نصیری قیداری مجری سند 2030 از سوی وزیر علوم به سمت سرپرستی دانشگاه شهید بهشتی که یکی از دانشگاه های بزرگ کشور محسوب می شود، انتخاب شده است. آیا با حاشیه داشتن او، شورای عالی انقلاب فرهنگی وی را پس از چند ماه سرپرستی به ریاست دانشگاه شهید بهشتی منصوب می کند؟!

با توجه به اظهارات نصیری قیداری به نظر می رسد دولت پیش از این، اجرای سند 2030 را پذیرفته و اکنون با انتصاب وی به عنوان رئیس دانشگاه شهید بهشتی می خواهد نسبت به اجرای سند به صورت آزمایشی در این دانشگاه اقدام کند. با توجه به اینکه نصیری قیداری مجری و فعال مسئله 2030 و دبیرکل کمیته ملی یونسکو بوده این موضوع محتمل است.

باید منتظر ماند و دید که آیا دانشگاه شهید بهشتی در آینده به جولانگاه سند 2030 تبدیل خواهد شد.