آرشیو شنبه ۲۰ مهر ۱۳۹۸، شماره ۹۶۰۹
اجتماعی
۱۰

علل دروغگویی در گفت و گوی «رسالت»با علیرضا شریفی یزدی مطرح شد؛ هسته مرکزی سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی است

زهره سادات موسوی

گاهی برای کسب یک موقعیت به زعم خود مطلوب، گاهی از ترس برملا شدن حقیقتی که فکر می کنید اگر گفته شود ضرر می کنید، گاهی بنا بر عادت، گاهی به تبعیت از دیگران و گاهی به دلیل عدم اعتماد به نفس فکر می کنید که نباید حقیقت را بگویید. اما طبق یک مثل قدیمی دروغگو کم حافظه است و همین امر باعث می شود خیلی مواقع دستتان رو شود و آبرویتان برود و افراد نسبت به شما بی اعتماد شوند.

بی شک این بی اعتمادی یکی از نتایج دروغگویی است. حال این بی اعتمادی می تواند در سطح روابط بین فردی باشد و گاه بین افراد یک جامعه و یا در سطح کلان بین حاکمان و مردم باشد. داستان چوپان دروغگو را که یادتان می آید؟!

دروغ در لغتنامه دهخدا به معنای سخن ناراست، قول ناحق و خلاف حقیقت و مقابل راست و صدق است. دروغگویی در مقابل راستگویی قرار دارد. اولی جزء رذائل اخلاقی و نابهنجاری های اجتماعی به حساب می آید و دومی یک ارزش اخلاقی است که هم در آموزه های دینی به آن تاکید شده است و هم در سابقه تاریخی و فرهنگی مردم ما جزء صفات نیک شمرده شده است.

اما اینکه چرا مردم دروغ می گویند و چرا امروزه بیشتر از گذشته این اخلاق ناپسند در بین ما رواج یافته است از منظرهای مختلفی قابل بررسی است. «رسالت»ا فزایش این پدیده را از منظر جامعه شناسی بررسی می کند.

«علیرضا شریفی یزدی» در قامت روانشناس اجتماعی معتقد است: عوامل زیادی برای دروغگویی افراد می توان برشمرد.

وی کسب منفعت و ترس را از جمله این عوامل بر می شمرد و می گوید: «بسیاری از افراد دروغ می گویند برای اینکه به یک نفع آنی برسند و در چنین شرایطی خب طبیعی است که دروغگویی می شود پایه و اساس کارشان. دومین دلیل ترس آدم هاست. ترس از مجازات، ترس از لو رفتن و یا ترس از دست دادن موقعیت اجتماعی.»

تبعیت از رفتار جمعی
وی تبعیت از رفتاری جمعی را از دیگر عوامل دروغگویی می داند و معتقد است: رفتار جامعه در مقابل یک فرد راستگو رفتار درستی نیست که همین باعث می شودا فراد برایا ینکه ساده لوح خطاب نشوند مثل دیگران دروغ بگویند: «یکی دیگر از دلایل دروغ که  افراد بهش دست می زنند این باور است که همه مردم دروغ می گویند. حالا اگر کسی دروغ نگوید انگار مثلا یک آدم ساده لوح و به قول مشهور به درد نخور است که در زندگی چیزی حالی اش نیست. یعنی انسان های صادق را با انسان های ساده لوح جامعه یکسان می گیرند.»
شریفی یزدی دروغگویی گروه های مرجع جامعه مثل سلبریتی ها و نخبگان سیاسی و هنری و اقتصادی و غیره را نیز یکی دیگر از عوامل دروغگویی مردم می داند و معتقد است دروغگویی این گروه ازا فراد جامعه باعث می شود که مردم در ذهن شان این مسئله به وجود بیاید که چون اینها دروغ می گویند پس دروغ خیلی هم چیز بدی نیست و آنها هم مجاز به دروغ گفتن متناسب با شرایط خود هستند.
دروغ کاندیداها و ترویج این رفتار ناپسند

