آرشیو پنج‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸، شماره ۲۲۳۰۴
معارف
۶

اربعین حسینی، از شعائر الهی

مجتبی حسینی نسب

از نظر آموزه های قرآن، شعائر الهی تامین کننده دو مولفه اساسی «خیر و تقوا» است. بنابراین هر آن چیزی که تامین کننده این دو مولفه و عنصر باشد، می تواند از شعائر الهی به شمار آید؛ هر چند که برخی از عوامل تولید و تامین کننده خیر و تقوا قوی تر از برخی دیگر هستند، اما اصل اساسی و روح شعائر می بایست به این نکته متوجه باشد. از سوی دیگر، از نظر قرآن حج که قصد و زیارت خانه خدا و انجام مناسک و تامین کننده خیر و تقوای الهی است، از مهم ترین شعائر الهی به شمار می رود که تعظیم آن لازم و واجب است. این تعظیم با حضور مومنان در مناسک حج و اعمال آن در راستای تحقق عناصر خیر و تقوای الهی به دست می آید. در این میان حج و دیگر اعمال عبادی با تمام عظمت و شکوه آن، زمانی به تمامیت کمالی می رسند که «لقاء الامام» و زیارت حجت الهی و خلیفه الله همراه باشد؛ زیرا بر اساس آیه 3 سوره مائده، اسلام با ولایت معصومان(ع) است که به تمامیت کمالی رسیده است؛ بنابراین، می توان گفت که زیارت اربعین حسینی به سبب داشتن شاخصه های اساسی شعائر الهی، از مهم ترین شعائر الهی است که باید از سوی تمام مومنان بدان توجه و اهتمام شده و تعظیم و بزرگداشتی در سطح و اندازه آن به عمل آید. مطلب حاضر تحلیلی است در این خصوص که از نظر خوانندگان عزیز می گذرد.

تعظیم در راستای کسب خیر و تقوای الهی

شعائر، جمع «شعیره» به معنای علامت و نشانه است و منظور از «شعائرالله» در آیات قرآنی، همان علایم و مناسک حج است. (الکشاف، ج 1، ص 601؛ مفردات، ص 456، «شعر»؛ المیزان، ج 5، ص 162.)

اما  بنا بر قولی، شعائر الهی منحصر در مناسک حج نیست؛ هر چند که این تعبیر و اصطلاح در باره حج به کار رفته باشد؛ زیرا معنایی که ازشعائر الهی به دست می آید، مفهومی گسترده تر و فراتر از مناسک حج دارد؛ به طوری که می توان گفت که مراد از شعائر الهی در آموزه های وحیانی و فرهنگ قرآن، همان حدود الهی و امر و نهی و فرایض است. (مجمع البیان، ج 3-  4، ص 237)

با نگاهی به مصادیقی که قرآن برای شعائر الهی بیان کرده دانسته می شود که مقصود از شعائر الهی همان «حرمات الله» است که شامل احکام الهی و حدود و اوامر و نواهی (مائده، آیه 2؛ حج، آیات 30 و 32؛ روح المعانی، ج 4، جزء 6، ص 79؛ مجمع البیان، ج 3-  4، ص 237)، صفا و مروه (بقره، آیه 158)، قربانی ها و قلائد (حج، آیه 36؛ مائده، آیه 2؛ مجمع البیان، ج 3-  4، ص 238 و 336؛ الکشاف، ج 1، ص 603)، ماه های حرام (مائده، آیه؛ تفسیر التحریر والتنویر، ج 4، جزء 6، ص 82) و مناسک حج (حج، آیه 32) می باشد.

به سخن دیگر، حج و مناسک آن از مصادیق اتم و اکمل شعائر الهی است؛ اما این بدان معنا نیست که شعائر الهی منحصر در آن می شود؛ بلکه از فرهنگ قرآنی به دست می آید که همه مناسک از جمله حدود و احکام و فرائض الهی همانند نماز و روزه و زکات و جهاد و مانند آنها نیز از شعائر الهی است؛ زیرا اقامه هر یک از آنها به ویژه به شکل اجتماعی آن، بازتاب و نمایشی از هویت اسلامی است که نه تنها تامین کننده تقوای الهی و تحقق بخش خیر برای انسان است، بلکه نمایشی از شعور و همبستگی و تعاون اسلامی در کارهاست که در آیات نخست سوره مائده که درباره مناسک حج است، به آن نیز اشاره شده است. (مائده، آیه 2)

