آرشیو چهار‌شنبه ۱۷ مهر ۱۳۹۸، شماره ۵۴۹۹
حوادث
۱۹

دختر 7 ساله به دلیل سقوط در گودال حفر پل راه آهن جان باخت

مرگ تلخ ساینا در گودال بی احتیاطی

لیلا حسین زاده

بچه ها نه گرمای سوزان آفتاب سرشان می شد و نه خستگی. نفس زنان و با صورت های قرمز شده از گرما می دویدند و با هم بازی می کردند. کمی آن طرف تر، یک شرکت راه آهن مشغول ساخت و ساز بود و صدای گوشخراش ماشین آلات صنعتی، تمام محوطه و اطرافش را پرکرده بود. مادرها بارها به بچه های شان گوشزد کرده بودند که مراقب خود باشند، اما 12 مهرماه آخرین روزی بود که ساینا جمالزهی هفت ساله نفس می کشید، می خندید، با دوستانش بازی می کرد و به مدرسه می رفت. آفتاب داغ، کم کم داشت جل و پلاسش را جمع می کرد تا جایش را به عصری دلچسب بدهد. خنکای باد آن قدر لذتبخش بود که بچه ها را وادار کرد بعد از استراحت و خوردن ناهار دوباره بازی را شروع کنند.

گودال مرگبار

روز جمعه بود و ساینا می خواست تلافی روز تعطیلش را دربیاورد تا شنبه قبراق و سرحال به مدرسه برود. با بقیه بچه ها مشغول بازی شد و وسط بازی، نگاهش به آبی افتادکه روی زمین جمع شده بود. با حس کودکانه اش جلو رفت و جفت پا روی آب پرید تا با پرش آب به اطرافش بازی کند، اما همه چیز آن طور که ساینا حساب کرده بود، اتفاق نیفتاد. نه آب به اطراف پرید و نه او خندید. یک لحظه دنیا تیره و تار شد. گودال دهان باز کرد و ساینا را بلعید. دخترک دست و پا می زد تا خودش را روی آب نگه دارد، اما نه می شد و نه می توانست. سعی کرد خودش را به دیواره گودال برساند، اما هر چه دست و پا می زد، آب گل آلود و سنگین بیشتر او را می بلعید.

خواهرزاده اش که متوجه دست و پازدن های او شده بود، به سمتش دوید و سعی کرد نجاتش دهد، اما آب او را هم بلعید. بعد از او، برادر ده ساله ساینا دوید و در آب پرید تا هر دو را از آب نجات دهد، اما هر سه اسیر آب شدند. بچه ها که شاهد گرفتار شدن آنها در آب بودند به سمت خانه دویدند و بزرگ ترها را خبر کردند. سه دایی، پدربزرگ، خاله ها، مادر و هرکس که در خانه بود، وارد آب شد تا بچه ها را از چنگال بی رحم آب نجات دهند، اما گودال، تشنه گرفتن قربانی بود. در مدت چند دقیقه، ناگهان بلوایی در روستای شوگه خاش به پا شد. هرکس که خبر غرق شدن بچه ها را می شنید، آب دستش بود آن را زمین می گذاشت تا خودش را به گودال برساند. صدای شیون و واویلای زنان و دختران که به سرو صورت شان می کوفتند، در روستا پیچیده بود. بزرگ ترها طناب به خود بستند و وارد آب شدند و بچه ها را بیرون کشیدند، اما هر چه گشتند خبری از ساینا نبود. مادر ساینا جیغ می کشید و صورتش را چنگ می انداخت و به همه التماس می کرد تا دخترکش را نجات دهد. 10 دقیقه از زمانی که ساینا وارد گودال عمیق آب شده بود می گذشت و هر لحظه امید زنده ماندن او کمرنگ تر می شد.

