آرشیو چهار‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸، شماره ۵۴۹۹
فرهنگ
۹

تیم سرکوب دریا بندری در نجف!

دکتر صابر محمدی

یکی از کاربران اسرائیلی توییتر، فهرستی از نام مترجمان ایرانی ادبیات و فلسفه را منتشر کرده و مدعی شده آنها فرماندهان نظامی ایران علیه معترضان عراق بوده اند؛ از جمله نجف دریابندری که سال هاست در بستر بیماری است و ابراهیم یونسی و مهدی سحابی که سال هاست درگذشته اند!

  لابد می دانید که عراق، چند روزی صحنه درگیری های خیابانی بود و در این میان ادعاهای دروغینی هم مبنی بر حضور ایرانیان بین نیروهای ضد شورش شنیده شد. ما در این گزارش، کاری با این گزاره نداریم چرا که طبعا بررسی چنین ماجرایی به ما در صفحات ادبیات و هنر ارتباطی ندارد. اما انتشار یک توییت، ماجرا را به زمین ما هم کشانده است. به زمین ما در ادبیات و فلسفه. آن هم به صورت تخصصی و مشخصا در حوزه ترجمه متون ادبیات داستانی جهان و ترجمه متون فلسفی معاصر! دوست دارم ماجرا را به تعویق بیندازم تا همین طور فکری شوید که واقعا غوغاهای خیابانی عراق، چه ربطی به ترجمه متون فلسفی و داستانی در ایران دارد و بین این دو چه ربط وثیقی می توان پیدا کرد. راستش را بخواهید، حتی اگر اصل ماجرا را هم برای تان تعریف کنم، این پرسشتان پاسخی نخواهد یافت و به قوت خود باقی خواهد ماند. در این رابطه جز گمانه زنی چه می توانیم بکنیم؟ البته این را هم بگوییم؛ جز گمانه زنی، حسابی می توانیم بخندیم، هم به اصل ماجرا هم به واکنش هایی که برانگیخته است. ناامید نشوید، عجله هم نکنید، این گزارش را بخوانید.

ماجرا از چه قرار است؟

دیروز عرفان خسروی که او را به عنوان دیرینه شناس و جانورشناس می شناسیم، تصویری در توییتر منتشر کرد که خودش آن را از یک توییت عربی ثبت کرده بود. توییت مربوط بود به مردی که «مهدی مجید» نام داشت. او در توییتش که آن را به عنوان «ویژه و انحصاری» معرفی کرده و آن طور که ادعا کرده به نقل از «منبع امنیتی خلیجی» نوشته است: «نام فرماندهان گردان های نظامی ایرانی که تظاهرکنندگان عراقی را می کشند و به زودی تصویرشان را به خاطر این جرم مشهود منتشر می کنیم: نجف دریابندری، بابک احمدی، پیام یزدانجو، سروش حبیبی، ابراهیم یونسی، رضا رضایی، مهدی سحابی، داریوش آشوری، صالح حسینی، بهرنگ رجبی و طهورا آیتی».

البته حالا اگر به صفحه مهدی مجید در توییتر سر بزنید، این توییت را نمی یابید. لابد به او رسانده اند که چه اشتباه خنده داری کرده و حالا او آن را از صفحه اش پاک کرده است.

نجف در نجف، ابراهیم در ذیقار

راستی، آقای نجف دریابندری عزیز، مگر نانتان نبود، آبتان نبود. چه شد که پس از عمری زندگی در لوای کلمه بدین جا رسیدید؟ مگر ارنست همینگوی، که مترجم دربست آثارش در ایران بودید، کم گذاشت برای شهرتتان که آخر عمری دست به دامان نظامی ها شدید؟ [البته عمرتان دراز باد، اما خب آدم را عصبانی می کنید با این کارهای تان]. از شما دیگر واقعا انتظار نداشتیم که قلم بر زمین نهاده و باتوم به دست بگیرید بیفتید به جان ملت دوست و همسایه. شما در نجف چه می کنید این روزها؟