شاهد بر مفهوم عام و گسترده شعائر الهی که شامل حدود الهی باشد، نص قرآنی است؛ خدا در قرآن می فرماید: ذلک ومن یعظم حرمات الله فهو خیر له عند ربه واحلت لکم الانعام إلا ما یتلی علیکم فاجتنبوا الرجس من الاوثان واجتنبوا قول الزور... ذلک ومن یعظم شعائر الله فإنها من تقوی القلوب؛ این است آنچه مقرر شده و هر کس مقررات خدا را بزرگ دارد آن برای او نزد پروردگارش بهتر است و برای شما دام ها حلال شده است مگر آنچه بر شما خوانده می ‏شود، پس، از پلیدی بت ها دوری کنید و از گفتار باطل اجتناب ورزید... این است فرایض خدا و هر کس شعائر خدا را بزرگ دارد در حقیقت آن حاکی از پاکی دل هاست. (حج، آیات 30 و 32)

خدا در این آیات خواهان تعظیم «حرمات الله» به قول مطلق شده و سپس این فرائض به ویژه حرمات الله را به عنوان تعظیم «شعائر الله» مورد تاکید قرار می دهد. در حقیقت اگر مناسک حج به عنوان «حرمات الله» معرفی و تعظیم آن خواسته شده و سپس تعظیم آنها در قالب «شعائر الله» مطرح گردیده، بدان معناست که همه حرمات الهی به عنوان شعائر الهی می بایست مورد تعظیم قرار گیرد.

تعظیم «حرمات الله» و «شعائر الله» تنها با اهتمام خاص و ویژه تحقق می یابد و همگان موظف هستند تا در قالب تعاون اجتماعی این تعظیم را به نمایش گذارند؛ زیرا خدا می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده‏ اید حرمت ‏شعائر خدا و ماه حرام و قربانی بی ‏نشان و قربانی های گردن‏بنددار و راهیان بیت الحرام را که فضل و خشنودی پروردگار خود را می‏طلبند نگه دارید و چون از احرام بیرون آمدید، می‏ توانید شکار کنید و البته نباید کینه‏ توزی گروهی که شما را از مسجد الحرام باز داشتند شما را به تعدی وادارد و در نیکوکاری و پرهیزکاری با یکدیگر همکاری کنید و در گناه و تعدی دستیار هم نشوید و از خدا پروا کنید که خدا سخت ‏کیفر است. (مائده، آیه 2)

از این آیه به دست می آید که در شعائر الهی و تعظیم آن، تعاون اجتماعی و همکاری مومنان نقش اساسی دارد؛ زیرا مناسک حج از مصادیق رفتار اجتماعی و جمعی است که به نوعی نمایش قدرت مومنان و تعظیم شعائر الهی و حرمات الله به شمار می رود.

روح تعظیم حرمات الله و شعائر الهی، کسب دو مولفه اساسی است که در آیات 30 و 32 سوره حج بیان شده است. از نظر قرآن، اساسی ترین هدف و انگیزه ای که می بایست در تعظیم مدنظر قرار گیرد، همان خیر و کسب تقوای الهی است. در حقیقت تعظیم حرمات الله و شعائر الهی موجب می شود که انسان بهره مند از خیر و تقوای الهی شود. خیر هر چیز مناسبی است که انسان را در راستای کمال یابی و رهایی از نقص یاری می رساند. بنابراین، به هر نعمتی خیر گفته نمی شود؛ زیرا نعمت می تواند نقمت باشد و خیری به شخص نرساند؛ اما هر چیزی که خیر کسی باشد، به معنای بهره مندی در راستای مشیت و حکمت الهی و دستیابی به کمالات بایسته و شایسته است.

بر اساس آیات قرآن، هر مسلمان و مومنی باید در تعظیم حرمات الله و شعائر الهی اهتمام ورزد و هرگز به خود اجازه ندهد که آن را «هتک» کند؛ زیرا هتک آن به معنای پذیرش خشم و غضب الهی و عذاب شدید اوست. (مائده، آیه 2)

تمامیت شعائر با ولایت معصومان(ع)

بر اساس نص صریح قرآن، اسلام تنها خلاصه در شریعت و احکام نیست؛ زیرا اسلام دو جزء اصلی دارد که شامل قرآن و عترت(ع) است. مجموعه این دو «حبل الله» و «عروه الوثقی» را شکل می دهند. به طوری که می توان گفت قرآن تار و عترت پود این حبل الله آویخته میان خدا و خلق است.

