آرشیو چهار‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸، شماره ۵۴۹۹
رسانه: رادیو و تلویزیون
۶

گفت و گو با امین زندگانی، بازیگر سریال مجلس حیرانی که بعد از مدت ها یک نقش خاکستری بازی کرده است

کی گفته کار در تلویزیون بد است؟!

گفتگو: فاطمه عودباشی
چهره معصومی دارد و بیشتر هم نقش های مثبت را بازی می کند. امین زندگانی، هنرمندی که سال 70 و همزمان با ورودش به دانشگاه هنر و تحصیل، فعالیت اش را در عرصه هنر شروع کرده است. آخرین اثر این هنرمند در تلویزیون سریال تلویزیونی خانواده دکتر ماهان بود که اوایل تابستان روی آنتن شبکه دو رفت. او در این سریال نقش یک دامپزشک را بازی می کرد که پناه به یکی از روستاهای شمال پناه برده و زندگی روستایی را به شهر ترجیح داده بود. زندگانی در طول همه این سال ها بیشتر ایفاگر نقش های مثبت بوده و از کارهای تلویزیونی اش می توان به سریال های وکلای جوان، همسفر، نوعروس، طلسم شدگان، قفسی برای پرواز، چرخ فلک، پرستاران، همه چیز آنجاست و... بازی کرده است. با توجه به این که نقش های این بازیگر همیشه مثبت بوده، به همین دلیل کمتر جای کار برایش دارد. اما گاهی هم قرعه نقش های تاریخی نصیب او شده و توانسته هنرش را به رخ مخاطب بکشاند. از جمله نقش های این چنینی این بازیگر می توان به نقش مسلم بن عقیل را در سریال تلویزیونی مختارنامه بازی کرده بود که اتفاقا این نقش مورد توجه مخاطبان هم قرار گرفت. زندگانی در سریال تلویزیونی معصومیت از دست رفته، دیگر اثر داود میرباقری هم ایفاگر یک نقش مثبت به نام زید بود که در این نقش هم درخشید. حالا این هنرمند از چندی پیش مشغول بازی در سریال تلویزیونی مجلس حیرانی به کارگردانی داریوش یاری است. این سریال تلویزیونی برای پخش در ایام اربعین آماده می شود و زندگانی در این سریال نقش فردی به نام بهروز را بازی می کند که داماد خانواده است. البته این نقش مثبت نیست و می توان گفت خاکستری رنگ است. با زندگانی درباره فعالیت هایش و نگاهی که به مقوله بازیگری دارد به گپ و گفت نشستیم که در ادامه می خوانید.
   اگر قرار باشد کارنامه هنری تان را بررسی کنید، فکر می کنید در کدام نقطه ایستاده اید؟

این سوالی است که ترجیح می دهم هیچ وقت از خودم نپرسم!

   چرا؟ به هر حال هر فردی در خلوت و تنهایی هایش، خودش را ارزیابی می کند.

خب برای پاسخ به این سوال باید از چند زاویه نگاه کرد؛ دیدگاه مردم، نگاه تخصصی و تمایل شخصی. از لحاظ شخصی جایگاه خاصی ندارم. هر آدم دیگری هم این پروسه را طی می کرد و با کمی از وسواس هایی که من دارم، همین جا بود. حالا اینجا کجاست؟ باید بگویم که نمی دانم!

از بابت شهرت هم باید بگویم که مردم محبت دارند. نمی گویم آدم مشهوری هستم! ولی لطف مردم نشان می دهد که مهر و محبت نسبت به من دارند. از لحاظ جایگاه شغلی هم باید نگاهی به انتخاب های جدیدم داشته باشید. همیشه سعی کرده ام استانداردهای خودم را داشته باشم. بازی در سینما، تلویزیون و نمایش خانگی فرقی نمی کند و باید تاکید کنم که هیچ کدام از آنها به دیگری برایم ارجحیت ندارد.  الان مد شده که عده ای بگویند که کار در تلویزیون خوب نیست! حالا من سوالم از این دوستان این است که اگر تلویزیون بد است، سینما به چه دلیلی خوب است؟ شاید هم ما بی خبریم که محصولات سینما و نمایش خانگی جای دیگری ساخته می شود؟ شاید هم قاچاق است و مسافران می آورند! (با خنده)

اگر کار ما فرهنگی است، بنابراین آنچه اهمیت دارد خروجی کارمان است که تلویزیون، سینما و نمایش خانگی قوانین خودشان را دارند. حالا درست یا غلط من اظهارنظر نمی کنم. اما در مجموع همیشه استانداردهای خودم را برای کار دارم.

