آرشیو شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸، شماره ۴۴۸۶
دیپلماسی
۵

یک پرسش و چند پاسخ

آیا مکرون رهبر جدید سیاست خارجی اروپاست؟

هدیه عابدی

جودی دمپسی، سردبیر وبلاگ «استراتژیک یوروپ» وابسته به اندیشکده کارنگی پرسشی را درخصوص چالش های سیاست خارجی و امنیتی که نقش اروپا در جهان را تعیین می کند، طرح کرده است. گروهی از کارشناسان و تحلیلگران به این پرسش پاسخ داده اند که آیا مکرون رهبر جدید سیاست خارجی اروپاست؟

قطعا مکرون رهبر است

اریک براتبرگ، مدیر برنامه اروپا و عضو اندیشکده کارنگی در پاسخ به این سوال می گوید: شکی نیست. با اتمام دوره آنگلا مرکل صدراعظم آلمان، در شرایطی که نخست وزیر جدید بریتانیا درگیر بحران خروج از اتحادیه اروپاست و در زمانی که دولت یاغی ترامپ در امریکا بر سر کار است، رییس جمهور فرانسه امانوئل مکرون از این خلا استفاده کرده و جایگاه خود را به عنوان رهبر سیاست خارجی واقعی اروپا پیدا کرده است. شتاب مکرون برای انجام فعالیت های دیپلماتیک اخیر مانند تلاش برای مذاکره میان روسیه و اوکراین و همین طور میان ایران و ایالات متحده قطعا تاثیرگذار بوده، اما تاکنون به نتیجه ای نرسیده است. مکرون در مقابله با مساله چین نیز به عنوان محکم ترین رهبر اروپایی ظاهر شد.در حالی که رهبری سیاست خارجی مکرون به خوبی پیش می رود -خصوصا اینکه در حال حاضر کمتر رهبر اروپایی پیدا می شود که چنین دیدگاه یا نفوذی داشته باشد- او باید همچنان در برابر وسوسه انجام این کار به تنهایی مقاومت کند تا مبادا دیگر کشور های اروپایی در مورد اهداف فرانسه دچار تردید شوند.مکرون برای دستیابی به موفقیت باید اقدامات دیپلماتیک خود را بیش از پیش با دیگر رهبران اتحادیه اروپا هماهنگ کند. به طور مثال، بسیاری از کشورهای منطقه شمال و شمال شرق اروپا، اروپای شرقی و مرکزی نگران برنامه های فرانسه برای ایجاد رابطه با ولادیمیر پوتین، رییس جمهور روسیه، هستند. در اینجا مکرون می تواند مانند زمانی که ژان کلود یونکر، رییس کمیسیون اروپا و آنگلا مرکل را برای شرکت در اجلاس 2019 پاریس دعوت کرد از تاکتیک «اروپایی سازی» روابط خود با رییس جمهور چین، شی جین پینگ دوباره استفاده کند.

حرف زدن از کسی رهبر نمی سازد

استیون ارلانگر، خبرنگار نیویورک تایمز در این باره می گوید: مکرون عاشق حرف زدن است. به نظر می رسد هیچ کس قادر به کنترل پرحرفی او نیست. او در مورد مشکلات واقعی مانند شکاف ایجاد شده در اتحادیه اروپا، رکود اقتصاد اروپا و مشکلات مربوط به روسیه و چین نیز دوست دارد حرف بزند.اما حرف زدن به تنهایی نمی تواند از کسی رهبر بسازد. نتایج نیز مهم است و تاکنون در حوزه روابط خارجی نتیجه چندانی حاصل نشده است. تلاش او برای ترتیب دادن مذاکره میان ترامپ و روحانی ایده بدی نیست، اما پیچیدگی های موجود در رابطه سیاسی میان ایران و امریکا را درنظر نمی گیرد. احیای توافقنامه مینسک برای حل مناقشه در شرق اوکراین نیز ایده بسیار خوبی بود، اما به نظر می رسد مکرون در مورد منافع و تاکتیک های پوتین بیش از اندازه ساده لوحانه عمل می کند.او همچنین در درک و مدیریت روابط با آلمان و دیگر اقتصادهای قدرتمند اروپای شمالی شکست خورده و موجب ناراحتی کسانی شده که برای اجرای برنامه هایش به آنها نیاز داشت. او شاید در شغل قبلی خود در حوزه امور بانکی بین المللی و اروپایی عملکرد خوبی داشته است، اما این موضوع ضمانتی بر موفقیت سیاست هایش در مقام رییس جمهوری نیست.