هرکسی که می توانست با اورژانس و هلال احمر و آتش نشانی تماس می گرفت. 10 دقیقه بعد ماموران اورژانس از راه رسیدند. حامد دادکانی، کارشناس فوریت های پزشکی خاش به جام جم می گوید: «وقتی به محل حادثه رسیدیم، خانواده ساینا جیغ و داد می کردندکه بچه مان را نجات دهید، اما بیرون کشیدن او از آب در تخصص ما نبود و باید آتش نشانی و هلال احمر می آمدند. در مدتی که همه منتظر آمدن نیروهای امدادی بودند، پدربزرگ ساینا و چند تن از اقوامش می خواستند وارد آب شوند که به سختی جلوی آنها را گفتیم وگفتم اگر شما هم که شنا بلد نیستید وارد آب شوید ممکن است جان تان را از دست دهید.»

تجهیزات نداشتند

عیسی جمالزهی، دایی ساینا مدام کنار گودال راه می رفت و با نگرانی چشم به جاده خاکی دوخته بود تا شاید آتش نشانی و هلال احمر از راه برسند، اما هیچ خبری نبود. مادر ساینا دیگر حال جیغ زدن نداشت و با چشم هایی بی حال به آب گودال خیره شده بود که با وزش باد روی آن، موج های ریزی درست می شد. دایی ساینا به جام جم در مورد حضور نیروهای آتش نشانی و هلال احمر توضیح می دهد: «بالاخره آمدند، اما خیلی دیر وگفتند هیچ تجهیراتی نداریم که بچه را از آب خارج کنیم. آخر سر مردی که شنا بلد بود، طنابی به خود بست و وارد آب شد.

 هر دو دقیقه یکبار می آمد روی آب و نفس می گرفت و دوباره می رفت. بالاخره بعد از پنج شش دقیقه ساینا را از آب بیرون آورد.»

بعد از بیرون آمدن ساینا، دادکانی شروع به احیای ساینا کرد.«در چنین حوادثی معمولا بین 20 دقیقه تا نیم ساعت امکان احیا وجود دارد. ما طبق وظیفه احیا را شروع کردیم، اما متاسفانه بچه از دست رفته بود.»

دایی ساینا که از مرگ خواهرزاده هفت ساله اش ناراحت است، ادامه می دهد:«کارشناس آتش نشانی به ما گفت این گودال که کاملا همسطح با زمین است، 12 متر طول، چهار متر عرض و 5/3 متر عمق دارد. وضعیت آن به گونه ای است که اصلا متوجه نمی شوید داخل آن یک گودال عمیق وجود دارد. این گودال، توسط یک شرکت راه آهن و برای کندن پی پل سازی و کشیدن خط راه آهن از چابهار به زاهدان حفر شده است. نفس این کار خوب است، اما متاسفانه هیچ گونه علامت و تابلوی هشداری آنجا وجود نداشت. روزی که این اتفاق افتاد به شرکت رفتم، اما مسوول فنی آن نبود. یکی دو روز بعد آمد وگفت من یک انسان بزرگسال هستم که نمی توانم متوجه شوم زیر این گودال چه خبر است، چه برسد به یک بچه و قبول کرد که اشتباه کرده اند. از طرف این شرکت، حتی در مراسم ختم ساینا هم شرکت کردند. انتظار داریم در زمان انجام پروژه ها، تابلو و علائم ایمنی را نصب کنند تا نه تنها بچه ها که حتی بزرگسالان هم دچار حادثه نشوند.»

محمدامین میربلوچ زهی، رئیس شورای اسلامی روستای شوگه هم درباره این حادثه به جام جم توضیح می دهد: «این گونه چاله ها در بستر رودخانه و در راستای ایجاد پل و محکم کردن زیرساخت های خط آهن انجام می شود، اما به دلیل بارش ها و سیلابی شدن پر از آب شده و این حادثه دردناک را رقم زد. مردم روستای شوگه اکثرا کشاورز و دامدار هستند و به دلیل این که کودکان آنها در اطراف پروژه های راه آهن تردد می کنند، انتظار داریم تابلوها و علائم هشداری نصب شود تا شاهد وقوع این اتفاقات تلخ در منطقه نباشیم.»