آرشیو پنج‌شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۸، شماره ۵۵۰۰
صفحه آخر
۲۰
بوق اشغال

گفت و گو با استاد کیخسرو خروش «چهره ماندگار» خوشنویسی

کسی که دنبال کمال است شهرت نمی خواهد

گفتگو: علی مظاهری

بای بسم الله «آثار استاد خروش، پاسداری از یک سنت ایرانی است... عرفان تشیع با حضور خوشنویسی در تاریخ ماندگار شد و در مقابل خوانش عثمانی از دین مقاومت کرد. چه کسی گفته رامبراند و مانند او، از استاد خروش بهتر کار کرده اند. در حالی که سال 2000 در موزه متروپلیتن، پرتره ای دیدم کار رامبراند؛ نه تنها با پرتره های استاد از امام راحل(ره) قابل مقایسه نیست حتی پرتره هایی که استاد از افراد معمولی کشیده خیلی فراترند، ولی ما بیگانه پرستیم... چهره نگاری ایشان از امام راحل، ر هبرمعظم انقلاب و شهیدچمران [شهدای محراب و...] بسیار حیرت آور است. عمر آن قدر نیست که یک نفر در دو هنر به مقام استادی برسد، مگر نابغه ای همچون استاد خروش.» فرازهایی که خواندید تعارفات دوستانه نیست گزین گفته هایی است از سخنان متخصصان و صاحب نظرانی که همین شهریورماه در موزه خوشنویسی گردهم آمدند برای بزرگداشت «چهره ماندگار» خوشنویسی، استاد کیخسروخروش. یکی از روزهای ماه مهر مهمان شان که بودم یاد کردند از استادشان علی محمد حیدریان که: «تعریف می کرد معروف بود در جوانی اگر کار بد و خلاف بکنی «هنر از شما قهر می کند» پس خود را از کاری که متناسب با این هنر نباشد دور نگه می داشتیم. عرض کنم خدمت شما این کلمه «قهر می کند» خیلی جالب است. معلوم می شود که هنر مزه اش را به کسانی می چشاند که خیلی خودداری و جلوگیری کرده باشند ریاضت کشیده باشند که خلاف انجام ندهند.»
   چکیده زندگی شما در فرازی شعر؟

من گنگ خواب دیده و عالم تمام کر/ من عاجزم ز گفتن و خلق از شنیدنش

   هنر چه باری از دوش مردم برمی دارد؟

چشم شان را باز می کند و غذای روح است و لذتی معنوی دارد که با لذت های دیگر قابل مقایسه نیست جنس دیگری است.

   بهترین برنامه تلویزیون از نگاه استاد خروش؟

همین یوسف پیامبر، هم تاریخی بود هم هرچه به آن اضافه کرده اند برازنده می نمود بعضا سریال های دیگر نیز سرگرم کننده است با بار مثبت و دوست داشتنی.

   برخوردتان با آدم های وقت نشناس و بدقول؟

هیچی! ناراحت می شوم و ناراحت شدنم را یا بازگو می کنم یا توی خودم می ریزم.

    ولی؟

 معمولا از ظاهر من می شود فهمید دلخور شده یا نشده ام.

   در مراسم بزرگداشت شما چه گذشت فرازی از صحبت ها؟

یادم نیست. همه تعریف کردند.

   آخه تعریفی هم هستید.

خواهش می کنم.

   به چه کسی یا چه چیزی شباهت می برید؟

من نمی دانم.

   جوان جویای نام که در حسرت شهرت است؟

کسی اگر کارش را درست انجام بدهد و استعدادش را درست به کار بگیرد، وقتی کارش مقبول دیگران واقع شود خودبه خود به نام هم می رسد

   منتها از اول اگر فکرش کسب نام و شهرت باشد؟

 خطاست؛ کار اصل است و آن امتیازات فرع.

   کی گریه کردید؟

بچگی هام

   و از ته دل خندیدن؟

یادم نیست.

   ولی در این گفت وگو که هر لحظه خنده روتر بودید؟

معمولا اگر با یک همدل مثل شما هم صحبت باشم از ته دل می خندم.

   اگر یک بار دیگر به دنیا بیایید چه کاری برمی گزینید؟

 همین کار.

   بهترین ساعت کار هنری؟

روز.

   از برترین نقاشان کلاسیک؟

اینها گل هایی هستند که هرکدام رنگ و بوی خودشان را دارند.

   از این همه شاگردهاتان آنهایی که به جایی رسیدند؟

آدم از آنها ممنون است و به خودش می بالد.