   شما از آن دست بازیگرانی هستید که چهره مثبت و معصوم دارید و اکثر مواقع نقش های مثبت هم بازی می کنید. این برایتان آزاردهنده نیست که نقش های منفی یا به قول معروف چرک به شما پیشنهاد نشده است؟

نمی دانم، اما گاهی هم پیش آمده نقش منفی در سینما و تلویزیون بازی کرده ام و منتقدان هم معتقد بودند که اتفاقا با نقش هم ارتباط خوبی برقرار کرده ام. معمولا انتخاب های اول، اساسی می شود برای دیگر امتحانات. وقتی بازیگری امتحانش را درست پس می دهد، بقیه پیشنهادها هم به این سمت حرکت می کند.

   خب همین نگاه باعث می شود که بازی های بازیگر به سمت کلیشه شدن می رود. این مساله باعث نمی شود شما هم فکر کنید برچسب کلیشه شدن به شما زده می شود؟

در دنیا هم همین طور است. وقتی بازیگری در نقشی خوب ظاهر می شود، بقیه پیشنهادها هم در همین مسیر خواهد بود. حال کار بازیگر این است که متفاوت نقش های مثبت یا منفی را بازی کند که از برچسب کلیشه بودن رها شود. وقتی ما یک شکل بازی کنیم، معلوم است که درجا می زنیم.

   شما چطور؟ آیا درجا می زنید؟

من تلاشم را می کنم که این اتفاق برایم نیفتد. چون بزرگ ترین سم در مانا شدن، درجا زدن است. ضمن این که باید قبول کنیم که همیشه چهره هایی که معصوم یا مثبت است برای نقش های مثبت خوب نیست. سوال من این هست مگر همه کلاهبرداران چهره های خشن دارند؟

اتفاقا وقتی از شاکیان سوال پرسیده می شود که چطور به آن آقای کلاهبردار اعتماد کردید، پاسخ می دهد که حرف زدن، رفتار و چهره اش به گونه ای بود که اعتماد کرده است. باید این کلیشه را بشکنیم که کلاهبرداران چهره های خشن، صدای زشت و بازی درشت دارند. این اشتباه است. باید از چنین چیزهایی فاصله بگیریم.

دلیل این که ما در کلیشه ها باقی ماندیم این است که در مباحث فرهنگی جرات و سواد ریسک نداریم. به همین دلیل پیشنهادهای تکراری به بازیگران می شود.

   پس از سر ناچاری تن به پیشنهادهای تکراری می دهید؟

بله. طبیعی است که از ده کار برای ادامه حیات شغلی ام، انتخاب می کنم، اما همیشه سعی می کنم که نقش مثبتی که می پذیرم با نقش قبلی ام تفاوت داشته باشد.

امواج سریال های ماهواره ای

امین زندگانی که این روزها مشغول بازی درسریال تلویزیونی مجلس حیرانی است و نقش بهروز را بازی می کند که خاکستری رنگ است، می گوید: ساخت سریال های تلویزیونی خوب در ایران کار دشواری است، چون باید سازندگان با مسائل مالی دست و پنجه نرم کنند. ضمن این که رقبای سریال های داخلی، سریال های شبکه های ماهواره ای است که هر کدام امواج و رنگ و لعابشان متفاوت است. وی ادامه می دهد: حال چه خوشمان بیاید و چه بدمان بیاید چنین سریال هایی ساخته می شود و برخی از آنها هم خوب هستند. البته منظورم از خوب بودن، سوء تفاهم نشود، بلکه معتقدم که آنها چون امکانات مالی گسترده ای در اختیار دارند، طبیعی است که بتوانند آثار خوبی هم تولید کنند که متناسب با فرهنگ و جامعه خودشان باشند. بنابراین ساخت آثار خوب در ایران با وجود چنین رقبایی سخت بوده و به هیچ وجه کار راحتی نیست. البته به این مبحث اعتقاد دارم که در حال حاضر کارهای خوبی ساخته می شود و پیشرفت های خوبی حاصل شده است.

یک زوج خوشبخت

در شرایطی که افکار عمومی تصور می کنند زوج های سینمایی مدام با یکدیگر اختلاف و کشمکش دارند؛ ولی واقعیت چیز دیگری است و هستند زوج هایی که در کمال آرامش و صمیمیت با هم زیر یک سقف زندگی می کنند. یکی از این زوج ها هم امین زندگانی و الیکا عبدالرزاقی است. ضمن این که هر دو کارهای همدیگر را دنبال می کنند، حتی در مصاحبه هایشان بارها به این مساله تاکید کرده اند که نسبت به کار همدیگر هم نقد دارند.  ممکن است برخی حال و حوصله نقد شنیدن از خودشان را نداشته باشند، اما این زوج هنری با توجه به اعتمادی که به هم دارند و صرف این که زن و شوهر هستند، بینشان رفاقتی وجود دارد که باعث می شود با کمال میل پذیرای نقد یکدیگر هم باشند. ضمن این که در مصاحبه هایشان تاکید کرده اند که وقتی از هم مشورت می گیرند، نظراتشان را به همدیگر تحمیل نمی کنند، بلکه تلاش دارند تجربیاتشان را در اختیار همدیگر قرار بدهند.