آرشیو سه‌شنبه ۹ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۳۸
حوادث
۱۱

تاجر آهن دست 2 دزد حرفه ای را رو کرد

تاجر آهن وقتی با دو فروشنده میلگرد مواجه شد، فهمید محموله آنها مربوط به پروژه ساخت تونل های جاده هراز است، به همین دلیل ماموران را باخبر کرد.

به گزارش خبرنگار ما، مردی تاجر یک سال قبل به ماموران گزارش داد فروشنده ای برای فروش میلگرد به او مراجعه کرده است و زمانی که او میلگردها را دیده متوجه شده این میلگردها سرقتی است.

این تاجر در توضیح ادعایش گفت: چند روز قبل دو مرد به من مراجعه کردند و گفتند یک تریلی میلگرد دارند که می خواهند آن را زیر قیمت بفروشند. آنها گفتند دو برادر هستند که اختلاف دارند و این میلگردها مال هردوی آنهاست و می خواهند با فروشش هر کدام سهم خود را بردارند و بروند. من هم جرثقیل اجاره و انبار آماده کردم تا میلگردها را بخرم. وقتی میلگردها به انبار من منتقل شد، متوجه شدم آنها دروغ بزرگی به من گفته اند؛ چرا که آنها گفته بودند میلگردها برای ساختمان سازی است اما وقتی میلگردها را دیدم فهمیدم از این میلگردها برای تونل سازی یا ساخت پل هوایی استفاده می شود و اصلا مصرف ساختمانی ندارد و این میلگردها را در واقع فقط دولت یا شرکت هایی که طرف قرارداد با دولت هستند، استفاده می کنند. وقتی متوجه این موضوع شدم بلافاصله پلیس را خبر کردم. این دو نفر حتی نمی دانستند میلگردی که می فروشند چه هست.

این در حالی بود که چند روز قبل از این ماجرا دو مرد به ماموران شکایت کرده و از سرقت میلگردهای تریلی شان خبر داده بودند. آنها گفته بودند: چند نفر وارد ماشین ما شدند و دست و پا و چشم هایمان را بستند، میلگردها را سرقت کردند و به ما گفتند می توانید خسارت تان را از بیمه بگیرید و نباید ما را لو بدهید. آنها سلاح سرد و شوکر داشتند.

پلیس فهمید احتمالا این میلگردها همان میلگردهایی است که صاحبان تریلی از سرقت آن خبر داده بودند، چرا که آنها نیز گفته بودند که میلگردها را برای تونل جاده هراز می بردند.

با دستگیری متهمان و انتقال آنها به دادسرا، دو متهم جزئیات بیشتری از این سرقت را فاش کردند و در نهایت پرونده با صدور کیفرخواست برای رسیدگی به شعبه 8 دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. جلسه رسیدگی به این پرونده روز گذشته برگزار شد. ابتدا شکات در جایگاه قرار گرفتند و توضیحاتی را ارائه دادند. یکی از شاکیان که از رانندگان تریلی بود، گفت: تریلی متعلق به برادرم بود. ما از بندرعباس میلگرد بار زدیم تا به سمت هراز برویم و در آنجا میلگردها را که برای ساخت تونل های هراز استفاده می شد، تحویل دهیم. بار را بیمه کردیم و بارنامه هم داشتیم. قبل از ساعت 12 شب به تهران رسیدیم و در کنار اتوبان توقف کردیم چون تریلی ها در تهران حق ندارند زودتر از 12 شب حرکت کنند. من پیاده شدم و به آن سوی جاده رفتم که شام بخرم، وقتی برگشتم دو مرد در تریلی ما بودند. آنها با شوکر و چوب به جان ما افتادند، دست و پایمان را بستند و بعد گفتند قصدی برای اذیت ما ندارند. سارقان پیشنهاد دادند بار را بدزدند و بعد گفتند شما هم از ما شکایتی نکنید و کاری علیه ما انجام ندهید ما به شما درصدی بابت میلگردها می دهیم بیمه هم هستید و می توانید خسارت واردشده را از بیمه دریافت کنید. مرد شاکی گفت: متهمان دست های مرا از جلو بسته بودند و با اینکه چشم هایم را هم بسته بودند، توانستم کمی چشم بند را پایین بدهم. فهمیدم آنها بار را در منطقه گلستان خالی کردند و بعد هم ما را در اتوبان رها کردند. بعد از آن ما شکایت کردیم و موضوع را به پلیس گزارش دادیم تا اینکه متهمان دستگیر شدند.

تاجر آهن که سارقان را به پلیس معرفی کرده بود نیز گفت: من هم شکایت دارم چون این دو سارق باعث شدند من برای انبار و جرثقیل هزینه کنم و حالا خسارتم را می خواهم.

وقتی نوبت به متهمان رسید، آنها یک به یک در جایگاه حاضر شدند یکی از متهمان گفت: من کاره ای نبودم نقشه اصلی را یکی دیگر از متهمان به نام سلیمان کشید. من با او دوست بودم، او گفت تریلی هایی که بار آهن دارند به دلیل ارزشمندبودن بارشان آن را بیمه می کنند ما می توانیم بار را بدزدیم و با یکی از راننده ها هماهنگ کنیم که اطلاعاتی از ما به پلیس ندهد، چون راننده خیالش راحت است که خسارت را از بیمه می گیرد، بنابراین پیگیر شکایت نخواهد شد به او هم درصدی می دهیم و همه چیز درست می شود؛ هم ما پولدار می شویم هم به آنها درصد می دهیم و سود می گیرند. متهم گفت: شاکی درباره ما دروغ می گوید او خودش با ما توافق کرد که سکوت کند اما بعد برای گرفتن خسارت آمد و شکایت مطرح کرد.

سپس دیگر متهمان در جایگاه حاضر شدند و توضیحاتی ارائه دادند. در پایان قضات شعبه 8 دادگاه کیفری استان تهران برای صدور رای دادگاه وارد شور شدند.