ویژگی های منحصر به فرد مکرون

فرانسوا هایزبورگ، مدیر موسسه بین المللی مطالعات راهبردی لندن در این باره می گوید: از حدود 60 سال پیش که پنجمین جمهوری فرانسه شروع به کار کرد، این کشور چه از نظر سیاسی و چه از نظر راهبردی نسبت به وسعتش تاثیرگذاری زیادی داشته است. چنین موفقیتی با تعریف اهداف مشخص و استفاده از تمامی ابزار ها برای برآورده کردن آن - مانند استفاده از قدرت نظامی- و استفاده از حمایت گسترده جامعه اروپا و عضویت دایمی فرانسه در شورای امنیت سازمان ملل محقق شد.سیاست خارجی در فرانسه همواره در سطح ریاست جمهوری برنامه ریزی شده و اغلب در میان افکار عمومی در مورد آن بزرگنمایی می شود. از این نظر مکرون جا پای پیشینیان خود گذاشته است. با این حال، با وجود اینکه اوضاع فرانسه مانند باقی کشورهای اروپا نسبتا رو به افول است، اما مکرون نسبت به اسلاف خود چند مزیت به خصوص دارد؛ تازه نفس بودن مکرون، انرژی جوانی و تمایل او به مسوولیت پذیری به جای مخفی شدن در پشت دیگران، تاکنون به او کمک زیادی کرده است. البته نکته اصلی ماجرا این است که او برای رهبری اروپا رقیبی ندارد. در شرایطی که ایالات متحده قدرت سیاسی خود را برای رهبری غرب از دست داده، صدراعظم آلمان در پایان دوره خود قرار دارد و حزب حاکم آلمان کارایی لازم را ندارد، بریتانیا درگیر برگزیت است، ایتالیا در شرایط عدم قطعیت قرار داشته و اسپانیا نیز رهبر ندارد، مکرون تبدیل به مناسب ترین گزینه برای رهبری اروپا شده است.

مکرون،رهبر بی رقیب

جوزف جنینگ از کارشناسان سیاسی آلمان معتقد است: امانوئل مکرون به دلیل نداشتن رقیب است که به رهبری اروپا رسیده، هیچ شخص قدرتمندی نبود که او را به چالش بکشد. بریتانیا در عمل از قدرت اروپایی خود کناره گیری کرده است، آلمان تمایلی به رهبری ندارد اما ترجیح می دهد وضعیت فعلی را اندکی تغییر دهد، ایتالیا و اسپانیا درگیر تشکیل دولت های خود هستند و کشورهای کوچک تر عضو اتحادیه اروپا نیز که توانایی رهبری دارند، آرمان مشترک ندارند و سیاست های شان با هم هماهنگ نیست. عمر کمیسیون اروپا از بهار 2019 به پایان رسیده است، هر چند حتی قبل از این تاریخ نیز مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، فدریکا موگرینی در جلب حمایت شورای امور خارجه اتحادیه اروپا از نظرات خود، موفقیت چشمگیری نداشت. همان طور که می بینیم هیچ یک از عوامل فوق قرار نیست به زودی تغییر زیادی داشته باشند. از سوی دیگر مکرون انگیزه های مهمی برای فعال شدن دارد. پس از آنکه جنبش جلیقه زردها اصلاحات داخلی مدنظر او را از شتاب انداخت و ایده های بلندپروازانه او در مورد اصلاح منطقه یورو و «بازگرداندن اروپا» شکست خورد، سیاست خارجی تنها موضوعی است که ریاست جمهوری تک نفره مکرون را سرپا نگه داشته است، بنابراین او توجه خود را روی مسائلی (مانند نقش ایتالیا در لیبی، روابط آلمان با روسیه یا تاثیر بریتانیا بر پرونده ایران) گذاشته که پیش تر در دست دیگران بوده است. مکرون معتقد است که اروپای غیرفعال و ضعیف ارتباطات فرانسه در امور بین المللی را کاهش داده و همچنان بر این باور است که فرانسه می تواند باری از دوش اتحادیه اروپا بردارد. درحالی که اعتقاد او درباره مورد اول خبر خوبی برای اروپاست ولی اعتماد به نفس او در مورد دوم می تواند منجر به کاهش سریع رشد اقتصادی شود.

