آرشیو شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸، شماره ۷۱۷۹
صفحه آخر
۱۶
گزارش

بعد از وقفه ای یک ساله برگزیدگان نوبل ادبی سال های 2018 و 2019 معرفی شدند / انتقاد از انتخاب پیتر هانتکه برای حمایت از نسل کشی «سربرنیتسا» از سوی صرب ها

حاشیه ای تازه برای برگزارکنندگان مشهورترین جایزه ادبی جهان

مریم شهبازی

هیات داوران آکادمی نوبل ادبیات بعد از انتقادها و حاشیه های بسیاری که در سال های گذشته پشت سر گذاشتند بالاخره اولگا توکارچوک و پیتر هانتکه را به عنوان برگزیدگان دو سال اخیر معرفی کردند؛ حاشیه هایی مثل انتخاب باب دیلن به عنوان برنده نوبل ادبیات و بحران جنسی ای که سال گذشته گریبانگیر گردانندگان اصلی جایزه شد. بعد از این رسوایی برخی از اعضای آکادمی استعفا کردند و اهدای جایزه سال گذشته هم به امسال موکول شد.

سایه سنگین یک رسوایی

نوبل ادبیات معمولا به دلیل انتخاب های سیاسی هیات داورانش، نسبت به دیگر جوایز ادبی، با نقدهای بیشتری مواجه می شود. نوبل 2016 در حالی بعد از فراز و نشیب های بسیار در دستان باب دیلن قرار گرفت که حتی خود او در ابتدا از قبول جایزه سرباز زد. اهالی ادبیات منکر جایگاه او نبودند، اما از این گلایه داشتند که چرا این جایزه ادبی باید در دستان مردی قرار بگیرد که چهره ای شناخته شده در عرصه موسیقی دارد و نه ادبیات. بگذریم خود دیلن هم وقتی با تاخیر جایزه را قبول کرد، گفت وقتی خبر برگزیده شدنش را شنیده زبانش بند آمده است! سال 2017 اعضای آکادمی نوبل برای انتخاب کازوئو ایشی گورو، نویسنده ژاپنی تبار ساکن انگلستان، دوره آرام تری را پشت سر گذاشتند. هرچند این آرامش هم دیری نپایید و سال گذشته ماجرای رسوایی های اخلاقی متاثر از جنبش «MeToo» به آکادمی نوبل هم رسید و به شکایت از ژان کلود آرنو -همسر یکی از اعضای اصلی پیشین آکادمی نوبل- منجر شد. نکته جالب این ماجرا جایی بود که حتی از یکی از اعضای خاندان سلطنتی سوئد هم به عنوان یکی از زنان قربانی این چهره مشهور فرانسوی نام برده شد.