خدا در قرآن به این تمامیت و کمال اسلام با قرآن و عترت(ع) اشاره می کند و می فرماید: امروز کسانی که کافر شده‏ اند از کارشکنی در دین شما نومید گردیده‏ اند. پس، از ایشان مترسید و از من بترسید. امروز دین شما را برایتان کامل و نعمت‏ خود را بر شما تمام گردانیدم و اسلام را برای شما به عنوان آیینی برگزیدم. (مائده، آیه 3)

از آنجا که این آیه در باره نصب ولایت امیرمومنان علی(ع) است، می توان گفت که اسلام با ولایت کامل و نعمت اسلام با این ولایت تمامیت می یابد. بنابراین، از نظر قرآن، دینی که خدا بدان راضی است و آن را می پذیرد دین اسلامی است که ولایت در آن به عنوان استمرار حاکمیت و ولایت الله تثبیت شده است.

از همین رو پیامبر(ص) بر اساس همین آیه و آیات دیگران قرآن، ارتباط تنگاتنگی میان قرآن و عترت معصوم(ع) ایجاد کرده و می فرماید: انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا ابدا: کتاب الله فیه الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی و ان اللطیف الخبیر قد اخبرنی انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما؛ من در میان شما دو امانت نفیس و گرانبها می گذارم، یکی کتاب خدا قرآن و دیگری عترتم اهل بیت را. تا وقتی که به این دو تمسک جویید، هرگز گمراه نخواهید شد و این دو یادگار من هیچ گاه از هم جدا نمی شوند تا کنار حوض کوثر بر من وارد شوند. (صحیح ترمذی، ج 5، ص 663-  662، 328 به نقل از بیش از 30 نفر از اصحاب؛ مستدرک حاکم، فصل «فضیلت اصحاب»، ج 3، ص 109، 110، 148، 533؛ سنن ابن ماجه، ج 2، ص 432؛ مسند احمد بن حنبل، ج 3، ص 14، 17، 26، 59، ج 4، ص 366، 372-  370؛ فضایل صحابه، احمدبن حنبل، ج 2، ص 585، حدیث 990؛ خصایص نسایی، ص 21، 30؛ صواعق المحرقه، ابن حجر هیثمی، فصل 11، بخش 1، ص 230)

با توجه به اینکه ولایت معصومان(ع) و عترت طاهره به عنوان مکمل اسلام و متمم نعمت دین است، هیچ یک از اعمال صالح بدون ولایت نمی تواند تمام و کمال باشد. لذا امام باقر(ع) می فرماید: تمام الحج لقاء الإمام‏؛ تمام بودن حج به زیارت امام است‏. (عیون اخبارالرضا (ع)، صدوق، ج2، ص262) امام صادق(ع) در این زمینه می فرماید: إذا حج احدکم فلیختم حجه بزیارتنا لان ذلک من تمام الحج‏؛ هر گاه از شما کسی به حج می رود و مناسک خود را به جای می‏آورد به مدینه آید، و ما اهل بیت را زیارت کند، زیرا این کار از تمامیت حج است؛ یعنی جزء آخر حج و مناسک آن است. (همان)

ذریح محاربی می گوید: به امام صادق(ع) عرض کردم خداوند در قرآن دستوری داده مایلم معنی آن را بفهمم. فرمود: چه دستور. عرض کرد این آیه: ثم لیقضوا تفثهم و لیوفوا نذورهم  فرمود: لیقضوا تفثهم بمعنی دیدار امام است و لیوفوا نذورهم انجام دادن همین مناسک و دستورات حج است. عبدالله بن سنان گفت: خدمت امام صادق(ع) رسیدم عرض کردم: آقا فدایت شوم معنای این آیه چیست: ثم لیقضوا تفثهم و لیوفوا نذورهم؟ فرمود: منظور گرفتن موهای شارب و چیدن ناخن و کارهای شبیه آن. عرض کردم: فدایت شوم ذریح محاربی مرا حدیث نمود که شما فرموده‏اید: لیقضوا تفثهم ، دیدار امام است؛ و لیوفوا نذورهم ، این مناسک است. فرمود: ذریح راست گفته تو نیز راست می گویی. قرآن دارای ظاهر و باطنی است. کیست که مانند ذریح قدرت تحمل (تفسیر و باطن قرآن) را داشته باشد.(کافی، ج4، ص549)