   آنهایی که وقت معلم را گرفتند و به جایی نرسیدند؟

برعکس، دلخوری و عدم رضایت می آورد.

   استاد! شده در عالم خوشنویسی بی پولی کشیده باشید؟

خب این کار همیشگی ما بوده.

   کار که تمام می شد؟

با یک رقم پایین به فروش می رفت.

   پول هایی که برای کتابت می گرفتید در مقایسه با الان؟

اصلا در زمان حاضر به حساب نمی آید بس که ارزشش پایین بود.

   پس با قناعت سر کرده اید؟

کار خوشنویسی همین طور است.

   البته در مقاطعی خوشنویسی رونقی داشته.

ولی در بیشتر عمر خوشنویسی، کمتر کسی بوده که از نظر معیشت در مضیقه نبوده یا وضع مادی اش خوب بوده باشد.

   پس چیزی که خوشنویسی را پیش برده؟

دقیقا عشق بوده.

  ... در آغاز به شمای هنرجو نمی گفتند «فکر نون کن که خربزه آبه» و...؟

چرا می شنیدیم بعضی می گفتند این که کار نمی شود نان و آب ندارد... ولی همان طور که گفتید وقتی آدم به کاری عشق داشته باشد نمی تواند دست بردار باشد.

   شما چه سان سرآمد شدید؟

من خودم نمی توانم بگویم سرآمد شده ام این را دیگران باید بگویند، اما به قول استادمان آدم عمرش را به عنوان پشتوانه این کار می گذارد.

   خط، خیلی کم بازده و دیربازده است:

ما کسی را نمی شناسیم که در کمتر از بیست و سی سال در عالم خط به جایی رسیده باشد.

   یک ضرب المثل در این باره؟

 هم عمر نوح می خواهد هم صبر ایوب.

   گویند که: این کار مهارت است با هنر فاصله دارد؟

می گن این چیزا رو... آخه ببینین! الان که من و شما با هم نشسته ایم به کسی که دست پختش خوب است هنرمند می گویند؛ جایی که به آشپزی هنرمی گویند، شما بحث می کنید خوشنویسی هنرست یا نه... بله هنر است.

   من بحث نمی کنم عده ای می گویند؟

بله! برای همان عده دارم عرض می کنم که خوشنویسی هنر است.

   و شان این هنر؟

بسیار هنر قدسی و بسیار هنر والایی ا ست خط.

   الهام هنگام مشق، ببینید خودتان نیستید تجلی یک نیروی دیگر در کار است؟

این از ویژگی های این هنر است که وقتی شخص، حواس و افکارش متمرکز می شود خودش را فراموش می کند.

   لازمه خوشنویسی؟

تمرکز می خواهد و آرامش ذهن.

   شور اشراق در خوشنویسی؟

در آن عوالم خودش حضور ندارد انگار کسی دیگر هست و دارد کار انجام می دهد.

   آرامش خوشنویسانه (آهستگی و افتادگی، بی هیاهو)؟

این لازمه کار است خوشنویس ها غالبا آدم هایی درونگرا هستند با حال و هوای بیرونی سروکار ندارند.

   وقتی آدم عصبانی باشد؟

نمی تواند کار کند باید آرامش داشته باشه.

   لازمه خوشنویس شدن؟

همین است؛ یعنی... (یک دفعه فراموشم شد).

    گاهی مثلا راننده تاکسی با شما دست به یقه شود؟

اهل هنر در جایی قرار نمی گیرند که با مردم عادی برخورد خشن داشته باشند.

   بیست سال پیش جهان را چه جور می دیدید؟

مثل الآن نگاه می کردم فقط پخته تر شده.

   دغدغه تان طی سیرتان در عالم هنر؟

این بوده که این دو هنر (خط ونقش) را به کمال برسانم. این که داریم عمری را تلف می کنیم یا صرف این هنرها می کنیم، بتوانیم این هنرها را پیش ببریم.

   اوج این کمال جویی؟

خیلی لذت بخش! خوشحالی وصف ناپذیر.

   پلاکاردهای بزرگداشت تان که سراسر پایتخت به چشم می خورد؟

من ندیدم باور می کنید شنیدم فقط.

   احساس تان نسبت به شهرت؟

کسی که به کمال فکر می کند و در تلاش است که این فضیلت را کسب بکند، با این چیزهای معمولی احساس خوشحالی نمی کند.

   حتی اندکی از بسیاری؟

یعنی می کند، اما آن طوری که برای سایرین ایده آل است برای او نیست.