حمایتی که هنوز هانتکه را رها نکرده است

حاشیه های این سال های نوبل ادبیات این انتظار را ایجاد کرده بود که آکادمی امسال انتخاب هوشمندانه تری بکند. اما به محض اعلام اسامی اولگا توکارچوک و پیتر هانتکه به عنوان برگزیدگان سال های 2018 و 2019 دوباره انتقادهایی متوجه این آکادمی شد. این گلایه ها بیشتر به انتخاب هانتکه برمی گشت؛ نویسنده اتریشی ساکن فرانسه که پیشتر در خلال جنگ های یوگسلاوی از نسل کشی «سربرنیتسا»  از سوی صرب ها حمایت کرده و همان زمان با انتقادهای متعددی از سوی اهالی ادبیات روبه رو شده بود. منتقدان بحثی بر سر جایگاه ادبی این نویسنده آلمانی زبان ندارند اما هنوز سخنرانی اش را در سال 2006 در مراسم درگذشت اسلوبودان میلوشویچ، جنایتکار جنگی صرب، فراموش نکرده اند. انتقاداتی که این حمایت به دنبال داشت تا جایی پیش رفت که منجر به خط خوردن نام هانتکه به دلیل مواضع سیاسی اش از برگزیدگان احتمالی جایزه «هاینریش هینه» شد. حتی گذشت چند سال هم تاثیری در بهبود چهره جهانی این نویسنده نداشت؛ تاجایی که سال 2014، به محض اعلام نام او به عنوان برگزیده جایزه «ایبسن» هم اعتراضاتی شکل گرفت. با این حال همچنان از هانتکه 76 ساله به عنوان یکی از چهره های شاخص ادبیات آلمانی یاد می شود. «زن چپ دست»، «ویکتور مقدس»، «بازی پرسش»، «سرزمین کلمه» و «دن خوان از زبان دن خوان» از معروف ترین آثار هانتکه در سال های اخیر به شمار می آیند. «زن چپ دست»، «ترس دروازه بان از ضربه پنالتی»، «کاسپار» و «محاکمه» هم از جمله آثار اوست که به فارسی ترجمه شده اند. اما برخلاف انتخاب پیتر هانتکه به نظر می رسد اولگا توکارچوک هیچ حاشیه ای برای برگزار کنندگان این جایزه ادبی به دنبال نداشته باشد. گویا اعضای این آکادمی بعد از رسوایی جنسی سال گذشته با این انتخاب به دنبال بازگرداندن بخشی از اعتماد از دست رفته اهالی ادبیات و مردم به خصوص زنان به خود بوده اند. «توکارچوک» پانزدهمین زنی است که موفق به دریافت جایزه ای شده که بارها به مردمحور بودن متهم شده است. پیش تر رئیس آکادمی گفته بوده این نهاد با حذف نگرش های «مردمحور» و همچنین «اروپامحور» درصدد کسب دوباره جایگاه خود برآمده است.

 با وجود آنکه توکارچوک به اندازه هانتکه در معرفی به مخاطبان فارسی زبان خوش شانس نبوده، اما این نویسنده لهستانی از جمله چهره های شاخص جهانی ادبیات است. از توکارچوک پیش از این برای رمان «پروازها» با اعطای جوایز جشنواره بین المللی ادبیات ویله نیتسا و جایزه جهانی «من بوکر» تجلیل شده است. این نویسنده 57 ساله در آثار خود با نگاهی فراجنسیتی به مسائل و مصائبی می پردازد که انسان امروز به آن مبتلاست. البته فارغ از انتقادهایی که به شخصیت هانتکه وارد شده این ویژگی را در آثار او هم می توان دنبال کرد.

 
مواضع سیاسی نباید روی جایگاه ادبی نویسنده سایه بیندازد
علی اصغر حداد / مترجم ادبیات آلمانی

نه تنها درباره جایزه ادبی نوبل، درباره هر جایزه ای با تعدادی موافق و مخالف روبه روییم. با این حال هر دو نویسنده ای که برای نوبل دو سال اخیر معرفی شده اند از جمله چهره های شاخص ادبیات محسوب می شوند. پیتر هانتکه از نسل نویسندگان آلمانی زبانی ست که نوشتن را بعد از جنگ جهانی دوم آغاز کرده اند. دورانی که مصائب جنگ تازه به پایان رسیده بود و او که نویسنده ای جوان بود تالیف رمان های طولانی را به سخره می گرفت، از همین رو وقتی به کارهای ابتدایی او نگاه کنید با رمان های شصت-هفتاد صفحه ای روبه رو می شوید؛ هر چند که بعدها او هم رمان های حجیم چندصد صفحه ای می نویسد. نثر او در ابتدای کار با متن های کوتاه و موجز همراه بود، هانتکه صاحب نمایشنامه های متعددی هم است و جایگاهی که میان نویسندگان جوان تر دارد مهم و قابل احترام است. او در کسوت نویسنده ای منتقد قدم به عرصه گذاشت، از نویسندگانی که به دنبال تزریق تفکراتی خاص و پند و اندرز به مخاطبان بودند گلایه داشت و می گفت نویسنده موظف است مخاطب را با حقیقت روبه رو کند و بگذارد که او خودش تصمیم بگیرد. او هم مثل اولگا توکارچوک، دیگر برگزیده نوبل ادبی امسال، بیش از ساختارگرا بودن به مضامین داستان هایش شهرت دارد. او در بحث ساختارهای ادبی از جمله نویسندگان ساختارشکن نیست و به نوعی می توان وی را از پیروان نسل پیش از خودش دانست. من هم درباره مواضع سیاسی او شنیده ام منتهی معتقدم که هیچ یک از اینها نمی تواند منجر به نادیده گرفتن جایگاه ادبی اش شود. کاری به وجهه سیاسی جایزه نوبل که نمی توان منکرش شد ندارم ولی بر اساس تخصص خودم معتقدم ادبیات آلمانی از گذشته های دور تا به امروز برخوردار از جایگاه خاصی میان مخاطبان ایرانی بوده و همچنان هم است. امیدوارم معرفی برگزیدگان نوبل منجر به عرضه ترجمه های شتاب زده از آثار این دو نویسنده شاخص جهانی نشود.

