آرشیو پنج‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸، شماره ۴۴۸۵
جامعه
۱۲
از سر دلسوزی

رفاه و حفظ اعتدال

نیوشا طبیبی

سرمایه داری در اوایل قرن بیستم یعنی بعد از جنگ جهانی اول، برای اینکه بتواند تولید مستمر داشته باشد و بازار را در حالت تقاضای همیشگی نگه دارد، دست به دامان کسی به نام ادوارد جیمز برنایز شد. او استاد دستکاری در افکار عمومی و پایه گذار روش های هدایت اذهان مردم بود. ادوارد جیمز برنایز و همکارانش تبلیغات کالاها را بر اساس روشی نوین و نامرئی ابداع کردند که سبب شد مردم به خرید هر چه بیشتر کالاها تشویق شوند، بازار مصرف داغ تر و داغ تر شود و خریداران بدون آنکه فکر کنند که آیا نیاز دارند یا نه، فقط بخرند. پیش از آن مردم در صندوقخانه های شان یکی، دو دست لباس و دو جفت کفش بیشتر نداشتند. یکی برای کار و دیگری برای رفتن به مهمانی و مراسم رسمی. اما دو، سه دهه بعد کمدهای لباس ها و کفش ها به حد انفجار رسیدند. زنان و مردان، سالخوردگان و خردسالان بی آنکه نیاز داشته باشند، می خریدند و می خریدند و سرمایه داران ثروتمندتر و ثروتمندتر می شدند و باز برای خرید بیشتر به خریداران وام می دادند. این وضعیت تاکنون ادامه دارد. خرید کردن دیگر برای رفع یک نیاز نیست، تفنن است، همرنگ جماعت شدن است، عقب نماندن از بقیه است. نمایش امروزی بودن و توان مالی است. چند دهه بعد، تبلیغ کالا، جای خود را به تحمیل سبک زندگی داد و این روش هزار بار موثرتر و آسان تر بود. حالا روشی برای زندگی تعریف شده، که هر کس به این سبک و سیاق نپیوندد، برچسب می خورد. امروز روانشناس ها برای رهایی از افسردگی و تنهایی به بیماران شان توصیه می کنند که «برای خودت هدیه ای بخر، هدیه ای خوب، برای خودت ولخرجی کن.»

آنچه به عنوان رفاه به ما نشان داده اند، چیزی است که فقط فروش بیشتر را برای «آنها» تضمین می کند و لزوما سعادت و احساس آرامش و خوشی برای ما نمی آورد. دستگاه تبلیغاتی سرمایه داری با ابزار موثر و قدرتمند سینما به خانه ها و درون آدم ها نفوذ و برای آنها الگوی سبک زندگی طراحی کرده است. بسیاری از مردم به این موارد کم توجه هستند و تمام عمر می دوند که زندگی شان شبیه فیلم های هالیوودی شود؛ رفاه به سبک امریکایی. اشتباه نشود، هدف دستگاه تبلیغاتی سرمایه داری فقط مردم ما نیستند. اول از همه خود مردم امریکا زیر ضربات خردکننده این تبلیغات دروغین و نشانی های موهوم قرار دارند. آگاهی به صورت کاملا هدفمند و کانالیزه شده در اختیار آنها قرار می گیرد و بیشتر مردم برده های پولسازی هستند که تمام عمر باید اقساط کارت های اعتباری خرید را پرداخت کنند تا در آخر چند سالی ظاهرا بیاسایند.

