آرشیو سه‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۳۸
سیاست
۶

آینه

کیهان: ائتلاف یا اختلاف: نقطه صفر مرزی!

محمد ایمانی: آذر 94  دبیرکل یک حزب اشرافی در مصاحبه با روزنامه «شرق»، از سربازگیری سخن گفت و با نام بردن از برخی اصولگرایان تصریح کرد «دولت از طرف مقابل یارگیری می کند. در برجام، برخی از دوستانی که در انتخابات، مقابل روحانی یا رقیب او بودند، الان به نوعی حامی هستند. در مجموع بازی طرفداران دولت به واسطه همین سربازگیری از جبهه مقابل بوده و در مجلس نیز همین اتفاق می افتد». همچنین 21 شهریور 95، نشریه «صدا» به قلم «عباس-ع» نوشت «مهم ترین هدف اصلاح طلبان، تعمیق شکاف در حاکمیت است. مهم ترین عاملی که در شرایط کنونی به عنوان پیشران فرآیند ما عمل خواهد کرد، جلوگیری از وحدت اصولگرایان تندرو با سایر اصولگرایان است. نهایی کردن شکاف میان جناح حاکم، به لحاظ تاریخی مهم است. اصلاح طلبان باید نقش گوه را بازی و این شکاف را به جدایی کامل برسانند». نکته تلخ اینکه سخنگوی حزب اشرافی، اخیرا درباره همان افراد یارگیری شده گفت «روی اسب بازنده در انتخابات آینده شرط بندی نمی کنیم»! نقابداران بی اعتقاد به انقلاب، غیر از یارگیری مذکور، دامن زدن به منازعات میان طیف های انقلابی را ولو با واسطه پی می گیرند. نمی خواهیم ادعا کنیم هر اختلاف نظری محصول نفوذ است. تفاوت نگرش و تحلیل در بسیاری از موارد، اقتضای آزاداندیشی است و چه بسا در صورت تدبیر، از متن آن، امکانات تازه بجوشد. اما اختلافاتی که به حرمت شکنی، فرسایش یکدیگر و غفلت از اولویت ها منتهی شود یا مانند زخمی مزمن تداوم یابد، نه مبارک است و نه طبیعی. و چون از مدار انصاف و مصلحت خارج شده، مستقیم یا غیرمستقیم مورد طمع اغیار است. یا روزنه تحریک هیجان های منفی را باز می کند.

دنیای اقتصاد: کدام لنگر پولی؟

علی رضاییان: پیروی از نسخه پول گرایان و سیطره بانک مرکزی بر رشد پول، عملا از دهه 1980، معضل تورم به بیماری پیش پا افتاده ای بدل شد. واقعیت آن است که افتخار حل این پدیده از آن کسانی است که معتقد به لنگر پولی بودند و امروز نسخه آنها چارچوب قدیمی در سیاست گذاری پولی است. لب کلام پول گرایان و در صدر آنها میلتون فریدمن آن بود که رابطه پایداری بین تورم و پول وجود دارد، بنابراین اگر می خواهیم تورم را کنترل کنیم باید رشد پول را مهار کنیم. اما شاید در نگاه اول پول مفهوم ساده ای داشته باشد، ولی در بعد سیاست گذاری اینکه چه پولی باید لنگر باشد، موضوع بسیاری از مقالات در ادبیات موضوعی حول محور تورم است. پول وسیله مبادله است، بنابراین اگر قرار است متغیری از کل های پولی چون پایه پولی، پول محدود یا پول گسترده (نقدینگی) مورد هدف قرار گیرد، آن متغیری مناسب است که این نقش را بازی می کند... در چارچوب اقتصاد ایران به نظر می رسد پول بهتر از نقدینگی توان توضیح نوسانات تورم را دارد و تابع تقاضای آن نیز برای دوره های بیشتری باثبات است و در عین حال نقش وسیله مبادله را بهتر ایفا می کند. از این رو در چارچوب لنگر پولی این متغیر باید مورد هدف سیاست گذار قرار گیرد... اگرچه پول گرایان با تاکید بر لنگر پولی توانستند معضل تورم را حل کنند، اما از آن سو باید پذیرفت که چارچوب هدف گذاری تورمی و ابزار نرخ بهره سیاستی توانسته از این دستاورد برای نزدیک به سه دهه محافظت کند و جای بسی شعف است که ما نیز به این نوع کلوب سیاست گذاری نزدیک می شویم.

قدس: افغانستان و فرصت های از دست رفته

میراحمد رضا مشرف: توجه به وضعیت فعلی افغانستان و انتخاباتی که اکنون ناامیدانه و در شرایط بد امنیتی و اختلافات عمیق سیاسی برگزار می شود، شاید بسیاری به استفان هارپر حق دهند که چنین جمله ای را بر زبان آورد و یا با او هم عقیده باشند که سرنوشت این سرزمین و مردم آن با جنگ و خونریزی عجین شده است. اما به نظر می رسد آن ها فراموش کرده اند که 15 سال پیش در چنین روزهایی  و در آستانه نخستین دوره انتخابات ریاست جمهوری در تاریخ افغانستان، هر ناظری می توانست شور و شعف وصف ناشدنی و در عین حال اتحاد و همدلی بی سابقه میان مردم این سرزمین را گواهی دهد. در آن هنگام خوش بینی و امیدواری در میان پیر و جوان موج می زد و کسی به خود اجازه نمی داد با چنین تعبیرها و یا با عینک بدبینی به آینده نگاه کند. نکته جالب دیگر را یکی از نویسندگان غربی مطرح می کند، آنجا که وی از صبر و بردباری مردم افغانستان در برابر حضور نیروهای خارجی در کشورشان اظهار شگفتی می کند. در هر حال همه این ها نشان می دهد که عزم مردم افغانستان برای حمایت از برقراری صلح و ثبات در کشورشان جدی بوده و هیچ کس حامی آنچه که هارپر آن را شورش ابدی می نامد، نبوده است. اکنون باید دید که چرا این عزم و اراده و خواست عمومی کم رنگ شده و جای خود را به تردید، بدگمانی و اختلاف داده است. هر چند که بخش مهمی از این سوال را باید دولت مردان و سیاست مداران افغانستان پاسخ دهند، اما قسمت عمده ای از آن را باید متوجه عملکرد جامعه جهانی و به خصوص آمریکا و جهان غرب دانست.