آرشیو سه‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۳۸
هنر
۱۰
غرامت مضاعف

نگاهی به فعالیت های هنری

فرانک آرتا
کدام تحول؟ با چه ابعادی؟

به تازگی با نزدیک شدن به زمان برگزاری «جشنواره جهانی رشد» شاهد ارسال انواع خبر از سوی روابط عمومی محترم این جشنواره هستیم. جشنواره رشد سال هاست که برگزار می شود و در سال جاری هم قرار است چهل و نهمین دوره خود را برگزار کند؛ اما جالب است که تاکنون خروجی دقیق و موثر آن چندان مشخص نیست! شگفت انگیز این است که جشنواره ای با این همه قدمت، عنوان «بین المللی» را یدک می کشد و تازه نشان «رشد» بر تارک خود دارد؛ اما از هیچ کدام از عناوینش طرفی نبسته است! مگر می شود جشنواره ای میوه ای ندهد و بعد برگزارکنندگان آن با کلی تحسین و ذکر خاطره به استقبالش بروند؟ مثلا در شهریور سال جاری نخستین نشست هم اندیشی «در آستانه 50سالگی» جشنواره بین المللی فیلم رشد در موزه سینمای ایران برپا شد و طبق گزارش رسمی سایت جشنواره: «وحید گلستان»، دبیر جشنواره به میهمانان خوشامد گفت و ابعاد تحول همه جانبه! در جشنواره فیلم های آموزشی و تربیتی را تشریح کرد و حاضران جلسه را به همیاری برای تنظیم برنامه های عملی این تحول دعوت کرد و در ادامه احمد وحدت، دبیر 11 دوره جشنواره در سال های پیش از انقلاب ضمن بیان مستنداتی درباره پایه گذاری این رویداد در 46 سال پیش، به برخی ویژگی های تاریخی! آن نیز اشاره کرد. جالب توجه این است که او یادآور شد این جشنواره نخستین جشنواره سینمایی آن هم از نوع بین المللی! در ایران است و...!. چقدر خوب بود که در پایان این هم اندیشی مسئولان مربوطه دقیقا توضیح می دادند که در این جشنواره کدام تحول؟ و در چه ابعادی؟ عملی شده است که ما از آن بی خبریم!

 
به نام موبایل به کام فیلم سازی

پنجشنبه گذشته «امیر تاجیک» که روزگاری به عنوان مدیر جوان شبکه مستند سیما مشغول به کار بود و فیلم های فیلم سازان را رصد می کرد، مستند جدید خود با عنوان «سکوهای امن افغانستان» را در «کافه افغانستانی ها»ی مقیم تهران رونمایی کرد. این فیلم نیمه بلند که با موبایل ساخته شده، بخشی از فضای حاکم و فرهنگ افغانستان امروز را به تصویر می کشد. هرچند که فیلم قرار است گزارشی از بازی فوتبال لیگ برتر افغانستان بدهد؛ اما قبل از آن جو حاکم بر زندگی مردم کابل را مورد توجه قرار می دهد. نکته جالب این است که متخصصان و کارشناسان فوتبال افغانستان، سریال های ایرانی و مسائل و افراد فوتبال ایران را به شکل دقیقی دنبال می کنند؛ مثلا از عادل فردوسی پور یادی می کنند و نگران هستند که چرا دیگر گزارش نمی کند! از زمان پخش فلان سریال خبر دارند و از برخی از هنرمندان، بازیگران و بازیکنان ایرانی به نیکی یاد می کنند. چنین فکت هایی در این فیلم، توجه مخاطبان را به نکات کلیدی جلب می کند؛ اول اینکه افغانستان به عنوان کشوری که قبلا جزء خاک ایران بود و دارای اشتراکات وسیع فرهنگی است، می تواند به قطب فرهنگی پخش محصولات فرهنگی-هنری ایران تبدیل شود. البته قبلا چنین ارتباطاتی وجود داشته؛ اما می توان حیطه این حرکات را به شکل تخصصی تر گسترش داد و مستندسازان ایرانی درباره ظرفیت های بالقوه این اشتراکات فیلم بسازند تا براساس آن تصمیمات فرهنگی به روزتری اتخاذ شود و به نوعی به عطش مخاطبان افغانستانی پاسخ درخور و شایسته تری بدهند. نکته دوم این است که با گسترش فناوری و کوچک تر شدن وسایل ارتباطی - دیگر از تلفن ها و دوربین های بزرگ تصویربرداری و... خبری نیست - می توان فیلم های موثری ساخت و با این رویکرد که رسانه، پیام است، می توان با کمترین هزینه، فیلم های دغدغه مندی درست کرد. سوم اینکه گسترش فضاهای مجازی، ظرفیت های نوینی برای پخش آثار را در  اختیار فیلم سازان قرار داده و با توجه به اینکه «امپراتوری رسانه ها در شکل قدیمی اش پایان یافته» به راحتی می توان با آپلود یک فیلم موبایلی در فضای کوچک سایبری، حرکت مهمی را رقم زد. به عبارت دیگر فیلم سازان مجبور نیستند ساعت ها پشت در اتاق یک مدیر به اصطلاح فرهنگی منتظر بمانند تا ایشان اذن ورود دهد! خبر خوب این است که هر فیلم ساز دغدغه مند، پیگیر و دلسوز دیگر «راحت تر» می تواند با مخاطبان واقعی فیلم هایش ارتباط بگیرد و دست آخر اینکه مستند «سکوهای امن افغانستان» در یک «کافه» رونمایی شد! پس می توان فیلم ها را در فضاهای ارزان اکران کرد... .