آقای ابراهیم یونسی عزیز، ما تا حالا فکر می کردیم آن پیکری که آن صبح سرد بهمن ماه سال 1390 گذاشتیمش در سینه قبرستان، خودتان بوده اید. خب چرا باید کنکاش می کردیم، فکر کردیم واقعا درگذشته اید دیگر. دو سال آخر هم آلزایمر، شما را از ما گرفته بود و کجا می توانستیم فکر کنیم در همه این سال ها به ما دروغ گفته اید و رفته اید پیوسته اید به گردان های نظامی در ذیقار عراق. واقعا دلتان می آمد چنین شوکی را به ما وارد کنید. ناسلامتی بسیاری از داستا نویس های ما، نوشتن را با کتاب «هنر داستان نویسی» شما یاد گرفته اند و حالا اگر این خبر به گوش شان برسد چقدر بی اعتماد می شوند به هر آن چه خوانده اند و نوشته اند. البته تقصیر شما نیست؛ ما زیادی ساده ایم که یادمان نبود شما خودتان از افسران بازمانده شبکه نظامی یک حزب معروف در سال های پیش از کودتای مرداد 32 بوده اید و لابد فیلتان یاد هندوستان کرده است بعد از مرگ و این بار به جبهه متخاصم پیوسته اید.

همین ناباوری را می توانم در خطاب قراردادن دیگر اسامی این فهرست نیز مطرح کنم. به رضا رضایی چه بگویم با آن همه ترجمه اش؛ به خصوص آن یکی که هم اسم کتاب یونسی، «هنر داستان نو یسی» بود از دیوید لاج و چقدر خودم یاد گرفتم ازش. به بابک احمدی چه بگویم که سال ها در برهوت متون نظری در حوزه های نشانه شناسی و فلسفه هنر و به ویژه هرمنوتیک تنها منابع مان را نوشته بود. همه این ها را اگر توانستم با خودم حلاجی کنم، مهدی سحابی را کجای دلم بگذارم. آقاجان شما را با آن سبیل های نازنین تان چه به اسلحه، آن هم 11 سال پس از مرگتان در پاریس؟

من، سلطان سوتی، از اورشلیم!

خب حالا اگر شما هم مثل ما یک دل سیر خندیده اید به این سوتی وحشتناک این کاربر توییتر، برویم ببینیم او کیست؟ مهدی مجید که احتمالا یکی از همین رفقای علاقه مند خودمان به ادبیات و فلسفه سر کارش گذاشته و این فهرست را در اختیارش گذاشته، خودش را در توییتر این طور معرفی کرده: «نویسنده، روزنامه نگار و عضو سازمان جهانی صهیونیسم». اسرائیلی و یهودی است و توییت هایش او را بیشتر در اورشلیم نشان می دهند. در آخرین توییتی که پس از پاک کردن همین توییت مورد اشاره ما درباره مترجمان ایرانی منتشر کرده به 993 دنبال کننده اش وعده می دهد که به زودی، بسیاری از اخبار پشت پرده درباره حضور تروریست ها در منطقه را منتشر می کند. او در این ویدئوی کوتاه می گوید کلی نام جدید افشا خواهد کرد. دوست عزیز، جسارتا فقط لطف کنید در توییت بعدی، همین میزان از نمک را رعایت کنید. این بار می توانید سراغ شاعران ایرانی بروید مثلا!

واکنش ها
ابراهیم گلستان هنوز شناسایی نشده!

عرفان خسروی، توییت مهدی مجید را ترجمه و بازنشر کرده و حسابی موجبات انبساط خاطر کاربران ایرانی توییتر را فراهم آورده است. آنها کلی با این ماجرا شوخی کرده و حتی پای ابراهیم گلستان، محمد قاضی، گلی ترقی، و منیرو روانی پور را به ماجرای عراق باز کرده اند. اما اجازه بدهید کامنت منتخب ما در این میان، کامنت چهارم باشد: «چنین کنند بزرگان» که نام کتابی از نجف دریابندری هم هست.