این روانشناس سپس به یکی از دلایل جامعه شناسی قابل تامل برای گسترش دروغا شاره کرده و می گوید: «متاسفانه یکی از این دلایل بحث انتخابات است. خیلی از کاندیداها در انتخابات مجلس، در انتخابات شوراها و شاید در انتخابات ریاست جمهوری یک سری وعده و وعید می دهند که خودشان از همان اول می دانند این وعده ها قابل اجرا نیست و اصلا به هر دلیلی شدنی نیست و مردم نیز این وعده ها را باور می کنند و بعد که می بینند این وعده ها قابلیت اجرا ندارد نتیجه اش متاسفانه این می شود که این ها ذهن شان به این سمت و سو می رود که بله وقتی بزرگان یک مملکت مثلا استانداری، وزیری و وکیلی دارد دروغ می گوید خب به چه دلیل من دروغ نگویم. و این می شود یک شیوه توجیه رفتار غلطی که ما داریم.

هسته مرکزی سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی است

شریفی یزدی معتقدا ست وقتی در جامعه ای سرمایه اجتماعی کاهش پیدا می کند میزان دروغ در جامعه افزایش می یابد. وی هسته مرکزی سرمایه اجتماعی را اعتماد عمومی می داند: «ا عتماد عمومی دقیقا مخالف دروغ است. یعنی هر چه در یک جامعه اعتماد عمومی افزایش پیدا بکند. از آن طرف میزان دورغ کاهش پیدا می کند. عکسش هم صادق است.»

از دیگر دلایل و عوامل دروغگویی از نگاه این روانشناس اجتماعی آشفتگی های اقتصادی و اجتماعی در یک جامعه است. وی دراین زمینه می گوید: «وقتی جامعه ا ی به شدت دچار مشکل می شود، آسیب های اجتماعی و مشکلات اقتصادی در یک جامعه افزایش می یابد مطالعات نشان می دهد در همه جای دنیا معمولا این طور است که میزان دروغ آدم ها و میزان فریب شان نسبت به هم زیاد می شود.»

آنچه مسلم این است که هر دردی حتما درمانی هم دارد. وقتی جامعه ای که متاثر از عوامل ذکر شده دچار بیماری دروغگویی شد رها کردن آن به حال خود قطعا به بدتر شدن این بیماری دامن می زند. پس باید پای یک تلاش و خواست عمومی برای از بین بردن و یا به حداقل رساندن این صفت بداخلاقی به میان بیاید.این پژوهشگر و روان شناس اجتماعی در ادامه به بررسی راهکارهایا ین مشکل می پردازد و آنها را در سه سطح کلان، میانه و خرد بررسی می کند.

شریفی یزدی معتقد است: راهکارها برای کاهش دروغگویی افراد یک جامعه را هم باید از سطح کلان شروع کرد: «اگر ما می خواهیم میزان دروغ و از آن مهم تر میزان فریبکاری اجتماعی کاهش پیدا کند اولین گام این است که شرایط اقتصادی در جامعه بهبود پیدا بکند و گام دوم این است که جامعه برود به سمت کاهش آسیب های اجتماعی یعنی این دو مقوله مسائل اقتصادی و مسائل اجتماعی به شدت روی مباحث فرهنگی اثر می گذارد و فرهنگ به شدت متاثر از رخدادهای مطلوب و نامطلوب اقتصادی وا جتماعی است. پس این مهمترین راهکار است و اما راهکار میانه این است که نظام آموزشی ما به سمتی برود که دروغگویی را به عنوان یک مذمت بزرگ برای دانش آموزان و دانشجویان جابیندازد و راهکار خرد این است که خانواده ها در سیستم تربیت فرزندانشان به نحوی عمل بکنند که بچه ها فقط با گفتار والدین نباشد که احساس می کنند دروغ بد است بلکه رفتار و اعمال والدین در جامعه هم بیانگر همین مسئله باشد. یعنی پدر و مادر می بینیم به بچه می گویند دروغگویی بد است ولی خودشان دروغ می گویند حتی به خود بچه. به او قول می دهند و به قولشان عمل نمی کنند. بعد توقع دارند که بچه دروغگو بار نیاید.