   و ایده آل شما؟

موفقیت در هنر.

   دل تون برای خودتان تنگ بشه؛ شده؟

چرا؟ چرا تنگ بشه؟!

   یادی از همدلی و همراهی همسرتان؟

ایشون خیلی زن زحمتکشیه و در مورد من هیچ کوتاهی نکرده واقعا یار من بوده ازش ممنونم.

   به خودتان که سر می زنید چه می گویید؟

فکر می کنم.

   صریر قلم؟

صدای خوشایندی دارد.

   کاغذسفید مشتاق مشق شما؟

فعلا که قحط کاغذ است. یعنی کاغذ هست، اما کاغذی که به درد خوشنویسی بخورد الان سی چهل سال است که نیست!

   خط زندگی تان مثل خط تان زیبا شده؟

می دانید؟! زیباترین و دلچسب ترین، موقعی ا ست که آدم در کارش موفق باشد.

   اگر هنرمند در کارش موفق نباشد طوری که حتی احساس پوچی بکند؟

این خیلی دردناک است.

   استاد امیرخانی به بنده گفت چکیده شخصیت ایرانی برابر است با خط نستعلیق؟

... ما می توانیم ادعا بکنیم هنر صددرصد ایرانی، خط نستعلیق است.

   اگر میرعماد یا میرزاغلامرضا در دوران ما بودند آیا به نقاشی خط می پرداختند؟

فکر نمی کنم.

   جدی! فرزند زمانه شان نبودند؟

(باخنده) یعنی اگر نقاش هم بودند شاید این کار را می کردند، اما چون خوشنویس هستند نه!

   چرا پایه های خوشنویسی روی تقلید است و از رودست نویسی؟

همان طور که ظاهر آدم ها مثل هم نیست خط شان هم مثل هم نیست تا مدتی که شما زیر دست یک استاد کار می کنید ممکن است شباهت هایی بین شما و استاد به وجود بیاید...

   این طبیعی ا ست، ولی در نهایت؟

شما خودت خواهی شد و یک شاکله ای را از خودت ارائه می دهی.

   شده وقت مشق، قلم تان هی بشکند و بشکند؟

نه! چون با قلم، جنگ که نمی کنیم! می نویسیم.

   جوهرتان تمام شود، چه؟

دوات است، چرا تمام شود.

   بزرگان خوشنویس از دید شما؟

اینها آدم های عاشق، بااستعداد، ثابت قدم (دارم شخصیت هاشان را بیان می کنم) پایبند به این که با هیچ بدی در تماس نباشند و خودشان را پاک حفظ کنند ضمیر سالم و درون پاک از خواسته های اساتید گذشته بوده.

   آنان غالبا مذهبی بودند.

بله. وقتی مثلا کتابت قرآن را می خواستند دست بگیرند با وضو این کار را می کردند.

   ویژگی رفتاری استادان گذشته؟

آدم های آرام و باذوق و متدین و پر انرژی، با حوصله زیاد.

   یادی از پنج شرط اساتید برای خوشنویسی.

از چهارتاش صرف نظر می کنیم یکیش «طاقت محنت» است.

   طاقت محنت؟

یعنی سختی هایی را که در خوشنویسی وجود دارد بتواند تحمل بکند.

   پس اگر آدمی باشد که زود از «مشق» زده شود؟

به درد خوشنویسی نمی خورد.

   از حافظ که گزینش کردید برای خوشنویسی؟

لذت بردم.

   همان مهم است:

بله.

   کتیبه های مسجد امام؟

اینها را شاهکارهای هنر خوشنویسی تلقی می کنم و برای هر خوشنویسی دیدن آنها لذتبخش است.

   شاهکار چه جوری به وجود می آید؟

به نظر من وقتی کسی که در عالم هنر فعالیت می کند چیزی به جز موفقیت در هنر نخواهد! این کمال توی این احساس رشد می کند و پرورانده می شود.

   و موقعی که به پول فکر می کند؟

موقعی که تمام مدت نوشتن، فکرش متوجه زیبایی های کار نیست... (چی فرمودین؟)

   شاهکار...

...به وجود نمی آید.

   و شاهکار کی به وجود می آید؟

آن وقت که [هنرمند] از خود بی خود و مجذوب هنر است.

   چطور می شود به جاودانگی دست یافت؟

ببینید! چیزی که گران به دست می آید باید برایش عمر گذاشت و خواسته های لذت بخش زندگی را فدایش کرد، صادقانه عشق ورزید و... کاری از این دست ماندگار می شود.

