آرشیو سه‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۳۸
جهان
۷

ائتلاف منطقه ای ترامپ رو به سستی

خاویر سولانا

دوم اکتبر یک سال از قتل وحشیانه جمال خاشقجی، روزنامه نگار عربستانی، در استانبول می گذرد. در ماه ژوئن امسال، گزارش سازمان ملل منتشر شد و این طور نتیجه گیری کرد که عربستان سعودی مسئول مرگ او بوده و «شواهد معتبری» وجود دارد که نشان می دهد محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی  که عملا حاکم این کشور به حساب می آید،  در کشتن خاشقجی در کنسولگری عربستان در استانبول نقش داشته است.

از همین رو تعجبی ندارد که وجهه بین المللی عربستان سعودی در 12 ماه گذشته خدشه دار شده باشد. ولی این نکته هم تعجبی ندارد؛ وقتی توفانی که با قتل خاشقجی به راه افتاد تمام شد، برخی پویایی های منطقه ای آشنا بار دیگر خودشان را نشان دادند. مهم ترین شکست های رژیم سعودی در یک سال گذشته مربوط به جنگ جاری در یمن بوده که یکی از عمده ترین نمایش های درگیری منطقه ای بین عربستان سعودی و ایران به شمار می رود. از آغاز سال 2019 تاکنون، کنگره ایالات متحده چندین قطع نامه با موافقت دو حزب تصویب کرده که هدف آنها دورکردن ایالات متحده از مداخله به رهبری عربستان در یمن بوده است، مداخله ای که با تحریک خود ولیعهد صورت گرفت. گرچه دونالد ترامپ، رئیس جمهوری ایالات متحده، این قطع نامه ها را وتو کرد ولی این تحرکات از سوی کنگره نشان می دهد که تحمل طبقه سیاسی آمریکا نسبت به جنایات رژیم سعودی، به ویژه پس از قتل خاشقجی، رو به کاهش است.  

امارات متحده عربی هم به همین ترتیب در فکر هزینه هایی است که به خاطر هم پیمانی نزدیک با عربستان سعودی متحمل می شود و با هدف کاهش تنش با ایران، به عقب نشینی اکثر نیروهای نظامی اش از یمن روی آورده است. به طرز حیرت انگیزی، جدایی طلبان جنوبی یمن که مورد حمایت امارات متحده اند اخیرا پایتخت موقت این کشور را از دست نیروهای وفادار به دولت عبد ربه منصور هادی، رئیس جمهوری تحت حمایت عربستان سعودی، درآوردند. هرچند بعید است که اقدامات امارات متحده حاکی از یک تغییر استراتژیک اساسی باشد ولی معلوم است که رژیم سعودی منزوی تر و ضعیف تر از قبل شده است.

مهم تر از همه اینها، اخیرا حمله ای جنجالی به دو پالایشگاه متعلق به شرکت نفتی دولتی عربستان سعودی موسوم به آرامکو صورت گرفت. گرچه حوثی های یمن مسئولیت این حمله را برعهده گرفتند، اعضای برجسته دولت ترامپ ایران را به مداخله مستقیم در این حمله متهم کرده اند. این حملات تقریبا نیمی از تولیدات نفتی عربستان سعودی را تحت تاثیر قرار داد و موجب افزایش چشمگیر قیمت نفت شد. این مجموعه شکست ها باید عربستان سعودی را به بازنگری در مداخله اش در یمن وادارد؛ یک شکست سنگین در حوزه سیاست خارجی که عواقب انسان دوستانه تراژیکی به دنبال داشته است. ولی همه 12 ماه گذشته هم حاوی خبرهای بد برای عربستان سعودی نبوده است. با وجود تاخیر برنامه های دولت عربستان برای قراردادن شرکت آرامکو در بازارهای سهام، نشانه های واضحی وجود داشته مبنی بر اینکه این رژیم اعتماد سرمایه گذاران را حفظ کرده است. در همین حال ولیعهد عربستان سعودی شرکای نزدیک خود را در راس شرکت آرامکو و وزارت انرژی قرار داده است. برای اولین بار، این وزارتخانه از سوی یکی از اعضای خاندان سلطنتی سعودی هدایت می شود (برادرخوانده ولیعهد عربستان).

علاوه بر این، روابط عربستان سعودی و دولت ترامپ همچنان گرم باقی مانده است. گرچه اتحاد عربستان و ایالات متحده قدمتی 75ساله دارد، همه روسای جمهوری ایالات متحده این چنین دلبسته این رابطه نبوده اند. برای مثال، باراک اوباما از ائتلاف به رهبری عربستان در یمن حمایت کرد ولی روی توافق هسته ای سال 2015 با ایران سرمایه گذاری زیادی کرد، همان توافقی که عربستان سعودی مخالف آن بود. با این حال، ترامپ نه تنها با خارج کردن آمریکا از این توافق تلاش کرد آن را برهم بزند، بلکه برای تغییر بدترین موارد سیاست خارجی ولیعهد عربستان هم کوششی نکرد.  

یک رهبر منطقه ای دیگر هم هست که دست کم تاکنون از همدستی کامل ترامپ بهره مند بوده است: بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل. در آستانه انتخابات اخیر اسرائیل، ترامپ سرگرم پیشنهاد توافق دفاعی مشترک با نتانیاهو بود. در همین حال، نتانیاهو وعده هایش برای الحاق بخش هایی از کرانه باختری را افزایش داد که گواه دیگری بود بر تحقیر قوانین بین المللی از سوی نتانیاهو. با این حال، حمایت ترامپ این بار کمتر بود و تاکتیک لحظه آخری نتانیاهو هم جواب نداد: حزب لیکود به رهبری او نسبت به انتخابات پنج ماه پیش کرسی های کمتری به دست آورد و آینده سیاسی او نامشخص شد.

گرچه برخی ممکن است اظهارات متهورانه نتانیاهو را صرفا تبلیغاتی انتخاباتی برای دورکردن توجه ها از چندین مورد اتهام فساد علیه او بدانند، ولی واقعیت این است که توسعه گرایی و تهاجم از اصول اصلی سیاست منطقه ای او بوده است. اخیرا، اسرائیل و ایران در سوریه و لبنان درگیری های مستقیم و غیرمستقیمی داشته اند. اوضاع به ویژه در لبنان بی ثبات است؛ اسرائیل و حزب الله از خظ قرمزها عبور کرده اند، امری که خطر درگیری رودرروی دیگری را افزایش می دهد که می تواند به سرتاسر منطقه سرایت کند.

با این حال، ترامپ نمی خواهد تا قبل از انتخابات ریاست جمهوری سال 2020 در درگیری های خارجی زیادی مشارکت کند. در واقع، او به فکر مذاکره با ایران است. اما اگر قرار باشد رابطه نزدیک با ایران شانس موفقیت داشته باشد، ترامپ باید از رویکرد خودنمایانه و شخصی محوری که در قبال کیم جونگ اون رهبر کره شمالی در پیش گرفته، اجتناب کند. در ضمن، او باید از ادامه سیاست های متناقض دست بردارد.