از اهدای نوبل به هانتکه خوشحالم نیستم
اسدالله امرایی / نویسنده و مترجم

برخی از ما ایرانیان گمان می کنیم اگر فلان نویسنده خارجی را نمی شناسیم عجیب است اگر موفق به کسب جوایز مطرح شود و جالب این است که ملاک را بر میزان شناخت خودمان می گذاریم. نمی گوییم اگر فلان نویسنده مطرح برای ما ناشناخته مانده ایراد از جای دیگری، از جمله احتمال بالای سانسور آثارش است. درست مانند مساله ای که در انتخاب اولگا توکارچوک رخ داده است. شاید این نویسنده لهستانی برای ما ایرانی ها خیلی شناخته شده نباشد اما او چهره ای مشهور در عرصه جهانی ست. اغلب خالق داستان هایی فراجنسیتی و متکی بر مشکلات انسان امروز و حتی فراتر از مرزهای جغرافیایی کشور خودش بوده است. چند سال قبل مصاحبه ای با این دوست نویسنده داشتم که تاکید کرد زنان هم مثل مردان برای او از جنبه انسانی اهمیت دارند. حتی به جریان ادبی لهستان اشاره کرد. این جریان را به رود دانوب تشبیه کرد و گفت او و دیگر همکارانش را می توان جوی باریکی از این رود عظیم دانست. توکارچوک در حوزه ادبیات مدرن جهانی کار کرده و مضامین انسانی از مهم ترین علاقه مندی هایش برای نوشتنند. البته او به مسائل زیست-محیطی و همچنین مشکلات سیاسی جهان و اتفاقات روز زندگی معاصر هم توجهی ویژه دارد. انسانی را به تصویر می کشد که گرفتار موقعیت خطیر زندگی امروز شده؛ البته این ویژگی را در نوشته های پیتر هانتکه، دیگر برنده نوبل ادبیات، هم می توان دید. با اینکه نمی توان منکر جایگاه ادبی هانتکه در گستره ادبیات آلمانی زبان شد، اما بابت موضع گیری سیاسی او در نسل کشی «سربرنیتسا» ازسوی صرب ها از انتخاب او چندان خوشحال نیستم. هرچند که باز هم تاکید می کنم جایگاه ادبی قابل قبولی دارد؛ تا جایی که نویسندگان جوان از او در خلق آثارشان الگوبرداری می کنند. برای او هم ادبیات اعتراضی جایگاهی جدی دارد. هانتکه در تمام سال هایی که نوشته در تلاش بوده از موقعیت انسان و مقابله اش با قدرت های مستبد و همچنین حکومت های توتالیتر بنویسد؛ با این حال مواضع سیاسی نادرستی که درباره جنگ های یوگسلاوی در پیش گرفت چهره جهانی اش را خدشه دار کرده است.