آرشیو چهار‌شنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۸، شماره ۳۵۳۹
حوادث
۱۱

قاتل بعد از 9 سال از اولیای دم درخواست کرد

اگر رضایت نمی دهید زودتر اعدامم کنید

مردی که با پسر یک تاجر همدستی کرده و آن مرد را به قتل رسانده بود، بعد از سال ها تحمل حبس درخواست تعیین تکلیف کرد و از روزهای سخت زندان و غم ازدست دادن همسر و فرزندش گفت. به گزارش خبرنگار ما، متهم که 9 سال قبل با همکاری پسر مقتول او را به قتل رسانده است، خطاب به قضات دادگاه کیفری استان تهران گفت روزهای سختی را می گذراند و به جز مادرش دیگر کسی را در زندگی ندارد. قتل 9 سال قبل در محل کار مرد تاجر اتفاق افتاد. زمانی ماموران در جریان این واقعه قرار گرفتند که مرد مجروح در بیمارستان و در حالت کما قرار داشت. چند روز بعد به پلیس خبر رسید این فرد جانش را از دست داده است. در بررسی هایی که ماموران انجام دادند متوجه شدند مقتول یک کارگر افغانستانی داشت که زمان حادثه فقط او در محل کار مقتول بود. بنابراین مرد جوان مورد بازجویی قرار گرفت. او بعد از چندین جلسه بازجویی به قتل مرد تاجر اعتراف کرد و گفت: پسر مقتول از من خواست او را بکشم. پسر جوان با پدرش اختلاف شدید داشت؛ او به من پیشنهاد داد کمکش کنم پدرش را بکشد و او هم در قبالش به من پول بدهد. من هم قبول کردم. فریب خوردم و از کارم پشیمان هستم. پسر مقتول با توجه به گفته های این متهم بازداشت شد. هرچند او دست داشتن در قتل پدرش را انکار می کرد اما مدارکی به دست آمد که ماموران متوجه شدند گفته های مرد افغانستانی درست است. پرونده با تکمیل تحقیقات و صدور کیفرخواست برای رسیدگی به دادگاه ارسال شد؛ متهمان پای میز محاکمه رفتند و در شعبه 2 دادگاه کیفری استان تهران محکوم شدند. براساس رای دادگاه مرد افغانستانی به قصاص و پسر مقتول به اتهام معاونت در قتل به حبس محکوم شد. روز گذشته بعد از گذشت 9 سال از حادثه، مرد افغانستانی درخواست تعیین تکلیف کرد. او گفت: من در این سال ها هرچه داشتم از دست دادم و دیگر تحمل زندان را ندارم. متهم درباره روز حادثه گفت: یکی از پسران مقتول با پدرش اختلاف داشت و این اختلاف آن قدر شدید بود که او می خواست پدرش را بکشد. من گول حرف های او را خوردم و نتوانستم جلوی خودم را بگیرم. روز حادثه شیشه کشیدم؛ پسر مقتول هم به من تعداد زیادی قرص محرک داد. زمانی که مقتول پشت میزش نشسته بود و داشت کار می کرد، من با یک چکش سراغش رفتم و چندین ضربه به سرش زدم. او بیهوش شد و بعد هم در بیمارستان جانش را از دست داد. متهم ادامه داد: من قبول دارم کاری که کردم اشتباه بود و نباید گول فرزند مقتول را می خوردم. مقتول آدم خیلی خوبی بود؛ من سال ها برای او کار کردم و اصلا مشکلی با هم نداشتیم. همیشه هرچه می خواستم او تا جایی که می توانست انجام می داد اما وسوسه شدم چون پسر مقتول وعده های زیادی به من داده بود. متهم درباره زندگی شخصی اش گفت: من آدم فقیری بودم. بعد از اینکه دستگیر شدم وضعیت زندگی ام بدتر شد. همسرم باردار بود؛ چون نتوانسته بود دکتر برود، مریض شد و خودش و بچه اش با هم فوت شدند. او به خاطر بی پولی و تنهایی نتوانست دکتر برود و از خودش و بچه مان مراقبت کند. در زندگی برایم فقط یک مادر بیمار مانده است. مادرم بیماری قند دارد و ممکن است به دلیل شوک هایی که به خاطر من به او وارد می شود، او را هم از دست بدهم. واقعیت این است که من 9 سال است در زندان هستم و دیگر نمی خواهم این وضعیت را تحمل کنم؛ از اولیای دم درخواست دارم یا حکم را اجرا کنند یا من را ببخشند. مادرم بارها از آنها درخواست بخشش کرده است اما آنها قبول نکردند. فرزندان مقتول که در دادگاه حاضر بودند نیز گفتند: ما درخواست قصاص کرده ایم و همچنان بر این درخواست باقی هستیم و حالا که حکم صادر شده و همه چیز آماده است ما هم حاضریم حکم را اجرا کنیم؛ نمی خواهیم با گذشت ما برادرمان که باعث مرگ پدرمان شده است تخفیف بگیرد و از زندان آزاد شود. ما دیگر او را به عنوان برادر قبول نداریم. پسری که راضی به مرگ پدرش شود و برای قتل او نقشه بکشد نباید خارج از زندان باشد. او باید مجازات شود. اگر ما به این مرد رضایت بدهیم برادرمان هم مشمول تخفیف می شود و از زندان آزاد می شود. اولیای دم گفتند: ما روزها و شب های سختی را گذراندیم. مرگ پدرمان لطمه سنگینی به ما وارد کرد هرچند مقصر اصلی برادرمان است اما عامل قتل این مرد است. او می توانست ضربات چکش را نزند اما به خاطر پول پدرمان را کشت و از اینکه مجازات می شود اصلا ناراحت نیستیم. سپس مادر متهم به پای اولیای دم افتاد و درخواست بخشش کرد. او و پسرش هر دو به شدت گریه می کردند و درخواست گذشت اولیای دم را داشتند اما اولیای دم حاضر به بخشش نشدند. قضات شعبه 2 دادگاه کیفری استان تهران با پایان جلسه دادگاه و عدم سازش طرفین برای تصمیم گیری در این خصوص وارد شور شدند.