   «آن» و راز ماندگاری؟

 از طرف خداوند این موهبت به چنین کسانی داده می شود آن کمال را اینها تجربه می کنند و به آن دست پیدا می کنند.

   کسانی که طاقت محنت ندارند؟

نه تنها لذت نمی برند که رنج هم می برند.

   از ویژگی های خوشنویسی؟

در تذکره خوشنویسان آمده: از کوزه همان برون تراود که در اوست؛ درون، فکر و باورهای انسان تماما متجلی می شود در هنر خوشنویسی.

   این را می شود تعمیم داد به همه هنرها؟

بله، اما هنر خوشنویسی را هندسه روحانیت نامیده اند. خط اصولا هندسه است.

   یعنی شما خودت را ترسیم می کنی؟

چون شما به درون تان شکل می بخشید و در مقام بیننده قرارش می دهید.

   الان از روی خط، شخصیت شناسی می کنند.

این واقعی ا ست به خصوصیات تان می رسند و می شناسند...

   کار خطرناک برای خوشنویس؟

خیلی هست. برشمرده اند. حتی چه غذاهایی بخورید یا نخورید پرخوری نکنید... ال کنید بل کنید.

   از نعمت های خدا؟

این که راضی ام. عمرم را در جهت هنر و زیبایی هایی که در هنر هست صرف کردم.

   خوشنویس با چه چیزهایی سر و کار دارد؟

با ابزار خوشنویسی، با جمع کردن خطوط اساتید گذشته.

   از عادت های خوشنویسان گذشته؟

علاوه بر خوشنویسی یا ساز می زدند یا شعر می گفتند.

   هویت فرهنگی، هویت ایرانی و خط؟

هنر خط، زاده شده از این مرز و بوم است اصالتش ایرانی است احتیاجی به الگوبرداری از هنر فرنگی ندارد. اینها با میراث هنری که گذشتگان گذاشته اند سیر می کنند.

   شمای نقاش از کدام رنگ ها بیشتر خوش تان می آید؟

همه رنگ ها خوبند.

   با کدام مانوس تر و رفیق ترید؟

 همه شان خوبند.

   اصطلاح جیغ بنفش را شنیده اید؟

بله. (شعر هوشنگ ایرانی)

   شده بنفش سرتان جیغ بکشد؟

نع!

    یک مدتی از یک رنگی قهرنکرده اید؟

نع

   رنگ ها از شما قهر نکرده اند؟

نع

   همیشه آشتی و صفا؟

بله.

   استاد جلیل رسولی ماه رمضان بود به بنده گفت اگر می شد با رنگ فیروزه ای می رفتم تعطیلات عیدفطر:

این رنگ ها جاذبه دارد یعنی احساس خوشی به آدم دست می دهد باعث شادی و لذت می شود.

   از سدهایی که شکستید و از سر راه برداشتید؟

افسردگی به قدری بازدارنده است که... با هنر به جنگ افسردگی رفتم.

   وقتی رابطه با هنر قطع می شود؟

 افسردگی می آید.

   انگیزه ادامه با وجود افسردگی؟

عشق.

   در زندگی تان چی کم است؟

تا آنجا که وسع مان رسیده به اندازه ظرفیتی که داشتیم پیشرفت کردیم و...

   نیت تان؟

این بوده که آدم به هر مرحله ای می رسد بالاتر... بالاتر... بالاتر همین طور چشم اندازها می رود بالا.

   و این افق های بلند تازه؟

انگیزه می شود برای کار انجام دادن.

   استاد! حالا از شما چی بپرسم؟

اگر بگویی برای چی تلاش می کنی، می گویم برای بهترشدن و مقبول عام شدن.

   زندگی و تعریفش؟

یک مسیری است که همه داریم می رویم انسان باید معتقد به یک چیزی باشد و ما هنرمندها به هنر معتقدیم.

   به دستاوردتان که می نگرید؟

لذت بخش است.

   (با آن پرهیز و ریاضت) جوانی هم کرده اید؟

حقیقتش جوانی به آن معنا نکرده ام.

   از خدا چه پاداشی به خاطر تلاش هنری تان چشم دارید؟

خدا همین قدر که چشم ما را به هنر باز کرد و این موهبت را نصیب ما کرد... همین بزرگ ترین معامله و سود را برای آدم دارد.

   توشه آخرت استاد کیخسرو خروش؟

هر کسی که عاشقانه راه را طی بکند به نظر من بهشتی است و این عشق انسان را به طرف بهشت سوق می دهد، حالا چه مسیر هنر باشد چه عرفان و...