آرشیو پنج‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸، شماره ۴۴۸۵
صفحه آخر
۱۶
هشتگ روز

دلیل فراگیری را بفهمیم، صورت مساله را حذف نکنیم

کلیپ کوتاهی از گزارش عجیب برنامه خبری «20:30» درباره کافه و کافه نشینی، صبح روز چهارشنبه در توییتر فارسی منتشر و به سرعت تبدیل به سوژه بحث شد. اهالی توییتر فارسی که اکثرا از قشر جوان و کافه نشین هستند با انتقاد از این گزارش درباره آن نوشتند. این طور شد که هشتگ «20:30» و «کافه» در توییتر فارسی داغ شد و آنچه می خوانید منتخبی از این نوشته هاست.

«همین یه موضوع مونده بود که رسانه ملی کاری باهاش نداشت. من میرم کافه کار می کنم، کتاب می خونم، اصلا خلوت می کنم با خودم. همین رو هم می خوان بگیرن؟! من جمعه ها جلسه کتاب خوانی دارم تو کافه. همین دل خوشی کوچک رو هم نداشته باشم»، «قطعا آدم خلافکار هم می ره کافه، اما مگه خلافکارها تو خیابون هم نیستن؟ یا مثلا تو سینما یا هر جای دیگه؟ همه جا رو ببندیم یعنی؟»، «یه جوری از برنامه ریزی و سازماندهی حرف می زنه انگار چیه، بابا دوتا میلک شیک و هات چاکلت که این حرف ها رو نداره»، «حالا معلوم نیست کی قراره همه کافه ها رو جمع کنه، به جاش کافه خودش رو بزنه»، «کاش این گزارشگرهای بیست و سی حداقل روزنامه نگاری بلد باشن و بدونن وقتی از آدم هایی که تو کافه نشستن فیلم می گیرن، نباید بی اجازه تصویرشون رو پخش کنن»، «آخه تو کافه دنبال سوژه می گردی؟! بابا برو تو خیابون انقدر سوژه هست به کافه ها نمی رسه»، «حالا باز چارتا کافه تو شهر زیاد شد، اینا فک کردن برن سراغش و درش رو تخته کنن»، «وقتی یه پدیده فراگیر می شه باید دلیل این فراگیری رو فهمید. صورت مساله رو نباید پاک کرد. باید اقتصاد رو فهمید، جامعه رو فهمید، جوان رو فهمید، کافه رو فهمید... من مخالف نقد کافه و کافه نشینی نیستم اما نباید انقدر سطحی به موضوع نگاه کرد و لااقل چند خط گزارش های عباس کاظمی رو مرور کنین»، «بی سواد نباشین و با بی سوادی برای مردم گزارش تهیه نکنین»، «حالا هر کافه ای می ریم باید استرس خبرنگارهای بیست و سی رو هم داشته باشیم که یهو می پرن تو کافه و می خوان نظرمون رو بپرسن»، «گزارش بیست و سی از کافه ها ناامیدکننده و بد بود، نکنین این کارها رو»، «دوستان بیست و سی، جامعه برای خودش هویت دارد، دیواری کوتاه تر از طبقه متوسط شهری پیدا نکردید؟!»، «یه بشقاب چیبس و پنیر مخصوص که این حر فا رو نداره، حالا شما علیه ش گزارش بگیر»، «کجا بریم؟ تو خیابون بچرخیم خوبه؟ اینها جوان نیستن یا ما اشتباهی جوان شدیم؟»، «حالا هی پاشید برید کافه! همینو می خواستید؟» و «من می گم یه فهرست بدیم به دوستای بیست و سی، ازشون بپرسیم چه کارهایی رو دوست ندارن ما انجام بدیم. این جوری زحمت گزارش گرفتن و پر کردن آنتن زنده رو هم نمی کشن.»