آرشیو پنج‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸، شماره ۴۴۸۵
هنر و ادبیات
۹
کتاب

به بهانه انتشار«خیاط مایه دار و کف بین» اثر فاضل اسکندر

لبخند همیشگی به دنیا

رسول آبادیان

فاضل عبدلوویچ اسکندر، نویسنده ایرانی تبار اهل آبخاز بود. این نویسنده در موسسه ادبی معتبر ماکسیم گورکی در مسکو تحصیل و کار حرفه ای خود را با روزنامه نگاری آغاز کرد. او بیشتر عمر خود را در مسکو سپری کرد. او در شوروی سابق، بیشتر برای شناساندن زندگی قفقازی شناخته می شد و آثارش را بیشتر به زبان روسی می نوشت. اسکندر داستان های متعددی نوشته که شناخته شده ترین آنها «زاشیتا چیکا» است که ستاره آن یک پسربچه جوان دوست داشتنی و نیرنگ باز به نام «چیک» است. اسکندر در 31 جولای 2016 در 87 سالگی درگذشت. آثاری که پیش از این نویسنده توسط مترجمان ایرانی ترجمه شده به ترتیب؛ «میوه ممنوعه و داستان های دیگر، انجیل به روایت چگام، خانه ای زیر درختان سرو و خرگوش ها و مارهای بوآ» نام دارند. حکایت اغلب نوشته های اسکندر، حکایت غربت یا به تعبیری گشتن به دنبال«وصل» خویش است. فعالیت این نویسنده در فضایی چون شوروی سابق مشکلاتی برایش به همراه داشته که بیشتر آنها را در قالب داستان هایش بیان کرده است. اسکندر نویسنده ای با گرایش رئالیست است، اما می توان تلاش برای نوعی دیگر دیدن و دیگرگونه نوشتن را از لابه لای کارهایش درک و دریافت کرد. اسکندر از آن جهت به روستای زادگاه خود عشق می ورزیده که نماهایی تعریف شده از فضای فرهنگی ایران را برایش تداعی می کرده. خاطراتی که معمولا از زبان بزرگ ترها می شنیده. اسکندر در مجموعه داستان «خیاط مایه دار و کف بین» رویه ای دیگر از قدرت نویسندگی خود را به نمایش گذاشته. او در کنار زبان شسته رفته و تسلطش بر ادبیات روسی، تسلطی عجیب بر سبک های نویسندگی دارد. اسکندر از آن جمله نویسندگانی است که شانس آن را داشته تا در دوره حیاتش مورد توجه قرار گیرد و آثارش به شکلی گسترده خوانده شوند. یکی دیگر از مواردی که باید درباره جهان داستانی اسکندر به آن اشاره کرد، طنز نهفته و گزنده ای است که معمولا در اغلب آثارش از آن بهره می برد. طنزی در خدمت فضای داستانی و حسی پیش برنده در علم روایت. درآمیختن حس داستانی در کنار خاطرات ریز و درشت زندگی و لبخند همیشگی بر هر تلخ و شیرین، از امتیازات آثار این نویسنده است. همان گونه که خودش می گوید: «طنز از امتیازی انکارناپذیر برخوردار است. هرچند ممکن است ناچیز به نظر برسد. طنز همیشه واقعی است. علاوه بر این طنز به این دلیل خنده دار است که هر چیز خنده دار واقعی است. می خواهم با بیان جمله ای شک برانگیز نقطه پایان بر حرف هایم بگذارم، چون می ترسم اگر ادامه بدهم، ممکن است به نتیجه گیری های شک برانگیزی برسم...» آنچه آثار اسکندر را در میان ایرانی ها محبوب کرده، حس مشترکی است که میان جهان او و جهان مخاطب وجود دارد. جهانی بین گشتن به دنبال اصلی که از آن زاده شده است: «من تمام مدت مشغول جست وجو بودم و شاید همین کار من را در زندگی مقداری پریشان حواس کرد. بعد هم که بزرگ شدم، یعنی زمانی که چیزی برای گم کردن داشتم... دریافتم که یافته های مسرت بخش کودک وام های سرنوشت هستند. وام هایی که در زمان بزرگسالی باید ادا کرد و این بسیار منصفانه است. به یک نکته دیگر نیز عمیقا پی بردم؛ اینکه هر گم شده ای را می توان یافت. حتی عشق. حتی جوانی. تنها چیزی که هیچ کس تا به حال نتوانسته پیدا کند، وجدان گم شده است. این موضوع آنقدر هم که به نظر می رسد غم انگیز نیست چون باید به یاد داشت که هیچ کس وجدانش را از روی پریشانی حواس گم نمی کند...» این کتاب را نشر حکمت کلمه منتشر کرده است.