آلوده کردن محیط زیست و نابودی منابع کره زمین به بهانه توسعه، جنایتی است که سرمایه داری جهانی بر نسل کنونی و نسل های آینده روا می دارد. دستکاری گسترده ژنتیک در گیاهان و دام ها برای تولید بیشتر بدون آنکه اجازه تحقیقات جدی و جامعی درباره عوارض گیاهان و موجودات تراریخته GMO- (Genetically Modified Organism) از سوی آنها صادر شود، بعدی دیگر از این جنایت است. ممکن است دلیل شیوع بسیاری از بیماری های مزمن و کشنده امروزی محصولات تراریخته که توسط کمپانی های بزرگ شیمیایی جهان مانند BASF, Dupont, Bayer, Monsant تولید می شوند، باشد. البته این کمپانی ها مواد و بذرها را در آزمایشگاه ها ابداع می کنند و به تولیدکنندگان می فروشند. (بعضی از این کمپانی ها تامین کننده مواد سلاح های شیمیایی بعثی در جریان جنگ تحمیلی بوده اند، برای آنها پول درآوردن بی توجه به جان انسان ها مهم است چه در جنگ و چه در صلح.) صنعت دامپروری ایالات متحده یکی از بزرگ ترین منابع آلوده سازی محیط زیست جهانی و انتشار گازهای گلخانه ای است. همچنین این صنعت بزرگ ترین مصرف کننده آب شیرین در جهان است. از ابتدای سال 2019 تا امروز تعداد 35 میلیون و 810 هزار گوساله و تعداد باورنکردنی 7 میلیارد و 958 میلیون و 900 هزار قطعه مرغ برای مصرف در این کشور کشته شده اند. جالب است بدانید که برای تولید هر یک پوند گوشت گوساله به 6800 لیتر آب نیاز است. این میزان آبی است که یک انسان معمولی طی هفت سال می نوشد! (برای دیدن آمار وحشتناک و لحظه به لحظه کشتار به سایت animalclock.org مراجعه کنید، در طول نوشتن این یادداشت حدود 400 هزار دام در امریکا کشته شده اند.)

متاسفانه ما ایرانیان اندک اندک به دامی که آنها با صبر و حوصله از 6 دهه پیش برای ما پهن کرده اند، فرو می غلتیم. در سنت غذایی ما اعتدال در مصرف گوشت و بهره مندی از انواع گیاهان و میوه ها دیده می شد. آش ها و اشکنه ها سهم مهمی از سفره های ما داشتند. برنج را با انواع گیاهان می آمیختیم و از آنها پلو دمی های خوش عطر و پرقوت می ساختیم. اما امروز در بیشتر خانه ها، گوشت محور اصلی خوراک پزی و تامین آن مهم ترین دغدغه برای خانه داران است. سیاست ملی تغذیه هم روز به روز تمایل بیشتری به گوشت و تولید و واردات آن نشان می دهد. حجم عظیمی از زمین های کشاورزی که می توانند عده زیادی را تغذیه کنند زیر کشت علوفه دامی می روند که از گوشت حاصل شده از آن عده بسیار کمتری سیر می شوند. هزینه های درمانی و پزشکی سنگینی که مصرف مداوم گوشت بر دوش بودجه ملی می گذارد از عوارض مهم و قابل توجه این سیاست است.

دین و سنت و فرهنگ ما به حفظ اعتدال در تمامی امور زندگی توصیه می کنند. آزار و کشتن بی دلیل حیوانات طبق سنت پیامبر اعظم (صل الله علیه و آله)، کاری است سخت نابخشودنی. دامداری مدرن بر پایه کشتار گسترده و آزار بی حد و حصر حیوانات، اتلاف منابع طبیعی و آلودن محیط زیست بنا شده. این راه، با توسعه پایدار مبتنی بر حفظ منابع کشور و محیط زیست و البته اخلاق در تضاد است. باید از دایره تبلیغات و دروغ های خوش آب و رنگ سرمایه داری غرب که کالاها و سبک زندگی را به نام رفاه و توسعه به ما تحمیل می کنند، بیرون برویم و راه خود را بیابیم. بر تجربه صرفه جویانه و معتدل اجدادمان تکیه کنیم و با پژوهش های علمی و مستقل راه ایرانی تغذیه و حفظ منابع را بیابیم. ما نباید منابع اندک آب را صرف تولید گوشت گاو کنیم. نباید محیط زیست و طبیعت ایران را به بهانه تولید گوشت تخریب کنیم. رفاه، کیفیت در زندگی است. گذشتگان ما آموخته بودند که چگونه از این کیفیت بهره مند شوند بی آنکه ثروتی را هدر بدهند.