آرشیو چهار‌شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۳۹
ادبیات
۸
عطف

سودجویان بخارا

«مرگ سودخور» رمانی است از صدرالدین عینی، بنیانگذار ادبیات جدید تاجیکی و همچنین یکی از بنیانگذاران رمان ازبکی، که با مقدمه حسن جوادی در نشر نو منتشر شده است. صدرالدین سیدمرادزاده، متخلص به عینی، نویسنده ای است متولد بخارا که آثارش را به زبان های تاجیکی و ازبکی نوشته است. حسن جوادی در مقدمه خود بر رمان «مرگ سودخور» عینی، از زندگی و آثار او، جایگاهش در ادبیات تاجیکی و ازبکی و همچنین از تاثیر او از انقلاب اکتبر و نویسندگان روس پیرو مکتب رئالیسم سوسیالیستی نوشته است. عینی به گواه همین مقدمه، انقلاب اکتبر را عامل نویسنده شدن خود می دانسته است؛ اگرچه درونمایه آثارش بیشتر برگرفته از دوران پیش ازاین انقلاب بوده است. رمان «مرگ سودخور»، چنان که در مقدمه حسن جوادی بر این رمان آمده است «به دنیای سودخوران و سودجویان بخارا در سال های قبل از انقلاب اکتبر می پردازد» و «تصویری دقیق از اوضاع آن شهر و همچنین وضع اقتصادی و سیاسی آن می دهد». شخصیت اصلی این رمان مردی خسیس است. در مقدمه رمان همچنین به نزدیکی زمان نوشته شدن این رمان و رمان ایرانی «حاجی آقا»ی صادق هدایت اشاره شده و به شباهت ها و تفاوت های این دو رمان. حسن جوادی شباهت این دو رمان را در این می داند که «هر دو مطالعه ای هستند روانشناسانه در زندگی و خصوصیات یک شخص خسیس و سودجو».

ارتباط میان «مرگ سودخور» عینی و «حاجی آقا»ی هدایت همچنین موضوع مقاله ای است از ییرژی بچکا که با ترجمه محمد قاسم زاده در پایان رمان «مرگ سودخور» آمده است؛ مقاله ای به نام «دو اثر طنز در ادبیات امروز تاجیکی و ایران». بچکا در این مقاله نخست به خود مقوله طنز و ویژگی های آن پرداخته و سپس به «مرگ سودخور» صدرالدین عینی و «حاجی آقا»ی صادق هدایت که با فاصله کمی از یکدیگر نوشته شده اند. به اعتقاد بچکا این دو اثر طنزآمیز «با سنت های ادبیات فارسی و تاجیکی و ادبیات جهان پیوند دارند» و «در آنها گونه های تازه ای از شخصیت های جاویدان آفریده شده اند و در عین حال، هر یک از آنها در سنت های ادبی خود حائز اهمیت اند». در بخشی از این مقاله درباره وجوه شباهت این دو اثر آمده است: «اغراق، استعاره و نقیضه هجایی در هر دو اثر وجود دارد. توصیف آدم ها، محیط آن ها و مهم تر از همه صفات قهرمان ها در هر دو داستان شباهت دارند: شخص آماج هجا فاقد کمترین اثر از انسانیت و دوستی است؛ چه برسد به عشق. این هر دو هجاهایی هستند پرآب ورنگ و این البته گاهی به خلق الگوهایی منجر می شود که از مرز واقع گرایی می گذرد» و چند سطر بعد باز در ذکر شباهت این دو اثر می خوانیم: «هر دو نویسنده از خیال پردازی واقع گرایانه استفاده کرده اند و در مجموعه ای از کاریکاتور تصاویر درهم تنیده ای آفریده اند». رمان «مرگ سودخور» چنان که حسن جوادی در مقدمه اش بر این رمان اشاره کرده؛ «اولین اثری است که در آن نویسنده به صورت اتوبیوگرافیک از خودش و خاطرات ایام جوانی اش در بخارا بحث می کند و می توان گفت نه تنها به عنوان راوی داستان بلکه یکی از شخصیت های آن حضور دارد».

در این مقدمه همچنین به دیگر آثار صدرالدین عینی اشاره شده است. از صدرالدین عینی کتاب اتوبیوگرافیک «یادداشت ها» نیز به کوشش علی اکبر سعیدی سیرجانی در پنج جلد در ایران منتشر شده است؛ اثری که چنان که در مقدمه حسن جوادی بر «مرگ سودخور» به نقل از یان ریپکا آمده از یک سو متاثر از آثار کلاسیک ایرانی نظیر چهارمقاله نظامی عروضی، گلستان سعدی، بدایع الوقایع واصفی و نوادرالوقایع احمد دانش و از سوی دیگر متاثر از آثار ماکسیم گورکی است.

رمان «مرگ سودخور» به فارسی تاجیکی نوشته شده و به همین دلیل در پایان رمان فهرستی از واژه های تاجیکی متن به همراه معادل های ایرانی آن ها آمده است. آنچه می خوانید سطرهایی است از این رمان: «کسان ناشناس دهان و دست و پای پاسبان را بسته، او را به زمین غیلاندند. یکی از آن آدمان ناشناس، لباس پاسبان را پوشیده و میلتق آن را به دست گرفته به بالای سر او، هم به جای او در پس دروازه قراول شده استاد. دیگران شان طپانچه ها را به دست گرفته، به بالا، به خانه بایی که کارکنان بنک آن جا بوده به حساب وکتاب مشغولی داشتند برآمدند.

- دست هاتان را بالا بردارید!

با شنیدن این آواز که از طرف آدمان سلاح دار برآمده بود، خادمان بنک بی اختیار دستان شان را بالا کردند، بعضی هاشان به دست برداشتن مجال نیافته، بی حس و حرکت شده از روی ستول به زمین خانه غیلیده رفتند. چند نفر آن سلاح داران ناشناس طپانچه هاشان را مهیای پراندن کرده استاده خادمان بنک را به صدا نه برآوردن امر فرمودند. دیگران شان از بغل هاشان ریسمان و روی مال برآورده دست و پا و دهان آن ها را محکم بسته به زمین غیلاندند. سیم تیلیفان را هم بریدند...».