در نماز نیز تمامیت نماز به لقاء معصومین(ع) و سلام حضور به ایشان در قالب «السلام علیکم و رحمه الله و برکاته» است. اصولا در همه اعمال شرط آن است که این اعمال با معصوم(ع) و ولایت وی به تمامیت و کمالیت برسد؛ چنانکه در زکات و خمس و جهاد و دیگر اعمال ،شرط ولایت برای قبولی اعمال مطرح است؛ زیرا انجام اعمال عبادی و صالح با تسلیم و اسلام در برابر خدا و اطاعت از او در قالب اطاعت از معصومان(ع) تحقق می یابد.(آل عمران، آیات 22 و 23؛ نساء، آیه 59 و)

پس مهم ترین شعائر الهی که حج و مناسک آن باشد، زمانی به تمامیت و کمال خود می رسد که با «لقاء الامام» همراه باشد. در غیر این صورت هیچ تعظیم و تکریمی نسبت به شعائر الهی انجام نشده و در حقیقت هتک حرمات الله و شعائر الله شده است.

زیارت امام حسین(ع) و اربعین، از شعائر الهی

با نگاهی به عظمت و جایگاه امام حسین(ع) در میان معصومان (ع) به طوری که دهه عزاداری از سوی معصومان(ع) تنها برای ایشان تجویز شده است و همه معصومان برای تعظیم عزای ایشان دست به اقامه عزاداری حتی پیش از وقوع زده اند و از عزاداری پیامبر(ص) برای امام حسین(ع) سخن به میان آمده است (کامل الزیارات، ترجمه ذهنی تهرانی، ص 215)، می توان گفت که مهم ترین جلوه های شعائر الهی و حرمات الله که می بایست تعظیم شود، زیارت امام حسین(ع) است که امروز در ماه های محرم و صفر برگزار می شود و یک اربعین عزاداری و زیارت آن حضرت(ع) در جامعه اسلامی به عنوان شعائر الله مطرح و گرامی داشته می شود.

براساس آنچه بیان شد هر کسی بخواهد به زیارت حقیقی خانه خدا نائل شود و حج او به تمامیت و کمال برسد، می بایست به زیارت معصومان(ع) در مدینه و عتبات عالیات و مشهد الرضا(ع) بشتابد؛ زیرا آنان نه تنها زنده در پیشگاه خدا هستند، بلکه «شاهد اعمال» ما در دنیا بوده و در قیامت بر اعمال ما گواهی می دهند؛ چرا که معصومان (ع) همگی به شمشیر یا زهر به شهادت رسیده اند و مصداق اتم و اکمل شهیدان راه خدا هستند و خدا درباره شهیدان می فرماید:  هرگز کسانی را که در راه خدا کشته شده‏ اند مرده مپندار بلکه زنده‏ اند که نزد پروردگارشان روزی داده می ‏شوند. (آل عمران، آیه 169)

از سوی دیگر آنان گواهان امت در آخرت هستند. این بدان معناست که نه تنها اعمال ظاهری ما را می بینند بلکه حتی به باطن و ملکوت آن آگاهی دارند و می دانند نیت، خالص بدون ریا است یا نه؟ خدا می فرماید: و بگو هر کاری می‏ خواهید بکنید که به تحقیق خدا و پیامبر او و مومنان در کردار شما می نگرند و به تحقیق به سوی خدای دانای نهان و آشکار بازگردانیده می ‏شوید. پس ما را به آنچه انجام می‏ دادید آگاه خواهد کرد. (توبه، آیه 105) در آیات قرآن، معصومان(ع) به عنوان گواهان اعمال و پیامبر(ص) به عنوان شاهد شاهدان مطرح شده است. (بقره، آیه 143؛ حج، آیه 78)

از آنجا که نظارت معصومان(ع) نسبت به دنیا امری یقینی است، در زیارتنامه آنها می گوییم: اشهد انک تشهد مقامی و تسمع کلامی و ترد سلامی؛ شهادت و گواهی می دهم که تو مقام مرا شاهدی و کلام مرا می شنوی و سلام مرا پاسخ می دهی.»(مفاتیح الجنان، زیارت امام رضا ع)