کدام رهبر جدید؟

سیلویا کافمن، خبرنگار فرانسوی در پاسخ به این سوال می گوید: چرا «رهبر جدید؟» مگر اروپا تاکنون رهبر سیاست خارجی داشته که مکرون بخواهد رهبر جدید آن باشد؟ اصلا اروپا تا حالا سیاست خارجی داشته است؟ البته باید داشته باشد. اما تا زمانی که اروپا سیاست خارجی دارد، مکرون فکر می کند که خودش باید دست به کار شود چون کس دیگری نمی تواند. او دیدگاه خودش را دارد و معتقد است که در عرصه جهانی زمان برای اروپا رو به اتمام است و روند تصمیم گیری اتحادیه اروپا بسیار کند پیش می رود. او قصد دارد سیستم را تغییر دهد، بنابراین تلاش می کند که رهبری کند. گاهی اوقات موفق است و گاهی اوقات شکست می خورد.یکی از مواردی که در آن نقش رهبر را ایفا کرد زمانی بود که آنگلا مرکل و ژان کلود یونکر را به دیدار شی جین پینگ در پاریس دعوت کرد. مورد دیگر زمانی بود که شورای اروپا با از میان برداشتن سیستم نامزد پیشرو و اجبار نامزدها برای خدمت رسانی به نفع تمامی کشور ها (و نه تنها فرانسه)، روسای جدید موسسات اتحادیه اروپا را منصوب کرد. او همچنین در نشست وزیران اقتصاد 7 کشور صنعتی (جی 7) که در ماه آگوست برگزار شد، نقش رهبر را به عهده داشت. در مورد روسیه شرایط سخت تر است، چراکه اینجا پای پوتین در میان است و مکرون نیز به خودش زحمت نداده که چند نفر از دوستانش را با خود همراه کند. نقطه ضعف استراتژی مکرون سرعت اوست. او به خوبی مراقب متحدانش نیست و این امر، زمان بر است. او باید بداند که یک رهبر فرانسوی که می خواهد اروپا را رهبری کند، باید همیشه حواسش به کشورهای دیگر این اتحادیه باشد.

مردی برای تعامل با مردم

آنالینا کاهانن خبرنگار آلمانی معتقد است: مکرون قطعا یکی از جالب ترین سیاستمداران اروپایی است. آن طور که او از پوپولیسم علیه پوپولیست ها استفاده می کند، نشان دهنده استعداد اوست. مکرون مستقیم با مردم صحبت می کند و با آنها تعامل دارد. ما در جنبش جلیقه زردها و همچنین سرمقاله او در مورد احیای اتحادیه اروپا، شاهد این موضوع بودیم. مکرون اهداف مهمی در سر دارد و واقعا ایده «اتحادیه اروپای محافظت گرا» را در راس امور قرار داده است.

مکرون،بیش از اندازه محتاط

پل تیلور دبیر وب سایت پولیتیکو معتقد است که مکرون در مورد ایجاد فشار به کشورهای دیگر اروپا برای داشتن سیستم دفاعی قوی تر در این قاره و همچنین نزدیک نگه داشتن بریتانیا به اروپا از نظر امنیتی پس از برگزیت کاملا محق است، اما برای کسب موفقیت باید با دیگر شرکای اروپایی همکاری بیشتری داشته، محتاطانه تر عمل کرده و نهادهای اتحادیه اروپا را در سیاست کاری خود بگنجاند.