آرشیو سه‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۳۸
صفحه اول
۱
یادداشت

وزارتخانه ای با مرگ زودرس

حسین حقگو

نوزاد نارس و ناخواسته، به فرجام نرسید. این شاید تمام قصه تولد و مرگ وزارتخانه ای است که قرار بود آمال و آرزویی مهم را نمایندگی کند؛ آرزوی گذار از دوگانگی تولید - تجارت (تولیدکننده- مصرف کننده)؛ وزارتخانه ای که قرار بود نماد گذار از نگرش سنتی و تحقق دیدگاهی مدرن و ایجاد گفتمانی واحد در مسیر توسعه ای ملی و پایدار باشد که عجالتا میسر نشد! درست تر آن است که خواست و اراده ای نیز از ابتدا برای تحقق آن وجود نداشت. فرزندی که در اوج التهابات و رقابت های سیاسی و بی توجهی کامل درباره اسباب و لوازم و زمینه های چنین حادثه مهمی متولد شد (جلسه علنی هشتم تیر 1390 مجلس با  148 رای موافق نمایندگان و 38 رای مخالف). موضوع ضرورت یکپارچگی صنعت و بازرگانی در قالبی علمی و تحلیلی اولین بار در مطالعات  طرح «استراتژی توسعه صنعتی» (مسعود نیلی و همکاران - 1382) تبیین شد. در آن مطالعات آمده بود که «گسترش حوزه تعریف صنعتی از محدوده سنتی ساخت و تولید به تمام حوزه های کسب و کار شامل صنایع ساخت و تولید، صنایع خدماتی، فناوری نوین و خدمات تجاری، صنعتی و علمی و نیز بررسی و تدوین سیاست های صنعتی به طور یکپارچه و در زمینه سیاست های جامع اقتصادی و توجه به رابطه متقابل بین سیاست های صنعتی با دیگر زمینه ها مانند آموزش، انرژی، رفاه اجتماعی و... همچنین ایجاد آرمانی بلندمدت در توسعه صنعتی؛ چنان که در کشورهایی مانند ژاپن، مالزی و کانادا مشاهده می شود» می طلبد تا با سازمان دهی مجدد نظام اداری و اجرائی «صنعت» و «تجارت» کشور، تمام مقولات مربوط به این حوزه ها که نوعا یکپارچه و در ارتباط متقابل با هم هستند، در یک وزارتخانه مانند وزارتخانه «صنعت و تجارت» گرد آید. بر پایه این منطق، طرفداران این حرکت از زمینه های لازم برای انجام این مهم که نه یک اقدام صرفا بوروکراتیک، بلکه تحولی گفتمانی است، سخن گفته و عنوان کردند انجام این مهم نیازمند کاهش تصدی گری های دولت و ارتقای نقش سیاست گذاری آن است و ایجاد کارگروه ها یا کمیته های تخصصی برای تدوین سیاست های صنعتی و تجاری در حوزه های مختلف تولید و سرمایه گذاری صنعتی، تجارت داخلی و بین المللی و تحقیقات و فناوری و... از ضروریات آن است.ضرورت هایی که متاسفانه رعایت نشد و فرزندی به دنیا آمد که والدینش هیچ نقشه و طرحی برای آینده و رشد و تربیت او در سر نداشتند و صرف تولد آن را کافی می دانستند! پس از آن بسیار تلاش شد تا والدین (دولت و مجلس) پی به مسئولیت خود  ببرند و دست کم آنکه مانند هر  طفل نورسیده ای برای او شناسنامه ای اختیار کنند (قانون تشکیل وزارت صنعت، معدن و تجارت دولت را مکلف می کرد در مدت شش ماه شرح وظایف و اختیارات وزارتخانه جدید را به مجلس ارائه کند) و... 

 اما نه شش ماه؛ بلکه هشت سال گذشت و والدین به صرافت این کار و انجام مسئولیت قانونی خود نیفتادند و حتی یکی از والدین (دولت) آن را مورد نقد قرار داد: «ادغام وزارت بازرگانی و وزارت صنعت و معدن غیراصولی بوده است و در شرایط امروز بدون وزارت بازرگانی نمی توان کشور را اداره کرد و اگر وزارت بازرگانی تاسیس شود، هفته بعد زندگی مردم و وضع بازار بهتر می شود» 

(رئیس جمهوری- رسانه ها - 22/ 2/ 98).بنابراین برخلاف جثه بزرگ، هر روز از توان فکری و حرکتی این کودک کاسته شد (تعیین قائم مقام بازرگانی و لغو قانون انتزاع وظایف بازرگانی به وزارت کشاورزی و...).این احتمال وجود دارد که تعارضات جدی در حوزه واردات و تعرفه گذاری، گسست در فرایند یکپارچه تنظیم بازار و افزایش تصدی های دولتی و چندپاره شدن نظام تصمیم گیری در بخش های تولیدی، افزایش ناهماهنگی ها بروز کند و باید برای آن چاره اندیشی کرد. تجربه هشت سال وزارت  «صنعت، معدن و تجارت» نشان داد که اگر دل در گرو توسعه صنعتی کشور داریم، این آرزو از فراگرد حرکتی بوروکراتیک - ادغام دو وزارتخانه - یا مکانیکی و از بالا به پایین امکان پذیر نیست؛ بلکه از مسیر غلبه گفتار صنعتی در بین دیگر گفتارها و از درون «متنی» منسجم و همبسته، دقیق و همه سونگرانه (استراتژی توسعه صنعتی)، برآمده از خواست ها، ضرورت ها و توانمندی های همه اقشار و پشتوانه اراده اجتماعی محقق می شود؛ «فضا» و «متنی» که حضور و وجودش در حال حاضر محسوس نیست و اراده قدرتمندی برای ایجادش وجود ندارد.