چنان که گفته شد، امام حسین(ع) به سبب ویژگی های منحصر به فردی، در میان معصوم(ع) از جایگاه خاص برخوردار است به طوری که عزاداری برای ایشان از سوی همه معصومان(ع) انجام می شده است. همچنین تربت  ایشان دارو و شفای بیماری قرار داده شده است و زیارت ایشان از آثار و برکات بسیاری برخوردار است. با آنکه همه معصومان(ع) به شهادت رسیده اند، ولی حضرت مصلح کل(عج) به عنوان منتقم از امام حسین(ع) شمشیر انتقام از نیام بر می کشد و به نام ایشان خویش را معرفی می کند و می فرماید: الا یا اهل العالم ان جدی الحسین قتلوه عطشانا، الا یا اهل العالم ان جدی الحسین سحقوه عدوانا.

امام باقر و امام صادق(ع) فرمودند: إن الله عوض الحسین من قتله ان الإمامه من ذریته و الشفاء فی تربته و إجابه الدعاء عند قبره و لا تعد ایام زائریه جائیا و راجعا من عمره؛ خداوند والا به حسین (ع) در برابر کشته شدنش پاداش داد به اینکه امامت در فرزندانش و شفا در خاکش و اجابت دعا در نزد قبرش باشد و اینکه روزهایی که زائرینش[برای زیارت] می آیند و می روند از عمرشان محسوب نمی گردد. (امالی طوسی، ج 1، ص 317)

امام رضا(ع) می فرمایند: «من زار قبر ابی عبدالله الحسین(ع) بشط الفرات کان کمن زارالله فوق عرشه؛ کسی که قبر امام حسین(ع) را در کربلا زیارت کند، مانند کسی است که خدا را در عرش زیارت کرده باشد. (وسائل الشیعه، ج 10، ص 319.)

زراره که از یاران و نزدیکان امام باقر(ع) است، از ایشان سوال می کند: چه می فرمایید در مورد کسی که با ترس و وحشت به زیارت قبر پدر بزرگوارتان رفته باشد؟ امام فرمودند: یومنه الله یوم الفزع الاکبر و یلقاه الملائکه بالبشاره و یقال له: لاتخف ولا تحزن هذا یومک فیه فوزک؛ خداوند او را از گرفتاری های شدید و وحشت روز قیامت در امان می دارد و فرشتگان خدا او را با بشارت ملاقات می کنند و به او گفته می شود که نهراس و اندوهگین مباش؛ امروز روز توست؛ در این روز به پیروزی و درجات والا خواهی رسید.(ابن قولویه قمی، کامل الزیارات، ص 125.)

یکی از شعائر بزرگ الهی که باید در تعظیم آن اهتمام ورزید، زیارت امام حسین(ع) در روز اربعین است که ثواب بسیاری بر آن مترتب است.

امام صادق(ع) درباره ثواب زیارت امام حسین(ع) با پای پیاده می فرماید: کسی که با پای پیاده به زیارت امام حسین(ع) برود، خداوند به هر قدمی که برمی دارد یک حسنه برایش نوشته و یک گناه از او محو می فرماید و یک درجه مرتبه اش را بالا می برد، وقتی به زیارت رفت، حق تعالی دو فرشته را موکل او می فرماید که آنچه خیر از دهان او خارج می شود را نوشته و آنچه شر و بد است را ننویسند و وقتی برگشت با او وداع کرده و به وی می گویند: ای ولی خدا! گناهانت آمرزیده شد و تو از افراد حزب خدا و حزب رسول او و حزب اهل بیت رسولش هستی، به خدا قسم! هرگز تو آتش را به چشم نخواهی دید و آتش نیز هرگز تو را نخواهد دید و تو را طعمه خود نخواهد کرد. (کامل الزیارات ص134)

امروز زیارت امام حسین(ع) در اربعین که در قالب پیاده روی میلیونی انجام می شود به یکی از علائم و نشانه های عظمت اسلام تبدیل شده و جهانیان را به شگفتی وا داشته به گونه ای که آنان را به اهداف نهضت عاشورا متوجه می سازد. از این رو احیا و تعظیم این مراسم و شعائر قطعا موجب عزت دین و فراگیرتر شدن یاد و راه امام حسین(ع) خواهد شد و تقوای الهی را برای فرد و جامعه به دنبال خواهد داشت.