آرشیو سه‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۳۸
صفحه اول
۱
یادداشت

جنگل های هیرکانی و دایه هایی مهربان تر از مادر

عبدالحسین طوطیانی

شبکه دو سیما در برنامه طبیعت 360، اخیرا مصاحبه ای با حضور دو نفر از صاحب نظران حوزه جنگل از نهادهای پژوهشی و دستگاه های اجرائی برگزار کرد که در نوع خود درخور تقدیر بود. مجری محترم به نظر می رسید خود از علاقه مندان و آگاهان این عرصه بود که بر کیفیت و نتیجه گیری سازنده این گفت وگو افزود. پس از تخریب حدود 50 درصد از سطوح جنگل های بی نظیر هیرکانی در شش دهه گذشته، سرانجام طرح تنفس جنگل و در نتیجه توقف فعالیت شرکت های بهره بردار چوب (هرچند بسیار دیرهنگام) به اجرا درآمد. همان طور که پیش بینی می شد، اجرای این طرح حیاتی با مقاومت واحدهای اقتصادی و بعضا عوامل رانتی که تنفس و رونق خود را در خفگی این جنگل ها می دیدند، روبه رو شد. آنها با ترفندهایی از قبیل هشدار بی کارشدن جمعی از نیروی کار آنان، آغاز به فضاسازی کردند اما پس از ناامیدی، این شرکت ها که برای حفاظت از عرصه های جنگلی اکنون پیمانکار شده اند، وجود درختان شکسته در جنگل و ادعای افزایش احتمال آتش سوزی را به دستاویزی برای نفیر دیگربار اره موتوری در این جنگل ها تبدیل کرده اند. در این گفت وگو کارشناس حوزه پژوهش با ارائه دلایلی شفاف و درخور تحسین، بی اساس بودن این ادعاها را تبیین کرد و آن را فقط بهانه ای برای بهره برداری غیرقانونی از جنگل برشمرد. جنگل های هیرکانی با تنوعی از درختان پهن برگ و بیش از سه هزارو 200 گونه گیاهی در طول 850 کیلومتر جنوب ساحل خزر از منطقه هیرکان کشور جمهوری آذربایجان تا شرق استان گلستان کشیده شده است و با حدود 40 میلیون سال قدمت تا ارتفاع دوهزارو 800 متر گسترده دارد. در عصر یخبندان این جنگل ها کوچک تر شدند، اما دوباره گسترش یافتند. این جنگل ها پیش تر به عنوان یکی از 200 زیست بوم طبیعی در فهرست صندوق جهانی حیات وحش ثبت شده بودند. تاکنون 58 گونه پرنده و 58 گونه پستاندار ازجمله یوزپلنگ معروف ایران در این اکوسیستم شناسایی شده اند. ثبت این جنگل ها در زمره آثار جهانی یونسکو از سال 2001 مطرح شد و در 2019 به تصویب این سازمان رسید. درحال حاضر سطح به جامانده از این جنگل ها در کشورمان اندکی بیش از دو میلیون هکتار گزارش شده است. اگر سطوح جنگل و مراتع را عمده ترین بخش اکوسیستم زنده کشور بدانیم، نقش مدیریتی کارآمد و البته قدرتمند برای منابع طبیعی در جهت حراست از بستر حیات بیش از پیش قابل درک خواهد شد. به نظر می رسد در حال حاضر بخش قابل توجهی از نیروی سازمان حفظ محیط زیست به جای حفظ زیستگاه ها و بستر حیات آنها به حفظ وحوش جانوری صرف می شود.

 از این رو نقش کلیدی مدیریت منابع طبیعی که به جای صاحبان حیات بر حفظ بستر حیات متمرکز است، در پایداری محیط زیست آشکار می شود. اما آیا این مدیریت در حال حاضر از ابزار، اختیارات و قوانین کامل برای انجام وظیفه حاکمیتی خود برخوردار است؟ متاسفانه این عرصه هم اکنون با چالش های محدودکننده پرشماری مواجه بوده و در چنین شرایطی، دغدغه های ملی مدیریت در کلافی سردرگم چه بسا عقیم می ماند. در رویارویی و گرفتاری با این چالش هاست که نمی توان ارزیابی درستی از کارآمدی مدیریت منابع طبیعی داشت. درگیرشدن بیش از حد لازم وزارت متبوع به امر امنیت غذایی و ضرورت مستمر افزایش تولید، جایگاه انکارناپذیر منابع طبیعی در توسعه پایدار را عملا به حاشیه برده و هرازگاهی در تعارض با سیاست تولیدمحوری قرار داده است. برنامه و طرح های موسوم به اشتغال زایی دستگاه های اجرائی چه بسا در مواردی با راهبرد پایداری منابع طبیعی مغایرت پیدا می کند. در هر دوره ای از مجلس نیز چه بسیار شاهد آن بوده ایم که بعضی از نمایندگان و... با اعمال نفوذ در تصرفات غیرقانونی یا دورزدن قوانین، از توان مدیریت این حوزه کاسته اند. از جمله مصادیق این چالش ها، موضوع مورد بحث در همین مصاحبه است. شرکت های بهره برداری که اکنون قرار است برای حفاظت از جنگل پیمان ببندند، به بهانه خارج کردن درختان فرسوده، در جست وجوی پنجره ای برای برگشت و برداشت سودجویانه از این عرصه های حیات هستند. تلاشی که متاسفانه در سایه حمایت عوامل منطقه ای و از جمله بعضی نمایندگان به فشاری مضاعف بر مدیریت منابع طبیعی تبدیل می شود. آیا زمان آن فرا نرسیده است که با حمایت یکپارچه مردمی از صیانت منابع طبیعی، شرایطی فراهم شود که مثله کردن جنگل ها به مثابه اندام تنفسی کشور را «اشتغال زایی» یا «بهره برداری» ننامیم؟