آرشیو سه‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۳۸
اندیشه
۸
مرور

اخلاق جماعت گرا

السدیر مک اینتایر (زاده 12 ژانویه 1929، گلاسکو، اسکاتلند) از متفکران برجسته جماعت گرا است. ایده اصلی جماعت گرایان تکیه بر اخلاق عملی و نظری در جهان معاصر است. جماعت گرایان به عنوان جدی ترین منتقدان لیبرالیسم در فلسفه سیاسی معاصر بر اصالت و ارزش جامعه در برابر فرد تاکید زیادی دارند. جماعت گرایان بر این باورند که نظریه های لیبرالی ارزش زیادی برای فرد قائل است و نسبت به جایگاه «جماعت» و «اجتماع» در تحقق استعدادهای افراد بی توجه است. آنها با اشاره به تناقض ساختاری لیبرالیسم نشان می دهند لیبرال ها در عین اینکه هر فردی را تشویق می کنند تا درون ساختاری سیاسی حق و خیر خود را تعریف و دنبال کند، اما از نقش مهمی که ساختار سیاسی در تعریف حق و خیر دارد می گذرند. همچنین اگر لیبرال ها نقش دولت را به گونه ای تعریف می کنند که تقویت کننده آزادی مردم باشد، در نظر جماعت گرایان، نقش اصلی دولت تضمین سلامت و رفاه زندگی جماعتی است که امکان شکوفایی همگان و به دست آمدن همه خیرهای انسانی را فراهم می آورد.

اخیرا کتاب «جماعت گرایی، فضیلت محوری و سیاست» در شناخت فلسفه سیاسی مک اینتایر به قلم مختار نوری و با مقدمه فرهنگ رجایی منتشر شده است. موضوع اصلی این کتاب نقدهای جماعت گرایانه مک اینتایر نسبت به ابعاد اخلاقی و سیاسی مدرنیته است. مک اینتایر بحران دنیای مدرن را بحران اخلاقی می داند. بر اساس تحلیل او اخلاق در جهان امروز در وضعیت نابسامانی قرار دارد و دلیل عمده آن سیطره لیبرالیسم فردگرایانه است. راهی که مک اینتایر پیشنهاد می کند بازگشت به سنت ارسطویی است. او این تفکر را در کتاب «در پی فضیلت» (1981) آغاز کرده بود که از آثار اصلی جماعت گرایان است و تاکنون بیش از 170 بار در جهان انگلیسی زبان تجدید چاپ شده است. مک اینتایر «در پی فضیلت» را با دعوت خوانندگان به تصور یک دنیای خیالی آغاز می کند و هشدار می دهد تا آثار مخربی مانند آلودگی های زیست محیطی، فجایع ناشی از کاربرد علم ژنتیک، آلودگی و مضرات نیروگاه های هسته ای و غیره را که فردگرایی، علم گرایی، تکنولوژی و سرمایه داری مدرن در دنیای معاصر بر جای گذارده اند را در نظر بگیریم. در کتاب اخیر نیز مک اینتایر این مبحث را مطرح می کند که نظام های سیاسی دنیای مدرن دچار یک بحران اخلاقی شده اند که او آن را «بحران اخلاقی عاطفه گرایی» می نامد. از نگاه این متفکر، انحطاط اخلاقی با رویگردانی از ارسطو در یک سیر قهقرایی از عصر روشنگری آغاز شده و تاکنون ادامه دارد. مک اینتایر با تصویر نظام اخلاقی و فکری دنیای مدرن به منزله یک کل، به سراسر آن نقدهای ویرانگری وارد می سازد. او معضل اصلی دولت سرمایه داری مدرن را وضعیتی می داند که بنابر اصطلاحات ارسطویی «حرص و طمع» نامیده می شود. میل به داشتن هرچه بیشتر کالا و ابزار پایه اصلی اقتصاد مصرفی و سرمایه داری معاصر است و دولت مدرن در خدمت نیروهای مسلط در چنین اقتصادی عمل می کند. راه حل مک اینتایر برای رهایی از بحران اخلاقی دنیای مدرن که ریشه های آن را در فردگرایی افراطی لیبرال و اخلاق سودمندگرا جست وجو می کند، بازگشت به فضائل موجود در فلسفه اخلاقی و فضیلت محور ارسطویی است. تاکید او بر اهمیت نیروهای اجتماعی، جماعت و پیوندهای اجتماعی است که در ایدئولوژی های فردگرایانه لیبرالی غایب است. اگر لیبرال ها مهم ترین ارزش های سیاسی را آزادی می دانند، جماعت گرایان بر ارزش های دیگر با اهمیت بیشتری تاکید دارند. جماعت گرایان مشکل لیبرال ها را در اتکای ظاهری آنها به عقل می دانند، در اینکه برداشت آنها از عقل جدا از سنت های اجتماعی است و در خلا عمل می کند و به همین دلیل در عمل هیچ ارتباطی با دلمشغولی ها، فرضیات، اهداف، آرزوها و نظام های عقیدتی واقعی در اجتماع ندارد. جماعت گرایان تاکید دارند از طریق گفتاری که برگرفته از فرهنگ جماعت است می توان راهی به سوی هماهنگی اجتماعی یافت. از نظر مک اینتایر نظام سرمایه داری ساختار و ماهیت جوامع مختلف و زندگی شهروندان را در روند تحقق بخشیدن به یک زندگی فضیلت مندانه با آسیب هایی جدی مواجه کرده است. از این رو، در آثارش تلاش می کند ضمن شناخت وضع نابسامان موجود، راهکاری برای حل و فصل مسائل و معضلات ناشی از مدرنیته معرفی کند. انسان معاصر باید از فردگرایی افراطی و زیاده طلبانه در جوامع سرمایه داری مدرن به سوی ساختارهای همبستگی جمعی، خواه قدیمی، خواه جدید، حرکت کند و پروژه او پیگیری رهایی بخشی انسان معاصر از چنین وضعیت نابسامانی است. اگرچه این اندیشمند جماعت گرا با نقدهای نیچه به مدرنیته و با آسیب شناسی اخلاق او از تجدد همدلی دارد، اما در نهایت راه حل او ناظر بر بازگشت به اخلاق فضیلت محور است. اخلاقی که بیش از هر جا در یونان باستان و بیش از هر متفکر دیگری توسط ارسطو نظریه پردازی شده بود.